یکشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۲
چرا یک جمع عملی را فخر خود می‌داند؟

مفهوم "شرف" همواره یکی از چالش برانگیزترین مفاهیم زندگی اجتماعی است و کتاب "درآمدی بر شرف‌شناسی" ضمن تلاش برای تبیین این مفهوم، احتمالاً اولین کتاب ایرانی است که راهکاری جمعی برای شریف شدن افراد، گروه‌ها، انجمن‌ها و سازمان‌های موجود در جامعه پیشنهاد می‌کند.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب «در آمدی بر شرف‌شناسی: راهکارهای عملی نهادینه سازی شرافت در سازمان‌ها و جوامع» نوشته مشترک سید سهیل فاضلی و الیاس مبرهن توسط انتشارات مهرنوروز منتشر شده است.

آدمی‌در عرصه زندگی اجتماعی، در میان تجربه زیستن با دیگر همنوعان، در اولین مشاهدات و واکنش‌ها به دردها و رنج‌های آدمیان و اولین تجسم‌ها از اندوه، خشم و خراشیدگی‌ها و زخم‌های ژرف در روان‌های ظریف که در تعامل با زمختی‌های زندگی اجتماعی و دوراهی‌های ناگزیر اخلاقی ایجاد می‌گردد، در اولین مواجهه با پیامدهای تصمیم گیری و رفتار، تعریف معنای تعدی و ظلم و یا یاری و عشق ورزیدن به دیگری و عمل اخلاقی و غیر اخلاقی و یا خرد و عدالت و عشق و فضیلت‌های اخلاقی همواره از خود می‌پرسد: شرف چیست؟ شرافتمند کیست؟ چرا یک جمع عملی را فخر خود می‌داند و آن را تحسین می‌کند و چرا عملی را نکوهش می‌کند و از نظرش شرم‌آور است؟

پرسش‌هایی که در بزنگاه‌های چالش برانگیز زندگی، گاهی نقاط عطفی می‌شود تا افراد، گروه‌ها، انجمن‌ها و سازمان‌ها بین دو مسیر ایجاد خیر مشترک و یا منافع صرفاً خودمدارانه انتخاب کرده و در زندگی اجتماعی خود مفاهی‌می‌را بر اساس واقعیت‌های زندگی تعریف کنند.

مفهوم "شرف" همواره یکی از چالش برانگیزترین مفاهیم زندگی اجتماعی است و کتاب "درآمدی بر شرف‌شناسی" ضمن تلاش برای تبیین این مفهوم، احتمالاً اولین کتاب ایرانی است که راهکاری جمعی برای شریف شدن افراد، گروه‌ها، انجمن‌ها و سازمان‌های موجود در جامعه پیشنهاد می‌کند. در این کتاب تاکید می‌شود اگر بخواهیم بپذیریم رشد اخلاقی هر فردی در تعامل با خودش ذیل پرسش " چیستی زندگی بهتر" شکل می‌گیرد، به نظر می‌رسد این موضوع نمی‌تواند بدون درک مفهوم شرف، تفاوت آن با مفاهیم مشابه، تشکیل گروه شرف، نگارش دستورِ شرف، کمیته شرف و اتیکز در سازمان‏ها نهادینه شود و حتی فردی که به‌تنهایی به این اصلاحات برسد نمی‌تواند بدون این سازوکارهای اجتماعی چنین کیفیتی را به زندگی حرفه‌ای، سازمانی و اجتماعی خود تسری دهد.

بخشی از مقدمه کتاب

"آیا سزاوارتر آن است که چشم از آن‏چه اطرافمان می‌گذرد ببندیم و یا اینکه با اندیشه‌ای ژرف، شجاعت را فراگرفته و با آن همدست شویم. اگر در چشم‌بستن از حقیقتی برهنه، در زخم دشنه زهرآلود ظلم که بر جان همنوع ما و بر احساس می‌نشیند رهرو را بی‌خبری باشد [۱]، کجا را خواهیم یافت که این بنای حقیقت‏یافتگی پوشالی در طوفان تلاطم‌های قوانین نانوشته این جهان فرونریخته باشد. کیست آنکه نامش آدمی‌باشد و در گوشه خلوت وجودش در چشم فروبستن از صحنه‌ای دلخراش یا ترسیم اثر سیلی دستان زمخت بیدادگری در ظرافت‌های روح انسانی، خواب غفلت در چشمانش نشکند و خود را از دردی که در صورت خود می‌بیند آزاد بداند؟

آیا سزاوارتر آن است که برای رنج‌های آدمی‌در زیستن اجتماعی چاره‌ای بیاندیشیم یا خودمدارانه راه سفره خود گرفته و لقمه‌هایی اشتهاآور اما زهرآگین برای همنوعان در دهان بگذاریم. کیست آنکه وجدان حقیقت‌بین خود را وقعی ننهد و بر نان گندم خود نظر کند و خاطره آتش‌کشیدن گندم‌زار طلایی امید همقطارانش از مقابل چشمانش نگذرد. آن‏ها که پیراهن خونی در مسیر برفی و مه‌آلود جنگلی را دیدند کجا این اندیشه رهایشان خواهد کرد که روزی ناگزیر در جنگل برف قدم نگذارند و از صدای زوزه گرگ‌ها بر خود نلرزند؟ "


[۱] ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی تا رهرو نباشی کی راهبر شوی؟

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

حافظ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها