سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جشنها یکی از مظاهر تمدن و ویژگیهای فرهنگی نزد هر ملتی است که در حفظ هویت و ایجاد همبستگی فرهنگی- اجتماعی نقش بسزایی دارد. نحوه برگزاری این جشنها و فلسفه آنها، جلوهای از اعتقادات، باورها و فرهنگ مردمان یک سرزمین است. همه ملتها، قومها، ایلها و در همه سرزمینها، روزهایی از سال را جشن میگیرند. در ایران باستان جشنهای متعدد با فلسفه و حکمت خاص و در زمانی مشخص از سال با مراسم مخصوص برگزار میشد. بسیاری از این جشنها در فرهنگ امروز مردم ایران هنوز پا برجاست. شناخت آیینهای سنتی که همواره جنبه ملی- مذهبی داشته است به عنوان یک عامل در جهت تثبیت هویت ملی نقش بسزایی دارد.

در ایران و کشورهای متاثر از فرهنگ ایرانی، روز سیزدهم فروردین ماه هر سال مردم از خانهها بیرون میروند و از بام تا شام را به گردش و شادی میگذرانند. این روز که اصطلاحا «سیزده بدر» نامیده میشود و یکی از مشهورترین آیینهای نوروزی است هیچ سابقه مکتوبی در منابع ادبی و تاریخی قدیمی ندارد و کهنترین اسناد مربوط به آن ظاهرا از دوره فتحعلی شاه قاجار است. خاطرات و سفرنامههای عصر قاجار نشان میدهد که هم شاه و هم رجال درباری و هم عامه مردم، مراسم روز سیزدهم فروردین را به صورت رسمی و گسترده اجرا میکردند. محققان معاصر حدسها و نظریات گوناگونی (حداقل چهارده دیدگاه) درباره علت مراسم «سیزده بدر» مطرح کردهاند که از آن میان نمادینگی روز سیزدهم برای هزاره سیزدهم در باورهای ایرانی-که زمان پایان عمر دوازده هزار ساله گیتی و آغاز آشوب و تباهی نهایی است- محتملتر مینماید.
علی بلوکباشی در کتاب «نوروز، جشن نوزایی آفرینش» آورده است: «نوروز مهمترین جشن ایرانیان است که سابقه برگزاری آن حداقل به زمان ساسانیان میرسد و برخی محققان حتی نشانههایی از آن را در روزگار هخامنشیان نیز یافتهاند. در مآخذ مختلف فارسی و عربی از برپایی نوروز در دوره ساسانی و سپس عصر اسلامی و بعضی آیینها و سنتهای آن سخن رفته است.»
یکی از رسوم بسیار معروف و همگانی مربوط به نوروز در ایران و کشورهای حوزه فرهنگ ایرانی، برنامههای گردش و بزم و شادی در روز سیزدهم فروردین/نوروز است که اصطلاحا «سیزده بدر» نامیده میشود.
اولین پرسش مهمی که درباره سنت سیزده بدر به ذهن میآید، این است که سابقه این مراسم به چه زمانی میرسد و ایرانیان از چه هنگام در روز سیزدهم فروردین/عید به شادخواری پرداختهاند؟
در مآخذ کهن فارسی و عربی تا پیش از دوره قاجار هیچ اشاره آشکاری درباره برگزاری آیین «سیزده بدر» وجود ندارد و تنها دو نکته بسیار کلی و مشابه در شاهنامه و ویس و رامین آورده شده است. در شاهنامه در داستان «باربد و خسروپرویز» میخوانیم که خسروپرویز باغی داشت که:
بدان باغ رفتی به نوروز شاه/ دو هفته ببودی بدان جشنگاه(فردوسی، ۱۳۹۳: ۲/۱۰۲۲ب ۳۶۳۶)

در دوره ما مراسم نوروز عملا «دو هفته» است و پس از برگزاری آیین روز «سیزده بدر» از چهاردهم فروردین کارها از سر گرفته میشود. از اشارات بعضی سفرنامههای خارجیان میدانیم که در عصر قاجار و پهلوی اول هم جشنهای نوروزی «دو هفته» طول میکشیده است.
