سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- کتاب «سیدجمالالدین اسدآبادی» نوشته داریوش رحمانیان از سوی نگارستان اندیشه منتشر شده است.

سیدجمالالدین اسدآبادی، معروف به افغانی به دلیل ایدههای نو وتلاشهای فراگیر در سطح جهان اسلام از شهرت بسزایی برخوردار است. او که در روزگار خود، در شمار دگراندیشان مسلمان جای میگرفت، برای نزدیکی بیشتر به جهان سنی، اغلب خود را افغانی و عالمی سنی معرفی میکرد.
وی در سفرهای متعدد به اروپا، شمال آفریقا و آسیا تلاشهای متنوعی از ملاقات با حاکمان مسلمان تا انتشار روزنامه و نگارش مقاله و کتاب بهکار بست تا ایدههایش را تبیین کند. از این رو شناخت وی و تعیین جایگاهاش در تاریخ تفکر اسلامی و به ویژه تعیین نقش او در جریان نوگرایی دینی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
جریان نوگرایی دینی و تجددگرایی اسلامی
موضوع و محتوای این کتاب تلاشی است برای فهم نسبت جریان نوگرایی دینی و تجددگرایی اسلامی و شناخت دیدگاه سیدجمال نسبت به مفاهیم اصولی در اسلام و تاریخ معاصر ایران و دنیای اسلام. در این کتاب دیدگاههای سیدجمال در موضوعات مختلف بررسی شده است. همچنین دو مقاله عربی از او با ترجمه استاد فقید پرویز اذکایی این اثر منضم شده است.
کتاب «سید جمالالدین اسدآبادی» از جمله آثار پژوهشی در حوزه تاریخ اندیشه و تحولات فکری جهان اسلام است که به بررسی زندگی، فعالیتهای سیاسی و دیدگاههای اصلاحطلبانه سید جمالالدین اسدآبادی میپردازد. این اثر با رویکردی تاریخی و تحلیلی تلاش میکند نقش این متفکر برجسته قرن نوزدهم را در بیداری فکری مسلمانان و شکلگیری جنبشهای اصلاحی در کشورهای اسلامی بررسی کند.
در این کتاب، نویسنده با مرور زندگی و فعالیتهای سید جمالالدین اسدآبادی، او را یکی از مهمترین شخصیتهای فکری و سیاسی جهان اسلام در دوره مواجهه با استعمار و عقبماندگی جوامع اسلامی معرفی میکند. به باور رحمانیان، سید جمالالدین از نخستین متفکرانی بود که با نگاهی انتقادی به وضعیت جهان اسلام، ضرورت اصلاحات فکری، علمی و سیاسی را مطرح کرد و تلاش داشت مسلمانان را به سوی اتحاد و پیشرفت سوق دهد.
نقش مهم در گسترش اندیشههای اصلاحطلبانه و مبارزه با استعمار
کتاب نشان میدهد که اندیشههای سید جمالالدین نهتنها در ایران بلکه در کشورهای مختلفی مانند مصر، عثمانی و هند نیز تأثیرگذار بوده است. سفرهای متعدد او به این مناطق و ارتباط با روشنفکران، سیاستمداران و علما، نقش مهمی در گسترش اندیشههای اصلاحطلبانه و مبارزه با استعمار ایفا کرد.
نویسنده در این اثر، زندگی و اندیشههای سید جمالالدین را در چند محور اصلی بررسی میکند. نخست به زندگینامه و پیشینهٔ خانوادگی او پرداخته و سپس به دوران تحصیل، سفرها و فعالیتهای سیاسی و فرهنگی وی در کشورهای مختلف اشاره میکند. در ادامه، مهمترین دیدگاههای فکری او از جمله ضرورت بیداری مسلمانان، مبارزه با استبداد داخلی، مقابله با استعمار خارجی و تأکید بر اتحاد جهان اسلام تحلیل میشود.
یکی از بخشهای مهم کتاب به بررسی فعالیتهای مطبوعاتی و فکری سید جمالالدین اختصاص دارد؛ فعالیتهایی که از طریق نگارش مقالات، سخنرانیها و ارتباط با روشنفکران زمانه، نقش مهمی در شکلگیری جریانهای فکری جدید در جهان اسلام ایفا کرد. نویسنده همچنین به تأثیر اندیشههای او بر نسلهای بعدی اصلاحطلبان و متفکران مسلمان اشاره میکند.
پیشگام اندیشه اصلاح دینی و سیاسی در جهان اسلام
در این کتاب تأکید میشود که سید جمالالدین اسدآبادی از پیشگامان اندیشه اصلاح دینی و سیاسی در جهان اسلام به شمار میآید. او معتقد بود عقبماندگی جوامع اسلامی ناشی از دوری از علم، ضعف ساختارهای سیاسی و نفوذ قدرتهای استعماری است. از این رو راه برونرفت از این وضعیت را در بازگشت به روح پویا و عقلانی اسلام و همزمان بهرهگیری از دانش و پیشرفتهای جدید میدانست.
نویسنده با تحلیل دیدگاههای این متفکر، تلاش کرده است جایگاه او را در تاریخ اندیشه سیاسی و اجتماعی مسلمانان روشن کند و نشان دهد که چگونه اندیشههای او در شکلگیری جنبشهای اصلاحی در قرنهای بعدی تأثیرگذار بوده است.
