سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۷
سعدی، ساکن کوه خدایان

سعدی الگوی زبانی داستان‌نویسان و شاعران ایرانی است. نمی‌شود به داستان و شعر فکر کرد و نام سعدی را در این میان نادیده گرفت. همان «سهل و ممتنعی» که از زبان اهالی ادبیات شنیده‌ایم. چه در داستان‌پردازی در میانه حکایت‌ها و چه در نازک‌خیالی‌هایش در غزلیات یا در شوخی‌ها و مطایباتش یا در عامی و عادی بودن رفتار ادبی‌اش.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبناسعدی الگوی زبانی داستان‌نویسان و شاعران ایرانی است. نمی‌شود به داستان و شعر فکر کرد و نام سعدی را در این میان نادیده گرفت. همان «سهل و ممتنعی» که از زبان اهالی ادبیات شنیده‌ایم. چه در داستان‌پردازی در میانه حکایت‌ها و چه در نازک‌خیالی‌هایش در غزلیات یا در شوخی‌ها و مطایباتش یا در عامی و عادی بودن رفتار ادبی‌اش.

رفتار ادبی سعدی برخلاف برخی شاعران کهن به سمت همه‌فهمی پیش رفته است و همین باعث شده شیخ‌ اجل مقامی دیگرگونه در میان اسلاف و اخلاف خود داشته باشد. اگر به ادبیات معاصر ایران نیز نگاه کنیم از همان ابتدای پیدایش رمان و داستان ایرانی و همچنین شعر نو که با نیما آغاز شده رد و پای نظر معاصرین درباره سعدی را پیدا می‌کنیم. در این نوشته به مناسبت یکم اردی‌بهشت، روزی که به نام سعدی نامگذاری شده، نظرات برخی نویسندگان و شاعران ایرانی درباره این شاعر را مرور می‌کنیم.

در همسایگی نیما

نیما یوشیج نخستین شاعری است که به شکلی ساختارمند به تبیین شعری پرداخت که با پیشینیان خود متفاوت بود. شعری که برچسب «نو» بودن آن را متمایز می‌کرد. نیما در کتاب‌های «ارزش احساسات در زندگی هنرپیشگان» و «حرف‌های همسایه» سعی می‌کند زبان و شیوه شعری‌اش را تشریح کند و بگوید قصد و منظور او از نوشتن شعر به شیوه‌ای که در نظر دارد به چه راه و روشی است.

نیما در «حرف‌های همسایه» در مطلبی که تاریخ بهمن 1322 بر آن خورده از تفاوت‌های حافظ و سعدی سخن می‌گوید. آن‌چه معلوم است، سعدی چندان به مذاق نیما خوش نیامده و پیچیدگی‌های حافظ چه در زبان و چه در مفاهیم نظر شاعر را بیش‌تر جلب کرده است.

نیما می‌گوید شاعران بزرگ هریک کلمات خاص خودشان را دارند. کلماتی که هویت شاعری آن‌ها را می‌سازند و از عادی بودن فاصله می‌گیرند، چنان‌که شاعری چون نظامی یا حافظ چنین‌اند اما به گمان او شیخ ‌اجل چنین جایگاهی ندارد. کلمات در نزد او عادی هستند و گزینشی در کار نیست. او معتقد است: «برای مطالب عادی، کلمات چه زیاد و در دسترس همه هست و همه می‌گویند» و سعدی هم چنین جایگاهی دارد.

نیما یوشیج در مرحله‌ای دیگر پا را از انتقاد در انتخاب واژگان سعدی فراتر می‌گذارد و به مفاهیم در شعرهای او نیز خرده می‌گیرد و این‌طور بر سعدی می‌تازد: «در نزد شیخ، هیچ‌گونه حسی تطور و تبدیل نیافته و عشق برای او یک عشق عادی است که برای همه ولگردها و عیاش‌ها و جوان‌ها هست، جز این‌که او آن را آب‌وتاب‌دارتر ساخته است. ولی درباره شعرای بزرگ این معنی چنین است: در شعرای بزرگ، عشق و عاشقی تبدیل و تطور یافته. احساسات آنها تخمیر شده. خمیره‌ای است که وقتی خام بوده است (چنان‌که در جناب شیخ اجل). برای شیخ اجل، معشوق و معشوقه صورت و فکر معین و متداولی دارد، این است که به هیچ‌گونه ابهام در اشعار او برنمی‌خورید. او چیزی را در زندگی نباخته و به درد بی‌درمانی نرسیده است.»