سجاد آیدنلو در مقالهای با عنوان «سابقه و سبب برگزاری سیزده بدر در سنتهای ایرانی» به این موضوع پرداخته و مینویسد: «به این قیاس تصریح شاهنامه به اینکه خسروپرویز به هنگام نوروز «دو هفته» در باغ خویش به بزم مینشسته نکته مهمی است و با اینکه شاهد واحدی است و غیر از آن ظاهرا گواه دیگری برای دو هفته بودن جشن نوروز در روزگار ساسانیان یا ایران پس از اسلام تا دوره صفویه نیست، به هر حال از نظر مشابهت با سنتهای معاصر و پایان بزم نوروزی پس از «سیزده» روز درخور تامل است. گویی که خسروپرویز هم مانند امروزیان «سیزده» را در باغ به در میکرده و از روز چهاردهم نوروز به بعد بر سریر شهریاری مینشسته است.
در آغاز منظومه ویس و رامین – که داستان آن اصلی پارتی دارد و بین سالهای ۴۳۲ و ۴۴۶ ق به نظم درآمده-توصیفی از یک جشن عمومی در فصل بهار آمده است که در آن هم شاه و هم عموم مردم به باغ و راغ میروند و نشاط و پایکوبی میکنند. هر چند در اینجا هیچ قرینه و اشارهای درباره برگزاری این بزم و گردش همگانی در روز سیزدهم فروردین نیست، زمان (فصل بهار) و نحوه اجرای آن (حضور مردم در دشت و شادی و بازی و دستافشانی) کاملا شبیه مراسم «سیزده بدر» است.
یکی جشن نوآیین کرده بد شاه/ که بُد درخورد آن دیهیم و آن گاه
چه خرم جشن بود اندر بهاران/ به جشن اندر سراسر نامداران
اگرچه بود بزم شاه خرم/ دگر بزمان نبود از بزم او کم
کجا در باغ و راغ و جویباران/ زجام می همی بارید باران
همه کس رفته از خانه به صحرا/ برون برده همه ساز تماشا
ز هر باغی و هر راغی و رودی/ به گوش آمد دگرگونه سرودی
گروهی در نشاط و اسپ تازی/ گروهی در سماع و پایبازی
گروهی میخواران در بوستانی/ گروهی گلچنان در گلستانی
گروهی برکنار رودباری/ گروهی در میان لالهزاری
بدان جا رفته هر کس خرمی را/ چو دیبا کرده کیمخت زمی را
شهنشه نیز هم رفته بدین کار/ به زینتها و زیورهای بسیار (اسعد گرگانی، ۱۳۸۶: ۴۲-۴۳)

آیدنلو آورده است: «کهنترین گزارشی که درباره آیین روز سیزدهم فروردین یافته شده از دوره فتحعلی شاه قاجار» (سل- ۱۲۱۲- ۱۲۵۰ ق) است. در تاریخ عضدی که عضدالدوله، فرزند فتحعلی شاه در سال ۱۳۰۴ ق (زمان ناصرالدین شاه) تالیف کرده به برگزاری مراسم روز سیزده عید نوروز در دربار فتحعلی شاه و باغ شاهی اشاره شده است: «در سیزده عید نوروز تمام اهل حرمخانه میبایست در باغ پادشاهی حاضر شوند و باغ قُرق شود. مادر شاهقلی میرزا... به اتفاق آی باجی میبایست به عمارت کلاه فرنگی شاه شهید که مجلس تحویل در آنجا منعقد میشد و بعد از تحویل درهای آن بسته بود، بیایند. احدی به خوانچهها و مجموعههای اسباب تحویل دست نمیزد. روز مزبور درب اطاق باز میشد. این دو خانم در حضور حضرت خاقانی دو ظرف از آن خوانچهها برمیداشتند و میان باغ انداخته میشکستند. بعد از آن تمام اهل حرم خانه آن ظروف را میبایست بشکنند و اسباب هفت سین را یغما کنند. به یکدیگر میریختند و فریادها و خندهها و زد و خوردهای غریب میشد... بعد از صرف آش در خدمت حضرت خاقان مشغول به قمار میشدند... برد و باخت زیاد میشد. روز سیزده عید باید بدین منوال بگذرد. (عضدالدوله، ۱۳۷۶: ۵۳-۵۴)»
جیمز موریه که در دوره فتحعلی شاه (سالهای ۱۸۰۹-۱۸۱۵م) در سفارتخانه انگلستان در ایران بوده، پس از توضیح جشن نوروز و وقایع روزهای نخست فروردین ماه در تهران و دربار قاجار، نوشته است «روز سیزدهم ماه صفر را ایرانیان روزی بسیار بد میشمارند. در این روز در خانه نمانده به دشت میروند تا چیزی موجب آزارشان نشود؛ زیرا میپندارند اگر در این روز کشمکشی با کسی پیش آید در بقیه سال بدبختی گریبانگیرشان خواهد بود» بیشترین گزارشها و اشارات مربوط به «سیزده بدر» از دوره ناصرالدین شاه (۱۲۶۴-۱۳۱۳ق) است. برای نمونه ادوارد پولاک- که طبیب ویژه ناصرالدین شاه هم بوده- فصلی از سفرنامه خود را به «نوروز» ایرانیان اختصاص داده و در پایان آن به آیین روز سیزدهم فروردین توجه کرده است: «سرانجام روز سیزدهم یعنی آخرین روز عید فرامیرسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانهها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازههای شهر خارج میشوند و به باغها روی میآورند. به خصوص زنان که علاوه بر هراس از خطری که ظاهرا آنها را تهدید میکند به انگیزههای دیگری نیز به دشت و صحرا میروند.»
