سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،امید طبیبزاده، مترجم: اگر نگاهی به همین صد سال اخیر تاریخ معاصر خودمان بیندازیم میبینیم که طی این مدت، حکومتهای گوناگون به طرق مختلف (همچون کودتا و دستنشاندگی و انتخابات و انقلاب) بر سر کار آمدهاند، اما همه بدون استثنا با دخالت استعمار سرنگون و یا تهدید به سرنگونی شدهاند!
ویژگی مشترک دیگر در تمام این حکومتها، حتی حکومتهای دستنشاندهٔ رضاشاه و شاه نیز، این بوده است که اندکی پس از به قدرت رسیدن دریافتهاند که با وجود این همه امکانات و دانش و ثروت ملی عظیمی که در اختیار دارند، نمیتوانند و نباید خدمتگزار استعمار باشند! درواقع هر حکومتی که در ایران بر سر کار بیاید، پس از مدتی به همین راه خواهد رفت، و مهمترین دلیل آمریکا و اسراییل برای نابودی و تجزیهٔ ایران، به وحشت آنها از همین قدرت عظیم و بالقوهٔ نهفته در فرهنگ و اقلیم ایران مربوط میشود.
امروزه جبههٔ ضد استعماری ایران در مقابل غرب، به دلایل گوناگون از تمام دورههای قبلیاش قدرتمندتر است که به چند مورد آن اشاره میکنم: اول اینکه دو دشمن اصلی این جبههٔ ضد استعماری، یعنی ترامپ و نتانیاهو، از بدنامترین و فاسدترین و درنتیجه منفورترین چهرههای سیاسی در میان مردم خود و مردم جهان هستند. دوم اینکه تنها اپوزسیون عملاً موجود در صحنه، رضا پهلوی است که عامل دستپرودهٔ همان دو نیروی مخالف اصلی است؛ او در آغاز درگیریها نقش مهمی در پیشبرد اهداف آمریکا و اسراییل داشت اما بهتدریج و با آشکار شدن بیکفایتیهایش تقریباً بهطور کامل از میدان عمل خارج شد. سوم اینکه ایران دو شاهرگ حیاتی دنیا را در اختیار دارد که با کمترین و ارزانترین امکانات نظامی میتواند آنها را ببندد و مانع از رسیدن خون به شریانهای آمریکا و اروپا و تمام دنیا بشود؛ ارزش و قدرت تنگه هرمز برای ایران، به قول یکی از سیاستمداران روس، به تنهایی بیش از چند بمب هستهای است. چهارم اینکه ایران احتمالاً هنوز از تمام امکانات تسلیحاتی خود رونمایی نکرده و این نکتهای نیست که از چشم دشمنان ایران پنهان مانده باشد! پنجم اینکه اروپاییها حاضر نشدهاند تا شریک جرم و شریک جنایتها و حماقتهای بزرگ ترامپ در منطقه باشند، زیرا دریافتهاند که ضرر همکاری با ترامپ به مراتب بیش از منفعت آن است. ششم این که رهبران و مشاوران فعلی ایران از دانش سیاسی و بینالمللی بسیار بالایی برخوردار هستند که راهنمای عمل آنان در صحنههای گوناگون است؛ منظورم نه سیاستمداران و مشاوران تحصیلکرده، بلکه حتی نظامیانی است که نزد استادانی چون دکتر محمدرضا حافظ نیا (استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس) درس خواندهاند- بسیار مهم است که بدانیم عنوان رسالهٔ دکتری حافظنیا «نقش استراتژیک تنگه هرمز» (دانشگاه تربیت مدرس ۱۳۶۹) بوده است، و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! و بالاخره هفتم اینکه در شرایط حاضر، آمریکا و اروپا بیشتر از چند هفته نمیتوانند بدون نفت زنده بمانند و ترامپ باید تا قبل از انتخابات سنا در سوم نوامبر (۱۲ آبان) تکلیف تنگه و در نتیجه تکلیف جنگ را روشن کند.
باری استعمار هیچگاه در مقابل ایران چنین ضعیف و ناتوان نبوده و هیچگاه چنین وحشتزده و شتابزده عمل نکرده است. این مرحله از جنگ حاصل چندین دهه مبارزهٔ بیامان ایرانیان با استعمار بوده است. هم دولتمردان و هم مردم ایران باید قدر این فرصت را بدانند تا بتوانند خود را برای همیشه از شر استعمار رهایی بخشند.
نظر شما