سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «نسیبا عظیمی» (نویسنده): در این روزهای پرتلاطم که سایه جنگ بر سر همه ما افتاده و هیاهوی این ناآرامیها دلهرهآور و پرتنش است و گوشهگوشه سرزمینمان را درگیر کرده، صدای جنگندههای دشمن و بمبافکنهای زلزلهآسا و ویرانگر همچنان وحشت را در خانههایمان بین همه افراد خانواده از کوچک و بزرگ بهوجود میآورد و به مرور باعث بیماریهای اعصاب و روان میشود، شاید تنها پناهگاه امن و دلگرمکننده، دنیای درون باشد. من که عمری را با واژهها زیستهام و در پهنای کتابها سفر کردهام، امروز بیش از پیش شما عزیزان را مخاطب قرار میدهم و با شما سخن میگویم؛ نه از جنس حماسه و ستیز، بلکه از جنس آرامش و تابآوری.
جنگ، واقعیتی تلخ است که بدنهای سالم را نیز میفرساید و روحها را زخمی میکند اما در دل این آشوب، گاه غافل میشویم از آن گنجینههایی که همواره در دسترس ما بودهاند و اکنون بیش از هر زمان دیگر میتوانند ناجی جانمان باشند؛ کتابها.
کتابها، پنجرههایی رو به دنیای دیگرند. آنها ما را به زمانهای دور میبرند، ما را با قهرمانانی آشنا میکنند که بر سختیها غلبه کردهاند و ما را به قلب اندیشههایی ژرف رهنمون میشوند که گاه در شلوغی روزمرگی مهجور میمانند. در صفحات یک کتاب میتوان جنگید اما جنگی از جنس حقیقت و معنا. میتوان گریست، ولی گریانِ دردی عمیق که درکمان را وسعت میبخشد و میتوان خندید اما خندهای از سرِ فهم و همدلی.
وقتی هراس، دلها را میفشارد و آیندهای مبهم، ذهنها را درگیر میکند، غرقشدن در دنیای داستانها، در پیچوخمِ استدلالهای فیلسوفان یا در لطافتِ شعر، میتواند سکوتی شفابخش را به ارمغان بیاورد. کتاب آن دوست وفاداری است که در تنهایی، همدم ما میشود و در تاریکی، نوری فروزان میبخشد.
از شما، خواهران و برادران عزیز، که شاید این روزها بار سنگینِ اندوه و نگرانی را بر دوش میکشید، میخواهم که به آغوش کتاب بازگردید. در میان این اوراق، نه تنها آرامشی برای روح خستهتان خواهید یافت، بلکه چراغی برای روشنکردن مسیر پیشرو و سپری برای محافظت از آنچه در دل دارید.
بگذارید واژهها مرهم شوند بر زخمهایمان و قصهها یادآورِ قدرت بیکرانِ انسان برای تابآوردن و بالیدن، حتی در دلِ سختترین شرایط، چراکه در نهایت، این ذهنِ آرام و روحِ آگاه است که میتواند دوباره بنا کند، دوباره عشق بورزد و دوباره امید را در دلها زنده بسازد. کتاب بخوانیم، تا آرام بمانیم. آرام بمانیم، تا بتوانیم دوباره بسازیم.
در پایان، از میان نویسندگان بزرگی که به موضوع جنگ پرداختهاند، چند نمونه را به شما معرفی میکنم.
لئو تولستوی: با شاهکار «جنگ و صلح»؛ این رمان عظیم، نه تنها وقایع تاریخی جنگ ناپلئونی را به تصویر میکشد، بلکه به عمق مسائل فلسفی، اجتماعی و انسانی مرتبط با جنگ، از دیدگاه شخصیتهای مختلف میپردازد. تولستوی نگاهی چندوجهی به جنگ دارد؛ از عظمت و شکوه ظاهری تا وحشت و بیهودگی آن.
ارنست همینگوی: با کتاب «وداع با اسلحه». او که تجربه مستقیم جنگ جهانی اول را داشت، در این اثر داستانی تکاندهنده از عشق در بستری از جنگ و پوچی را روایت میکند. همینگوی بهخاطر سبک ساده و درعینحال تاثیرگذارش بسیار مشهور است و توانسته واقعیتهای تلخ جنگ را به شکلی ملموس منتقل کند.
اریک ماریا ریمارک: با رمان «در جبهه غرب خبری نیست»؛ این نویسنده آلمانی که خودش در جنگ جهانی اول جنگیده بود، یکی از قویترین و اندوهبارترین توصیفها از وحشت، بیگانگی و تلفات روحی سربازان جوان در جنگ جهانی اول است. این کتاب نگاهی بیپرده به واقعیتهای هولناک جنگ دارد و دیدگاه نسل گمشده را به تصویر میکشد.
کورت ونهگات: با رمان «سلاخخانه شماره پنج»؛ این نویسنده آمریکایی شاهد بمباران درسدن در جنگ جهانی دوم بوده است. کتاب او، یک رمان پادآرمانشهری است که با سبکی منحصربهفرد، تلفیقی از طنز سیاه، علمی ـ تخیلی و تجربههای تلخ جنگ را ارائه میدهد و در مورد بیهودگی و جنون جنگ صحبت میکند.
این نویسندگان و آثارشان، هر کدام از زاویهای متفاوت به جنگ نگریستهاند و توانستهاند با قلم سحرآمیز خود، پیامهای عمیقی را درباره صلح، انسانیت و هزینه ویرانگر جنگ به نسلها منتقل کنند.
نظر شما