سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- عمران دسترس، استاد دانشگاه؛ برابری یکی از کهنترین و در عین حال مناقشهبرانگیزترین ایدههای تاریخ بشر است. از شعار «همه انسانها آزاد و برابر زاده میشوند» در انقلاب فرانسه تا وعدههای عدالت اجتماعی در جنبشهای ضداستعماری قرن بیستم، برابری همواره در مقام یک آرمان اخلاقی و سیاسی ظاهر شده، اما به ندرت به صورت پایدار تحقق یافته است. تاریخ جهان بیش از آنکه تاریخ برابری باشد، تاریخ نابرابریهای توجیه شده است: نابرابریهایی مبتنی بر طبقه، نژاد، جنسیت، دین و مالکیت.

در خاورمیانه به ویژه، مسئله برابری شکلی دوچندان پیچیده دارد. جوامعی که قرنها با ساختارهای سلسله مراتبی، اقتدارگرایی سیاسی، اقتصاد رانتی و شکافهای عمیق طبقاتی زیستهاند، اغلب «برابری» را یا به عنوان تهدیدی برای نظم موجود سرکوب کردهاند یا آن را به شعاری تهی بدل ساختهاند. در این منطقه، از دوران پیشامدرن تا امروز، نابرابری نهفقط اقتصادی بلکه حقوقی و سیاسی نیز بوده است: تفاوت در دسترسی به قانون، قدرت، آموزش و فرصتها. حتی در بزنگاههای انقلابی که برابری به شعار مرکزی بدل شده، این آرمان اغلب در عمل به شکلی ناقص یا وارونه تحقق یافته است.
در چنین زمینهای، کتاب «برابری: معنایش چیست و چرا مهم است» که با ترجمه سینا باستانی از سوی نشر نو منتشر شده، نهفقط یک اثر نظری، بلکه مداخلهای ضروری در گفتوگویی ناتمام است؛ گفتوگویی درباره اینکه اصلاً از برابری چه میخواهیم، چرا آن را مهم میدانیم و چرا پروژه برابری در جهان معاصر تا این اندازه شکستخورده به نظر میرسد.
ترکیب نویسندگان این کتاب خود گویای اهمیت آن است. توما پیکتی، اقتصاددان فرانسوی و نویسنده «سرمایه در قرن بیستویکم»، یکی از تأثیرگذارترین متفکران معاصر درباره نابرابری اقتصادی است. او با تکیه بر دادههای تاریخی گسترده نشان داده که نابرابری نه یک استثنا، بلکه وضعیت طبیعی سرمایهداری مهارنشده است. پیکتی نابرابری را نه صرفاً یک مسئله فنی اقتصادی، بلکه یک بحران سیاسی و اخلاقی میداند.
در سوی دیگر، مایکل سندل، فیلسوف سیاسی آمریکایی و استاد دانشگاه هاروارد، سالها است که درباره عدالت، شایستهسالاری و اخلاق عمومی مینویسد. سندل به ویژه به نقد این ایده پرداخته که بازار میتواند داور نهایی ارزشها باشد. او معتقد است بسیاری از نابرابریها نه به دلیل ناکارآمدی سیاستها، بلکه به دلیل فقرِ گفتوگوی اخلاقی در جوامع مدرن تثبیت شدهاند.
این کتاب در اصل گفتوگویی میان این دو متفکر است؛ گفتوگویی میان اقتصاد و فلسفه، داده و ارزش، سیاستگذاری و اخلاق.
یکی از مهمترین دستاوردهای کتاب، گسترش معنای برابری است. پیکتی و سندل هر دو تأکید میکنند که برابری را نباید صرفاً به توزیع درآمد یا ثروت فروکاست. هرچند نابرابری اقتصادی نقش محوری دارد، اما مسئله اصلی، برابری در شأن، صدا و مشارکت است.
سندل نشان میدهد که جوامع معاصر، به ویژه تحت سلطه ایدئولوژی شایستهسالاری، نوعی نابرابری اخلاقی تولید کردهاند: کسانی که در نظام رقابتی «موفق» میشوند، موفقیت خود را نتیجه شایستگی فردی میدانند و شکست دیگران را به تنبلی یا بیلیاقتی نسبت میدهند. این نگاه همدلی اجتماعی را از میان میبرد و شکافهای طبقاتی را به شکافهای اخلاقی بدل میکند.
پیکتی از سوی دیگر نشان میدهد که این روایت شایستهسالارانه، اغلب واقعیت ساختاری نابرابری را پنهان میکند: نقش ارث، سرمایه، آموزش نابرابر و سیاستهای مالیاتی. درنتیجه، برابری بدون بازاندیشی در ساختارهای اقتصادی و سیاسی، صرفاً به یک شعار اخلاقی بیپشتوانه تبدیل میشود.
اهمیت این کتاب برای خواننده خاورمیانهای دوچندان است. در جوامعی که نابرابری نه فقط اقتصادی بلکه حقوقی و نهادی است، بحث از برابری ناگزیر به پرسش از قدرت گره میخورد. پیکتی و سندل هر دو به روشنی نشان میدهند که بدون دموکراسی واقعی، شفافیت و مشارکت عمومی، پروژه برابری شکست خواهد خورد.
در جایی که نابرابری اغلب با گفتمانهای ایدئولوژیک توجیه میشود، این کتاب یادآور یک نکته اساسی است: برابری نه امری صرفاً اقتصادی است و نه صرفاً اخلاقی، بلکه پیوندی ناگسستنی با آزادی، قانون و کرامت انسانی دارد. برابری بدون آزادی، به همسانسازی تحمیلی میانجامد؛ و آزادی بدون برابری، به امتیاز انحصاری اقلیتها.
«برابری: معنایش چیست و چرا مهم است» کتابی است برای زمانهای که نابرابری به وضعیت عادی جهان بدل شده و حتی توجیه اخلاقی یافته است. این اثر نه نسخهای سادهانگارانه ارائه میدهد و نه وعده آرمانشهر میدهد؛ بلکه ما را به بازاندیشی عمیق در ارزشهایی دعوت میکند که بر اساس آنها جامعه میسازیم. در جهانی- و به ویژه در منطقهای- که برابری بیش از آنکه واقعیت باشد، آرزو است، این کتاب یادآوری میکند که پرسش از برابری، درنهایت پرسش از این است که چه نوع جامعهای میخواهیم و چه کسانی را شایسته کرامت میدانیم. همین پرسش است که این کتاب را ضروری، به موقع و عمیقاً سیاسی میکند.
نظر شما