بااین‌همه نیما در عمل راه سعدی را در پیش می‌گیرد و زبان شعر کلاسیک را به سمت امروزی شدن پیش می‌برد. او از اصطلاحاتی استفاده می‌کند که مردم عادی استفاده می‌کنند و عشقی را بنا می‌نهد که مردمان عادی با آن سروکار دارند. اما در عین نو بودن، نیما همچنان در بسیاری جهات فکری، کلاسیک است.

خرده‌گیری‌های نیما یوشیج از سعدی چنان است که در مطلبی دیگر می‌گوید: «و می‌بینید آن‌هایی را چقدر رقت‌انگیزند که زور می‌زنند تا شعر بگویند» و در ادامه چنین شاعرانی را این‌طور وصف می‌کند که: «همان‌طور که بیهوده شعر می‌گویند، سعدی را بر حافظ ترجیح می‌دهند و خود را بر شما و بیهوده‌ای از همه بیهوده‌تر را بر همه.» این تاختن بر سعدی، تا پای احساسات هم پیش می‌رود و می‌گوید: «احساسات شیخ را چندان شاعرانه فرض نکنید و ارزشی متوسط بیشتر به آن‌ها ندهید.»

رابطه جمالزاده و افصح‌ المتکلمین

محمدعلی جمالزاده برخلاف نیما یوشیج جور دیگری به سعدی نگاه می‌کند و شیخ را «افصح‌ المتکلمین» می‌نامد. از همین اصطلاح به‌خوبی می‌توان فهمید که جمالزاده جایگاه ویژه‌ای برای زبان سعدی قائل است. دست‌نوشته‌های پدر داستان‌نویسی ایران درباره سعدی چند سالی است که توسط آرشیو ملی ایران منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

جمالزاده به مناسبت جشن هفتصدمین سال تالیف «گلستان» در سال 1317 می‌نویسد: «امروز هفتصدوبیست‌وهفت سال قمری از تالیف گلستان می‌گذرد و هنوز نه‌تنها از طراوت و شکوه آن ذره‌ای نکاسته بلکه شاخسار و گلبن آن بر جهان سایه افکنده است و شاید بتوان گفت که نه‌تنها در میان مردم فارسی زبان بلکه در بین تمام کسانی که در اطراف کره ارض به‌ زبان و ادبیات فارسی علاقه‌ای دارند احدی پیدا نخواهد شد که از نظم و نثر سعدی چیزی نداند و کلامی به‌خاطر نسپرده باشد.»

نگاه جمالزاده به سعدی شیرازی ستایشگرانه است، تا جایی که در یک دست‌خط دیگر چنین می‌نویسد: «او را افصح المتکلمین دانسته‌اند و جای تردید نیست که به‌راستی از غایت اشتهار، مستغنی الوصف است...»

شکی نیست که پدر داستان کوتاه ایران که خود کلام عام مردم را در داستان‌هایش به‌کار برده و مجموعه داستان «فارسی شکر است» را منتشر کرده است یکی از طرفداران مهم سعدی به‌شمار می‌رود. نیما کلام شیخ اجل را عامی و عادی می‌داند و او را نکوهش می‌کند در عوض جمالزاده همین مساله را حسن او دانسته و نوشته‌های سعدی را «نمکدان خوان فصاحت» خوانده و از گوته نقل‌قول می‌کند که این حکیم و شاعر آلمانی شیخ شیراز را «ساکن کوه خدایان» دانسته است.

