به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در رشت؛ ملوان در استان گیلان به ویژه در شهرستان بندرانزلی جایگاه ویژهای دارد و نه فقط نماد ورزشی، بلکه بخشی از فرهنگ و افتخار مردم گیلان به شمار میآید.
باشگاه فرهنگی ورزشی ملوان نیروی دریایی بندر انزلی در سال ۱۳۴۸ تاسیس شد و از آن زمان تاکنون، نوجوانان و جوانان زیادی در این باشگاه پرورش یافتهاند که در عرصههای ملی و بین المللی افتخارآفرین بودهاند. باشگاه ملوان، یکی از قدیمیترین باشگاههای فوتبال ایران و پرافتخارترین تیم شمال کشور است و این باشگاه، به نماد فرهنگی و ورزشی بندرانزلی تبدیل شده و نام و نشان این تیم در تمامی نقاط شهر دیده میشود. اشعار و آهنگهای محلی نیز نشاندهنده تأثیر عمیق ملوان در فرهنگ محلی هستند.
سروش ملتپرست نگارنده کتاب «نوستالژی ملوان و ملوانان بندرانزلی» به معرفی پیشکسوتان تیم فوتبال ملوان بندرانزلی از سال ۱۳۴۸ تا پایان سال ۱۳۶۹ پرداخته و نشر سپیدرود آن را در ۲۵۴ صفحه منتشر کرده است.
در این کتاب با ۵۰ پیشکسوت ملوان، گفتوگو شده و توضیحاتی در مورد فعالیتهای آنان و نقششان در درخشش تیم فوتبال ملوان بندرانزلی آورده شده است.
نویسنده در دیباچه کتاب توضیح داده که محتوای اثر «در برگیرنده گفتوگو با پیشکسوتان ملوان با اولویت تجلی دیگر بار خاطرات شیرین با ملوان و برای ملوان در برهه زمانی ۱۳۶۹ – ۱۳۴۸» است و نوشته: صرفاً به این دلیل گفتوگو با پیشکسوتان ملوان تا آخر سال ۱۳۶۹ مدنظر قرار گرفته که این سال، پایان سالهای طلایی و رویایی و به دور از حاشیه ملوان تلقی میشود؛ روز ۲۶ اسفند سال ۱۳۶۹ و قهرمانی افسانهوار ملوان در جام حذفی. قطعاً با شکوهترین و غرورانگیزترین روز تاریخ زندگی ملوان و ملوانان و نقطه اوج تمامی دوران فعالیت ملوان است که مهر جاودانگی را بر تاریخ ملوان و بر قلب دوستدارانش زد و سال ۱۳۶۹ را میتوان کلاً پایان دوران اخلاقیات (حداقل در مقایسه با دهه های اخیر)، زیباییها و پویاییهای اجتماعی فوتبال (خاصه ملوان) دانست که بعد از آن و با آغاز دهه ۷۰ کلیت جامعه و زیرمجموعه هایش از جمله پدیده فوتبال، فوتبال باشگاهی، باشگاهداری و تیمداری و ... ملوان به انحرافات و بیراهه، فاصله گرفتن از پایگاههای اجتماعی و مادری گرایی محض و .... سمت و سو یافت.
نخستین سطور ابتدایی کتاب با این جملات آغاز شده: ... کو؟ کجاست نفس و نفس زندگی در نیمه دوم دهه پرفروغ و پرخاطره ۶۰ در انزلی و غازیان؟ چه شد آن هیجانات عمیق و وصف ناپذیر و بی تابی ها و بی قراری های شب هایی که فردایش در زنگ ورزشمان برقرار بود و پیشاپیش همه حس و فکر خلاصه می شد در زنگ ورزش و فوتبال فردا در مدرسه و نه احیاناً کلاس درس و درس خواندن! هیجانی مشابه روزهایی که ملوان بازی داشت ... آری همان دوران کودکی و نوجوانی که با اشتیاقی فراوان با مرور و مطالعه نشریات پربار و جذاب کیهان ورزشی و دنیای ورزش دهه های ۴۰ ، ۵۰ و ۶۰ علاقمندی و حس و حالی ویژه یافتم به ملوان قدیم و ملوانان قدیمی و در ادامه گفت وگو با پیشکسوتان این تیم در واقع مردمی و زندگی کردن خاطرات ناب و بی مثالشان از ملوان و با ملوان.
نظر شما