یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۷
داستان «عمو کتابی» و کتابخانه سیارش/ قصه عشق به کتاب در روزهای سخت

یزد - «عمو کتابی» و کتابخانه سیارش این روزها همگام با مردم یزد در میادین شهر میزبان علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی است.

سرویس استان های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سیدضیا میررحیمی: در جریان حضور و تجمعات شبانه مردم یزد، عموکتابی با کتابخانه سیارش حضور فعالانه‌ای دارد. او هر شب در میان مردم یزد حضور پیدا می‌کند تا کتاب در این شب‌ها حضوری پر رنگ داشته باشد.

داستان «عمو کتابی» و کتابخانه سیارش/ قصه عشق به کتاب در روزهای سخت

کودکان با ذوق و شوق دور میزهای نقاشی کتابخانه جمع شده بودند و با مداد رنگی‌هایشان، تصاویری از قهرمانان و آرمان‌هایشان را روی کاغذ می‌کشیدند. چهره‌هایشان پر از امید و شادی بود، گویی در این فضای پرالتهاب، پناهگاهی امن یافته بودند.

«عمو کتابی» و قصه‌هایی برای روزهای سخت

کنجکاوی مرا به سمت مسئول این کتابخانه سیار کشاند. مردی میانسال با چهره‌ای مهربان و لبخندی دلنشین، در حال مرتب کردن کتاب‌ها بود. وقتی از او درباره حضورش در میدان پرسیدم، با افتخار گفت: من دبستانی، یک دبیر بازنشسته هستم، اما اهالی من را با اسم «عمو کتابی» می‌شناسند. این را با لبخندی مهربان می‌گوید مردی میانسال، در حالی که مشغول مرتب کردن کتاب‌های رنگارنگ کتابخانه‌ی سیارش است. کتابخانه‌ای که این روزها، درست در قلب میدان‌های پرهیاهوی یزد، به پناهگاهی برای دوستداران کتاب تبدیل شده است.

داستان «عمو کتابی» و کتابخانه سیارش/ قصه عشق به کتاب در روزهای سخت

«عمو کتابی» که زیر مجموعه‌ نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور فعالیت می‌کند، با لحنی صمیمی تعریف کرد که «قبل از این شرایط، ما به ۱۴ روستای اطراف یزد خدمت می‌کردیم. هر هفته با این کتابخانه به روستاها می‌رفتیم و کتاب‌هایمان را در اختیار مردم قرار می‌دادیم. روستاهایی مثل شحنه، اسکان، خیرآباد، عیش‌آباد، اکرمیه، اکرم‌آباد، حسین‌آباد، ریسمانی، خویدک، ملاباشی و سیدمیرزا و ... »

او ادامه داد: بچه‌ها خیلی اهل مطالعه بودند و ذوق و شوق زیادی برای یادگیری داشتند. خیلی از همین بچه‌ها الان هم درهمین میادین و کتاب امانت می‌گیرند.

اما با شروع این روزهای پرالتهاب، «عمو کتابی» و کتابخانه‌ سیارش، مسیری جدید را در پیش گرفتند. «با توجه به تجمعاتی که در میدان‌های مختلف شهر، مثل امیر چخماق و میدان امام حسین (ع) برگزار می‌شد، تصمیم گرفتیم به این مکان‌ها بیاییم و پای کار میهنمان باشیم.»

عموکتابی اضافه کرد: توی این میادین کتاب امانت می دهیم. کسانی که عضو کتابخانه هستند، کتاب می‌گیرند و کسانی که عضو نیستند، به عضویت کتابخانه در می‌آیند.

داستان «عمو کتابی» و کتابخانه سیارش/ قصه عشق به کتاب در روزهای سخت

«عمو کتابی» ادامه داد: «ان‌شاءالله با خواندن کتاب بتوانیم مشکلات کشور برطرف کنیم و به ایران سربلند نزدیک شویم.» او که از آبان ماه سال گذشته این کتابخانه‌ سیار را راه‌اندازی کرده، گفت: در حال حاضر حدود ۱۵۰۰ عضو فعال داریم و ارائه خدمت می‌کنیم.

در حین صحبت با عمو کتابی خانواده‌هایی را دیدم که در حال مطالعه کتاب‌ها بودند. دختری هم که از این کتاب ها بازدید می‌کرد در پاسخ به این که چرا الان کتاب می‌خوانی گفت: موشک‌ها دشمن را هدف می‌گیرند و کتاب‌ها، ذهن‌ها را. هر دو برای دفاع از ایران ضروری هستند.

داستان «عمو کتابی» و کتابخانه سیارش/ قصه عشق به کتاب در روزهای سخت

کتابخانه‌ سیار «عمو کتابی» ۲۸۰۰ نسخه کتاب دارد، اما او از کمبود منابع، به ویژه در بخش کودک و نوجوان، گلایه دارد: «ما محدودیت امانت داریم و به شدت به منابع جدید نیاز داریم. اگر بتوانم این منابع را با کمک پروردگار و خیرین تهیه کنم، دل تک تک این بچه‌ها شاد می‌شود.

اما «عمو کتابی» فقط به امانت دادن کتاب محدود نمی‌شود. او و همکارانش، برنامه‌های متنوعی را برای کودکان و نوجوانان تدارک دیده‌اند. در کنار امانت کتاب و مطالعه، قصه‌گویی، کارگاه‌های نقاشی برگزار می‌کنیم و همچنین عکس نقاشی روی صورت و اوریگامی هم داریم. خیلی از همکارانمان هم می‌آیند و با ذوق و شوق به ما کمک می‌کنند.

او ادامه داد: بچه‌ها لقب «عمو کتابی» را به من دادند. هر وقت پای ماشین می‌آیند، می‌گویند: عمو کتابی، کتاب می‌خواهیم! این عنوانی بوده که تک تک این بچه‌ها، دو هزار نفر، سه هزار نفر از این بچه‌هایی که پای ماشین آمده‌اند، به من هدیه کردند.

«عمو کتابی» با نگاهی سرشار از عشق به کتاب و مردم ادامه داد: من ذوق و شوق زیادی دارم که این انرژی را از تک تک این مردم که در این میادین حضور پیدا می کنند کسب می‌کنم و تا زمانی که این مردم حضور داشته باشند، من و کتابخانه سیارم در این مکان‌ها خدمت رسانی می‌کنیم.

داستان «عمو کتابی» و کتابخانه سیارش/ قصه عشق به کتاب در روزهای سخت

داستان «عمو کتابی» و کتابخانه‌ سیارش، قصه‌ای از عشق به کتاب، خدمت به مردم و امید به آینده است. قصه‌ای که در قلب یزد، در میان هیاهوی میدان‌ها.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها