سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سایه برین: تصویرگری از مهمترین مؤلفههای ادبیات کودک و نوجوان است. برای بسیاری از کودکان، تصویر نخستین راه ارتباط با یک کتاب به شمار میرود؛ عنصری که گاه پیش از متن دیده میشود و حتی بیش از آن در ذهن میماند. رنگها، شخصیتها و فضاهای تصویری نه فقط درک داستان را آسانتر میکنند، بلکه میتوانند زمینه گفتوگوی کودکان و والدین را نیز فراهم آورند. از همین رو، در پرونده «تصویرگران کتاب کودک» سراغ هنرمندانی رفتهایم که سالها در این حوزه فعالیت کردهاند تا از تجربهها، دغدغهها و نگاهشان به تصویرگری کودک بگویند.
با احمد عربانی گفتوگو کردهایم؛ هنرمندی که نامش بیش از هر چیز با کاریکاتور و مطبوعات طنز گره خورده است، اما سابقهای طولانی در تصویرگری کتاب کودک و نوجوان نیز دارد. عربانی فعالیت حرفهای خود را از اواخر دهه ۱۳۴۰ آغاز کرد و در طول بیش از پنج دهه فعالیت هنری، در حوزههای مختلفی از جمله تصویرگری کتاب، مطبوعات و انیمیشن حضور داشته است. تجربه کار در این عرصههای گوناگون، نگاه ویژهای به روایت تصویری در آثار او بخشیده است.
وقتی از عربانی پرسیدیم دوست دارد کودکی که امروز آثارش را میبیند، چه نگاه تازهای به جهان پیدا کند، پاسخی کوتاه اما معنادار داد: «نگاهی بیعقده.»
او درباره جایگاه تصویرگر در دورانی که هوش مصنوعی میتواند در چند ثانیه تصویر تولید کند نیز بر اهمیت تجربه انسانی تأکید میکند. به اعتقاد او، آنچه در کار یک تصویرگر انسانی جایگزینناپذیر است، «تصویر درونی انسان» است؛ تصویری که از احساس، درک، شعور و تجربه زندگی شکل میگیرد.
عربانی در پاسخ به پرسشی درباره بازنمایی کودکان در تصویرگری، به اهمیت شباهت و باورپذیری شخصیتها اشاره میکند. او میگوید اگر کودکی به او بگوید شخصیتی که کشیده شبیه او نیست، طرح را پاک میکند و دوباره میکشد. این نگاه را از سالهای فعالیتش در مجله گلآقا به یاد دارد؛ جایی که برای طراحی چهره شخصیتها بارها از دیگران نظر میخواست و اگر شباهت کافی وجود نداشت، طراحی را از نو آغاز میکرد.
یکی از صریحترین پاسخهای او به کلیشههای رایج در تصویرگری کودک مربوط میشود. عربانی از نحوه تصویر کردن دختران در بخشی از کتابهای کودک و کتابهای درسی انتقاد میکند و معتقد است در بسیاری از این آثار، روسری به شکلی نامتناسب بر سر کودکان قرار میگیرد و نتیجه، تصویری غیرطبیعی از کودک است.
او درباره تصویرگری مفهوم شکست نیز به نقش رنگها اشاره میکند. به گفته عربانی، اگر قرار باشد داستانی درباره پذیرش شکست را تصویرگری کند، از رنگهای سرد و «یخچالی» استفاده خواهد کرد. با این حال، معتقد است برخی عناصر تصویری مانند پرسپکتیو را نمیتوان توضیح داد و باید در عمل اجرا شوند.
برخی پرسشهای مطرحشده در این گفتوگو نیز از نظر او پاسخ شفاهی ندارند. برای مثال، درباره طراحی یک کتاب تصویری با موضوع تنهایی در عصر شبکههای اجتماعی میگوید چنین ایدهای باید در قالب تصویر شکل بگیرد و قابل شرح دادن نیست. او درباره متقاعد کردن نوجوانی که تصویرگری کودک را «بچگانه» میداند نیز معتقد است برای رسیدن به پاسخ، ابتدا باید خودِ تصویر را طراحی کرد.
در پایان گفتوگو، عربانی از کتابی یاد میکند که هنوز پس از سالها در ذهنش زنده است؛ «افسانههای کهن» به روایت زندهیاد صبحی مهتدی. او میگوید پدرش این کتاب را برایش خریده بود و داستانهای بومی و ایرانی آن به دلش نشسته بودند. عربانی همچنان با تصاویر آن کتاب احساس نزدیکی میکند و از همذاتپنداری با فضای آن سخن میگوید.
پاسخهای کوتاه احمد عربانی، تصویری روشن از نگاه او به هنر تصویرگری ارائه میدهد؛ نگاهی که بیش از هر چیز بر تجربه انسانی، مشاهده دقیق و ارتباط صادقانه با کودک تأکید دارد.
نظر شما