سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - نگار فیضآبادی؛ یکی از پرفروشترین و پرخوانندهترین ژانرهای ادبی در جهان، ژانر پلیسی و کارآگاهی است. هر ساله کتابهای زیادی در این ژانر توسط نویسندگان منتشر میشود که بسیاری از آنها با فاصلهای اندک به سینما راه پیدا میکنند و در قالب فیلم یا سریال به مخطبان عرضه میشوند. اما علیرغم این پرطرفدار بودن، ژانر جنایی و پلیسی در ایران خیلی توسط نویسندگان و فیلمسازان جدی گرفته نمیشود و جای خالیاش در ادبیات و سینما به شدت احساس میشود. برای بررسی این موضوع و خلاهایی که در این زمینه وجود دارد با امیرحسین ترابی، نویسنده و فیلمساز ژانر جنایی، درباره دلایل ضعفهای اقتباسی سینما و سریال ایران از کتابهای پلیسی و جنایی به گفتوگو پرداختیم که در ادامه میخوانید.
آیا میشود گفت ژانر جنایی در ایران، چه در ادبیات و چه در سینما، برخلاف کشورهای دیگر مخاطب زیادی ندارد؟ این گزاره تا چه اندازه درست است؟
اتفاقا در ایران علاقهمند به ژانر جنایی وجود دارد. همانطور که در جهان هم این علاقمندی را میبینیم. تقریباً دو سوم تولیدات پلتفرمهای خارجی، مثل نتفلیکس در این ژانر تولید دارند. در ایران هم این علاقهمندی هست اما چیزی که کار را سخت میکند، «تولید» آثار جنایی و پلیسی است. شرایط برای فیلمساز بهسختی پیش میرود و ترجیح میدهد اصلا سمت این ژانر نرود.
بعد از ساخت دو سریال پلیسی - جنایی (خونسرد و برتا) دیدم که دستاندازهای بسیار بیشتری جلوی راهم قرار میگیرد. در نتیجه ترجیح میدهی دیگر سراغ این نوع کار نروی. برای مثال، من یک فیلمنامهی جدید نوشتهام و دیشب با تهیهکنندهای صحبت میکردم. پرسید پلیسی است یا معمایی؟ گفتم چه فرقی میکند؟ گفت اگر پلیسی باشد، باید دوباره برویم سراغ ناجی هنر و حوصلهی دردسر ندارم!
در واقع دخالتهایی در فیلمنامه شکل میگیرد و مسیر را به سمتی میبرند که مطابق ذهنیت خودشان باشد. چالشهایی که یک پلیس میتواند داشته باشد، از کار حذف میشود و میخواهند همهچیز پاک، منزه، تمیز و بینقص باشد؛ درحالیکه چنین چیزی وجود ندارد. همه انسانها خاکستریاند و نقاط مثبت و منفی دارند و فرقی نمیکند پلیس باشد یا غیرپلیس. وقتی همهچیز را بیش از حد تمیز و مثبت نشان بدهید، دیگر شخصیتپردازی درست شکل نمیگیرد. به همین دلیل این کار سخت است و معمولا فیلمسازان ترجیح میدهند وارد این حوزه نشوند.
خود شما بهعنوان فیلمساز چقدر به این ژانر ادبی مشتاق هستید؟
برای من این ژانر بسیار جذاب است، اما واقعا سختی زیادی دارد. مگر اینکه آنقدر دلباخته این ژانر باشید که همه این سختیها را بپذیرید و کار کنید.
صرفنظر از مشکلاتی که اشاره کردید، تولیدکنندگان تا چه حد توانستهاند خودشان را نسبت به سالهای گذشته ارتقا بدهند؟
این کار در جامعه ما دشوارتر است، چون جزئیات بسیار زیادی در اجرا، کارگردانی و تولید وجود دارد. از نظر کارگردانی، خیلیها حوصله ورود به این حجم از جزئیات را ندارند تا معما را درست شکل بدهند. در آثار معمایی باید همهچیز دقیق باشد و خیلیها حوصلهی پرداختن به آن را ندارند.
از نظر تولید هم اگر یک اثر جنایی فاقد عناصر پرتنش مثل انفجار، قتل و تصادف باشد، کارکرد خودش را از دست میدهد و اگر وجود داشته باشد هم هزینه تولید را بالا میبرد. از طرفی پلتفرمها هم شاید برای ورود به این حوزه با احتیاط عمل کنند یا اینکه سختشان باشد در این ژانر بخواهند سریال بسازند.
اشاره کردید در غرب حدود دو سوم از آثار جنایی اقتباسی هستند. فارغ از مسائل فنی و دخالتهایی که نام بردید، چرا در ایران کمتر شاهد اقتباس هستیم؟
اقتباس از رمانهای خارجی و تطبیق آن با فرهنگ ایرانی کار سختی است و گاهی بومیسازی آن بهدرستی انجام نمیشود. بخش عمدهای از رمانهای جنایی خارجی دارای مؤلفههایی مثل اروتیسم هستند که امکان استفاده از آنها در فضای داخل وجود ندارد. مخصوصا در ژانر وحشت این مورد را زیاد میبینیم. وقتی این عناصر حذف میشوند، ساختار داستان آسیب میبیند و در نهایت ناچار میشوید به سمت خلق داستانهای بومی و پروندههای داخلی بروید.
اما از کارهای خارجی نمونههایی داریم که بدون نیاز به این بخش، داستانهای خوبی را روایت کردهاند!