در منابع عصر قاجار بیش از همه عینالسلطنه در یادداشتهای خود به گردشهای روز سیزدهم فروردین سالهای مختلف توجه کرده و در خاطرات سالهای ۱۳۰۵-۱۳۴۱ق (دوره ناصرالدین شاه تا احمدشاه) ۲۲ بار به این موضوع پرداخته شده است.

جالب اینکه خود ناصرالدین شاه هم در خاطراتش (سال ۱۳۰۷ق) به گردش و بزم روز سیزده فروردین در دوشان تپه اشاره و از جمعیت دههزار نفری مردمی که به آنجا میرفتند یاد کرده است که نشاندهنده عمومیت این مراسم در آن سالهاست. «امروز سیزده است. صبح برخاستم. هوا آفتاب بود، اما باد مثل هر روز در کمال سختی و تندی میآمد. سوار شده رفتیم دوشان تپه. خیابان سبز شده بود نهایت صفا را داشت. جمعیت زیاد هم از مرد و زن به قدر دههزار نفر بودند و میرفتند دوشان تپه. رفتیم بالای کوه نهار خوردیم... دستههایی که باید میزدند و میخواندند به اختلاف آمدند و رفتند و خیلی جمعیت توی باغ و صحرا بود.»
نتیجه اینکه شماری از آداب و رسوم نوروزی (مانند چهارشنبهسوری، سبزه کاشتن، کوسه برنشین، خوان نوروزی، آیینهای تحویل سال، آب پاشیدن به یکدیگر، عیدی دادن و میر نوروزی) در منابع مکتوب کهن دیده میشود، سنت «سیزده بدر» هیچ سابقهای در مآخذ قدیمی ندارد و کهنترین اسناد مربوط به آن از دوره فتحعلی شاه قاجار به بعد است.
از این روی بر اساس اسناد باید گفت احتمالا مراسم روز سیزدهم فروردین از اوایل عصر قاجار به بعد در ایران اجرا شده و اگر هم پیش از این دوران وجود داشته، هنوز هیچ قرینه، اشاره یا سند روشنی در این باره یافته نشده است.
بنا بر معتقدات عامیانه ایرانیان عصر قاجار، در روز سیزدهم فروردین احتمال داشت خانهها ویران شود و نیز بلاهای مقدر سال جدید در این روز تقسیم میشد؛ لذا برای در امان ماندن از خطرات این روز و فراموش شدن از قضای بد، نخستین روز سیزدهم هر سال را از خانه بیرون میرفتند و به گردش و نشاط میگذراندند تا بدیمنی آن را از خود، خانه و شهرشان برانند و به در کنند.
در تحلیل آیینی- اساطیری شاید روز سیزدهم فروردین نمادی از هزاره سیزدهم بوده که در باورها و روایات ایرانی زمان پایان عمر دوازده هزار ساله جهان و آغاز ویرانی و نابودی فرجامین است. از این رو سیزدهم فروردین نگرانکننده و منحوس پنداشته میشود.
ترکیب/اصطلاح «سیزده بدر» متاخرتر از سابقه برگزاری خود این مراسم است و ظاهرا پیش از سال ۱۳۱۳ ق در متون فارسی به کار نرفته است. در گزارشها و اشارات قبل از این تاریخ از این آیین ذیل عناوینی چون: سیزدهم فروردین، سیزده نوروز، سیزدهم عید و سیزده سال نو یاد شده است.
منبع: سابقه و سبب برگزاری سیزده بدر در سنتهای ایرانی، سجاد آیدنلو، دوماهنامه فرهنگ و ادبیات عامه، سال ۶، شماره ۲۰، خرداد و تیرما ۱۳۹۷، صص ۱۳۵-۱۶۸.
نظر شما