کتاب «سید جمالالدین اسدآبادی» علاوه بر معرفی زندگی این شخصیت تاریخی، تصویری از فضای فکری و سیاسی جهان اسلام در قرن نوزدهم ارائه میدهد. از این رو، این اثر میتواند برای دانشجویان و پژوهشگران رشتههای تاریخ، علوم سیاسی و مطالعات اسلامی منبعی مفید برای آشنایی با یکی از مهمترین چهرههای اصلاحطلب در تاریخ معاصر جهان اسلام باشد.
این کتاب تلاشی است برای بازخوانی میراث فکری شخصیتی که اندیشههای او هنوز هم در مباحث مربوط به اصلاح دینی، اتحاد مسلمانان و مواجهه با چالشهای جهان اسلام مورد توجه قرار میگیرد.
نگاهی به زندگینامه سید جمالالدین اسدآبادی
سید جمال در سال ۱۲۱۷ شمسی، در شهرستان اسدآباد استان همدان در خانوادهای روحانی چشم به جهان گشود. نسب وی به امام حسین علیه السلام منتهی میشود. پدرش سید صفدر و مادرش سکینه بیگم، دختر مرحوم میرشرف الدین حسینی قاضی است.
از پنج سالگی فراگیری دانش را نزد پدر آغاز، و با قرآن و کتابهای فارسی و قواعد عربی آشنا شد و به خاطر استعداد و نبوغی که داشت، به زودی با تفسیر قرآن آشنا شد و برای ادامه تحصیل به شهرستان قزوین و سپس به تهران عزیمت کرد و در سال ۱۲۲۸ شمسی، عازم نجف، و از محضر دو مرجع تقلید بزرگ زمان شیخ مرتضی انصاری در فقه و اصول و ملاحسین قلی درجزینی همدانی در اخلاق و عرفان بهرههای علمی و معنوی فراوان برد.
در سال ۱۲۳۲ شمسی، بنا به دستور شیخ انصاری، عازم هندوستان شد و در آن جا ضمن آشنایی با علوم جدید، کوشش کرد تا مردم و به ویژه مسلمانان را علیه استعمار انگلیس بسیج کند و به مبارزه وا دارد، اما به دلیل سلطه همه جانبه انگلیسیها پس از یک سال و نیم اقامت در آن دیار، مجبور به ترک آن جا شد و به ممالک عثمانی رفت و چون با حسادت علمای درباری آن جا مواجه شد، ناگزیر به مصر عزیمت کرد.
در مصر توانست یک نهضت فکری ضد استعمار و ضد انگلیس را پایهگذاری کند و تشکیلاتی به نام انجمن مخفی به وجود آورد، اما بر اثر فشار انگلستان مجبور به ترک مصر شد. این حرکت فکری توسط شاگردانش از جمله شیخ محمد عبده دنبال شد و در سالهای بعد زمینه ساز قیام مردم مصر علیه استعمار انگلستان شد.
سید جمال پس از ترک مصر، مدتی در هندوستان ماند و آنگاه روانه اروپا شد. در پاریس با همکاری محمد عبده دست به انتشار روزنامه ی «عروة الوثقی» زد و به پاسخگویی به «ارنست رنان» که مقالاتی علیه اسلام در یکی از روزنامههای پاریس مینوشت، پرداخت. سید به دعوت ناصر الدین شاه به ایران آمد و گمان میکرد که میتواند با نزدیکی به شاه اندیشههای اصلاح طلبانه خود را به اجرا بگذارد، اما چون ماهیت و طبع شاهانه با هیچ اصلاحی موافق نبود و سید نیز آشکارا شاه را عامل بدبختیهای مردم ایران معرفی میکرد، از ایران اخراج شد.
سید جمال وقتی برای دومین بار به ایران آمد، به آستانه حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) در شهر ری تبعید شد و در آن جا علی رغم کنترل مأموران مبادرت به تشکیل جلسات مختلف کرد و مردم را به قیام علیه بیدادگریهای شاه تشویق میکرد و شاه نیز که وجود او را در ایران به زیان خود میدید، دستور داد مجدداً او را در حالی که به شدت بیمار بود، از ایران اخراج کنند. سید جمال پس از اخراج از ایران وارد بصره، و در آن جا با همکاری یکی از مجتهدین و رهبران قیام مردمی (سید علی اکبر شیرازی) نامهای به آیتالله العظمی سید حسن شیرازی مینویسد و در این نامه ظلمهای فراوان شاه به مردم ایران را متذکر میشود.
برخی معتقدند که این نامه در صدور فتوای مشهور تحریم تنباکو از جانب آیتالله شیرازی و قیام حاصله از آن، تأثیر بسزایی داشته است. حضور سید در طی سالهای ۱۲۷۱ – ۱۲۷۰، در عراق تأثیر بسزایی بر حیات فکری، سیاسی و اسلامی شهرهای شیعه نشین و گسترش تبلیغ و دعوت در جامعه اسلامی گذاشت.
او برای علما و محافل فرهنگی سایر شهرهای بزرگ عراق، به ویژه نجف و کربلا، شخصیتی شناخته شده بود. همه او را به عنوان رهبر حرکت «تجدید در اسلام» میشناختند و این شناخت را از طریق روزنامه «عروة الوثقی» و مجله «قانون» کسب کرده بودند که در لندن به زبان فارسی منتشر میشد و سید نیز در نشر آن سهیم بود.
نظر شما