نه الزاما کار روی این موضوع استوار نیست. مهم همان بومیسازی و سازگار کردن کارها با داخل کشور است که کار را سخت میکند. تجربه هم ثابت کرده است که کارهای اقتباسی در داخل کشور به همین دلیل موفق نبوده است.
بهجز مورد بومیسازی کارها، آیا سینماگران خودشان به این ژانر اعتماد دارند که سراغش بروند؟
این موضوع تا حد زیادی به سلیقه برمیگردد. شخصا به این ژانر علاقه دارم و در فیلم سینمایی و سریالهایی که ساختهام به آن پرداختهام، اما واقعیت این است که نگارش، کارگردانی و تولید این آثار سختتر است و به همین دلیل بسیاری ترجیح میدهند وارد آن نشوند.
اصلا در این فضای اقتباسی رقابت وجود دارد یا فضا خالی است؟
رقابت کم است. معمولاً در میان چند اثری که ساخته میشود، یکی از آنها به این ژانر تعلق دارد. در سالهای اخیر کارهایی تولید شده که قابل دفاع هستند، اما همچنان این حوزه نیازمند بهتر شدن هستند.
برخی معتقدند بین ادبیات جنایی و سینما ارتباط مؤثری وجود ندارد. فیلمسازان ترجیح میدهند به جای خواندن کتابها بیشتر به سراغ پروندههای جنایی بروند و خیلی گزارشی به یک سوژه بپردازند!
خودم اخیرا رمان جنایی «غریبهای در خانه» را خواندم و از آن اقتباس هم کردم و تقریبا تمام پلتفرمهایی که به آنها ارائه دادم نپذیرفتند. باید درک مناسبی برای کارها وجود داشته باشد که گاهی نیست. مدیران پلتفرمها نگاه و سلیقه فرهنگی عمیقی ندارند و بیشتر بازاری نگاه میکنند. بنابراین درک و پذیرش آثار پیچیده برایشان سخت است. کاری را هم نوشتهام که براساس پروندههای جنایی ایرانی است و میدانم که این کار را راحتتر میتوان ساخت پس سراغ ساخت همان میروم.
یعنی مشکل بیشتر به نوع نگاه مدیران مربوط است یا سلیقه فیلمساز هم شرط است؟
موضوع دوطرفه است. به نظرم باید بین کارگردان و فیلمساز تفاوت قائل شد. فیلمساز تالیف دارد و دارای جهانبینی و مانیفست است و کار را بر اساس آن خلق میکند، اما کارگردان مثل راننده، کارمند بانک و... است و کارش را مثل تکنسین انجام میدهد. بین این دو فاصله عمیقی وجود دارد. فیلمساز سراغ کارهای عمیقتر میرود اما کارگردان دنبال اجرای کارهاست.
برای جذب مخاطب ایرانی به ژانر جنایی کارهای فعلی خوب هستند یا باید در داستان و فرم تغییراتی ایجاد شود؟
حل معما و پیچیدگی داستان برای تماشاگر ایرانی است و به همین دلیل با کارهای سادهتر بهتر ارتباط برقرار میکند. آثار خوبی از نظر محتوا، اجرا و کارگردانی در پلتفرمهای ایرانی هستند که زمان تماشای آنها نسبت به کارهای ساده و معمولی کمتر است. البته فراموش نکنیم مخاطبهایی هستند که کارهای پیچیده خارجی را دنبال میکنند و آنها را هم خیلی دوست دارند.
مشکل کمبود اعتماد به نفس ملی است. مخاطب گاهی آثار خارجی را اگر ضعیف باشند، بیشتر میپذیرد، اما به آثار داخلی توجه کافی نمیکند. صرفا چون کار خارجی است. کارهای خارجی زیادی هستند که ضعفهای جدی دارند اما مخاطب ایرانی آنها را روی سرش میگذارد! اگر کارگردان ایرانی فیلم خوبی نسبت به آثار قبلیاش بسازد، به چشم نمیآید.
سالها پیش «هزارتو» را ساختم و اخیرا کاری را دیدم که خیلی شبیه آن بود اما ضعفهای جدی زیادی داشت ولی منتقدان و مخاطبهای ایرانی کار خارجی را بیشتر میبینند و ارزش زیادی برای آن قائل هستند.
در کنار آن اعتماد به نفس اگر قرار باشد فیلمسازان تغییراتی ایجاد کنند، چه مواردی را باید در نظر بگیرند؟
مهمترین موضوع داشتن جسارت و قدرت ریسک در تغییر فرم و روایت است. البته این نیازمند همراهی سرمایهگذار و تهیهکننده است. با توجه به افزایش هزینهها، معمولا ترجیح داده میشود سراغ فرمولهای امتحانشده و نه کارهای نوآورانه رفت. اما تغییراتی مثل ساختار روایی جدید، فضاسازی متفاوت، نوع پرداخت شخصیتها و حتی شیوه فیلمبرداری میتواند مؤثر باشد. سریال «هزار و یک شب» اتفاق جدیدی در سریالسازی ایران است که ویژگیهای بسیار خوبی دارد اما سوال این است که آیا جسارت کافی وجود دارد که نمونههایی شبیه آن ساخته شوند؟
مسئله اصلی کمبود فیلمنامه و نگاه تازه است. صنعت سینمای ما بیش از هر چیز به داستانهای قوی و متفاوت نیاز دارد. اگر در این حوزه پیشرفت کنیم و بتوانیم نگاههای جدید را ثبت و ارائه کنیم، میتوانیم به نتایج بهتری برسیم. البته این کار زمانبر است و باید صبر کنیم تا مرور شرایط بهتر شود.
نظر شما