سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمد کشاورز بیضایی، عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر: یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور/ کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور/ ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن/ وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور/گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن/ چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور/ ... (حافظ، ۲۵۵).
ادبیات در نقش یک عنصر عظیم فرهنگی، افزون بر اینکه تأثیر مهمی در تلطیف، بازسازی و التیام زخمهای روحی و روانی انسانها می گذارد، کنش اجتماعی و فرهنگی آنان را نیز تحت الشعاع قرار میدهد.
در تاریخ ایران، شعر محمول حوادث و مصائب اجتماعی و تاریخی عدیده و بیشماری بوده و رسالت و پویایی جامعۀ ایرانی را بر دوش کشیده است. شعر حافظ تشریح کننده وضعیت و محمول فرهنگ ایرانی در همه ادوار است.
حافظ نهتنها رسم الخطی از زمانه خود به دست میدهد؛ بلکه زمانها را در مینوردد و رسم الخطهایی از تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران با همه فراز و نشیبهایش ارائه میدهد.
در واقع عوامل و عناصری نظیر: تعلق حافظ به خانوادهای مذهبی، از برداشتن قرآن و مأنوس بودن با این کتاب آسمانی بهعنوان منبعی فیاض و الهام بخش، مطالعه و تعمق در متون تاریخی، چون: شاهنامه، در کنار جایگاه قدسی دیوان حافظ، ایهام مناسب، تأویل پذیری و تجلی وضعیّت تاریخی، ایرانی و اسلامی ما در دیوان وی امکان ها و ظرفیتهای ویژهای را در شعر وی ایجاد کرده است بهطوری که در لایه های پیچیده و تودرتوی آن می توان سیر هویتی، عشق ورزانه، امیدوارانه، پایدارانه و آزادمنشانه تاریخ ملتی را ـ باوجود همه دردها و مصائبش ـ مشاهده کرد و با آن احساس قرابت و هم ذات پنداری داشت.
ازاینرو مطالعه شعر حافظ در این روزهای جنگ، با توجه به سرشت تسکینی، امیدوارانه و پایدارانه آن که ناظر بر پرونده عظیم هویتی، تاریخی، فرهنگی و روحی این مرز و بوم است، چونان مسکن و راه مفرّی در برابر امواج و ناملایمات عمل نماید و به تقابل با ترکشهای برنده و هراسآور روزهای سخت برخیزد.
نظر شما