نگاه ناظم شاملو

احمد شاملو شاعری که نظراتش درباره بخشی از ادبیات کلاسیک ایران همیشه مناقشه برانگیز بود وقتی پای سعدی به میان می‌آید ترجیح می‌دهد او را «ناظم بزرگ» بخواند. شاملو هم نظر نیما را دارد. او هم کلام، کلمه و زبان را عنصری فراتر از مردم عامی می‌داند. همان‌طور که در شعر «از خود با خویش» علاقه‌اش به استفاده از کلمات را تشریح می‌کند. او در این شعر در برابر خودش قرار می‌گیرد و این پرسش را مطرح می‌کند که: «اکنون که چنین / زبانِ ناخشکیده به کام اندر کشیده خموشم / از خود می‌پرسم / هرآن‌چه گفته باید باشم / گفته‌ام آیا؟...»

«هرآن‌چه گفته باشم» برای شاملو چه معنایی دارد؟ او مفهموم و گزینش کلمات را جدی می‌گیرد و ترجیح می‌دهد فاخر بودن کلام را حفظ کند. همین رویکرد است که شاملو را هم در کنار منتقدین شعر سعدی می‌بینیم. همان‌طور که در جلسه‌ای به فردوسی می‌تازد و همچنان مورد انتقاد فردوسی‌دوستان قرار گرفته، با سعدی هم سر ناسازگاری دارد. او در گفت‌وگویی با علی‌اصغر ضرابی، این‌طور می‌گوید: «سعدی به عقیده من، بزرگ‌ترین ناظمی است که تا به امروز، زبان فارسی به خود دیده است.»

شاملو نگاهش به شعر سعدی را در همین گفت‌وگو چنین بیان می‌کند: «بیان منظوم سعدی، گاه، در لطافت با شعر پهلو می‌زند.»

بااین‌همه نظرات شاملو که منتقد فردوسی یا سعدی است، منتقدانی جدی دارد. علاقه به کارکردهای استعاری و اجتماعی در شعر، در نگاه شاملو، هرگز او را طرفدار شعرهای شیخ شیراز نکرد. بااین‌همه حافظ را می‌ستاید و او را «موفق‌ترین» شاعر می‌داند.

بی‌شک تفاخر در زبان که یکی از علاقه‌ها و ویژگی‌های شعری شاملو است هرگز در زبان سعدی جریان ندارد. حتی گزینشی که در کلمات در زبان مهدی اخوان ثالث، شاعر هم‌عصر شاملو می‌بینیم هم باعث شده که اخوان هم نگاه جدی‌ای به شعر سعدی نداشته باشد.

دیگران و سعدی

سعدی اما در نگاه معاصران، منتقدان و طرفداران سرسختی دارد. نویسندگان و شاعران بسیاری درباره سعدی سخن گفته‌اند. بزرگ علوی در یک مقاله درباره ترجمه آلمانی سعدی می‌نویسد: «برای ما ایرانیان، نکته جالب این است که هنوز آثار سعدی در همه کشورهای آلمانی زبان، چه در آلمان فدرال و چه در جمهوری دموکراتیک آلمان، زنده و جاوید است و دانشمندان کشورهای متمدن، آثار شاعر شیراز را جزو فرهنگ جهانی می‌شمارند.»

فهرست نظرات درباره سعدی بلند بالاست. نگاه‌های تحقیقی‌، نقادانه، تحبیبی و... درباره شیخ اجل بسیار است. از این میان می‌توان به محمدرضا شفیعی کدکنی، شاپور جورکش، شمس لنگرودی، یدالله رویایی، محمدعلی سپانلو، ابوتراب خسروی، امین فقیری و... اشاره کرد.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مصباحی IR ۱۶:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۱
    با خوانش چند بند آغازین اندوهناک شدم ‌خواستم به قول سعدی دامن فراهم چینم وگوشه عزلت نشینم اما نام نامی سعدی مرا تا انتها ی این مقال دستگیر شد سپاس از شما!!
  • البرز IR ۱۹:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۴
    در خصوص اظهارات نیما و شاملو درباره سعدی، از زبان خود سعدی می‌توان جوابشان را داد: مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی؟

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها