سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - ساحل رضائی: محبوبه کاوسی، شاعر و نویسنده کودک و بزرگسال است که در تیرماه سال ۱۳۶۲ در شهر مشهد متولد شد و مولف بیش از ۳۵ عنوان کتاب در زمینه شعر و داستان کودک و بزرگسال است و تاکنون در چند جشنواره شعر کشوری مقام کسب کرده است. محبوبه کاوسی، دانشآموخته رشته زبان و ادبیات فارسی است و مولف کتابهایی با عناوین آشنایی با مشاغل، بچه آهو سلطان جنگل، دنیای شعر کودکان، یه قصه پر غصه، ماجرای یاسمین در بید بلند خلیج فارس، آخرین تکه شیرینی و سایه مداد رنگیها برای کودکان و نوجوانان است. با این شاعر و نویسنده کودک و نوجوان در خصوص بررسی فرصتها و چالشهای ادبیات کودک و نوجوان به گفتوگو نشستیم.
برای نوشتن داستان کودک و نوجوان، چه نکات اصلی باید رعایت شود؟
نکات زیادی در این حوزه باید مدنظر قرار گیرد اما مواردی همچون شناخت دقیق گروه سنی، پرهیز از نصیحت مستقیم، استفاده از تخیل باورپذیر، بهکارگیری زبان ساده و روان، کوتاهنویسی و استفاده مناسب از تصاویر از جمله نکات مهم هستند. همچنین پرداختن به مفاهیمی مانند دوستی، خانواده، مهربانی و صداقت و استفاده از شخصیتهای قابل همذاتپنداری اهمیت دارد.
چه آثاری را برای شروع کتابخوانی نوجوانان پیشنهاد میکنید؟
در میان داستانها آثاری مانند «ماهی سیاه کوچولو»، «قصههای مجید» و «بچههای قالیبافخانه» و «زیبا صدایم کن» از جمله گزینههای مناسب هستند که مناسب برای شروع کتابخوانی نوجوانان هستند.
آیا نوجوانان برای افزایش آگاهی به شعر هم نیاز دارند؟
شعر میتواند ابزار مؤثری برای انتقال مفاهیم به کودکان باشد، هرچند سلیقهها متفاوت است. استفاده از شعر بهجای نصیحت مستقیم، میتواند مفاهیم را بهصورت غیرمستقیم و قابلپذیرشتر به کودکان منتقل کند. اما مشکل این است که بسیاری از شعرها نصیحتگونه، شعارگونه و غیرصادقانهاند. کودک و نوجوان فقط با شعر واقعی ارتباط برقرار میکنند.
استفاده از زبان محاوره در شعر تا چه اندازه مناسب است؟
زبان محاوره میتواند در آغاز به برقراری ارتباط کمک کند، اما نباید در همان سطح باقی ماند. لازم است بهتدریج زبان اثر ارتقا یابد و غنیتر شود.
ادبیات کودک و نوجوان امروز نسبت به سالهای گذشته متفاوت شده است؟
ادبیات کودک و نوجوان امروز توجه بیشتری به احساسات و دنیای درونی دارد و در عین حال، مسائل واقعیتری را نیز بازتاب میدهد. نباید فراموش کنیم که سطح آگاهی نسل جدید نسبت به گذشته افزایش یافته است.
مهمترین چالش پیشروی ادبیات کودک و نوجوان امروز چیست؟
یکی از مهمترین چالشها، توجه بیش از حد به ظاهر کتابها و کمتوجهی به محتوای آنهاست. برای پیشرفت، باید آثاری تولید شود که ذهن کودک را به چالش بکشد، حس کنجکاوی او را برانگیزد و او را به ادامه مطالعه ترغیب کند. متأسفانه در این حوزه با کمبود نقد جدی مواجه هستیم و همین مسئله باعث شده است برخی آثار ضعیف منتشر شوند. در حالیکه نقد سازنده میتواند به ارتقای کیفیت آثار و رشد این حوزه کمک کند.

به نظر شما ادبیات کودک و نوجوان ایران ظرفیت جهانیشدن را دارد؟
در حال حاضر، با توجه به کاستیها و کمکاریهای موجود، هنوز شرایط لازم برای جهانی شدن بهطور کامل فراهم نیست. برای رسیدن به این هدف، باید از سطح سادهنویسی صرف فراتر رفت و آثاری خلاقانه و متمایز تولید کرد.
آموزش مفاهیمی مانند دین، وطن و میهن به کودکان باید چگونه انجام شود؟
این مفاهیم را نمیتوان بهصورت مستقیم و یکباره به کودک آموزش داد. لازم است این موضوعات بهصورت تدریجی، مستمر و متناسب با سطح درک کودک مطرح شوند تا به مرور در ذهن او شکل بگیرند.
مواجهه کودک امروز با مسائل معنوی چگونه باید باشد؟
در این زمینه، پرهیز از افراط و تفریط بسیار مهم است. مفاهیم معنوی باید بهصورت غیرمستقیم و با بیانی جذاب، مانند داستان، شعر و قالبهای هنری، به کودک منتقل شوند تا هم قابلدرک باشند و هم اثرگذاری بیشتری داشته باشند. اگر معنویت را با جبر به کودک تزریق کنیم، کودک آن را در نوجوانی پس میزند.
از دید شما با توجه به از بین رفتن مرزهای مشاهدات کودکان و بزرگسالان در فضای مجازی، چگونه میشود جهان مستقلی برای کودکان ساخت؟
به سختی میشود کودکان را از این فضای نسبتاً مسموم دور کرد اما راهی که به نظر من میرسد این است که باید برای کودکان محیطی را مهیا کنیم که کمتر به سمت فضاهای مجازی رو بیاورند و این نکته به تبحر خانواده برمیگردد. خانواده باید پیگیری کند که کودک در چه زمینهای علاقه بیشتری از خود نشان میدهد و او را به خواندن کتابهایی طبق علایقش تشویق کند.
آیا آگاهی بیش از حد کودکان از طریق فضای مجازی را باید فرصت دانست یا تهدید؟
این موضوع به نوع محتوایی بستگی دارد که کودک با آن مواجه میشود. برخی محتواها میتوانند آسیبزا و تهدیدکننده باشند، در حالیکه برخی دیگر فرصتهایی ارزشمند برای رشد و پیشرفت فراهم میکنند. بنابراین، جهتگیری این آگاهی است که آن را به فرصت یا تهدید تبدیل میکند. اما واقعیت این است اگر مدیریت نشود، بیشتر تهدید است. چرا که مغز کودک هنوز در حال رشد است و فضای مجازی اعتیاد به دوپامین ایجاد میکند و تمرکز را کاهش میدهد. اما از طرفی اگر هدایت شود، میتواند منبع یادگیری و ابزار خلاقیت برای کودکان باشد. مشکل اصلی خود اینترنت نیست، بلکه بیراهنما بودن کودک است. زندگی مدرن کودک را تبدیل به مصرفکننده اسباببازی، کارتون، موبایل و انواع بازیها کرده است. اما معنا از مصرف نمیآید بلکه از تجربه میآید. باید کودک را به سوی تجربه کردن و کشف کردن سوق داد. مثلا طبیعت بزرگترین معلم معناست. کودکی که درخت، خاک، باران و حیوانات را لمس کند، سؤالات عمیقتری میپرسد. یا مثلاً میشود به جای خرید چیزهای بیشتر، کودک را در دل تجربههایی مثل سفر و ساختن انداخت.
نظر شما