به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در یاسوج، محسن جبارنژاد صبح یکشنبه در برنامه گفتوگو محور کتاب «زمانی میان زمانها امام، شیعه و ایران» اثر لیلی عشقی با تأکید بر اهمیت فهم لایههای باطنی تحولات اجتماعی و دینی بیان کرد: بخش مهمی از تاریخ فکری و فرهنگی ایران را باید در پیوند میان عرفان، رهبری دینی و تجربههای جمعی مردم جستوجو کرد.
وی افزود: عارف در مسیر پذیرش تحول، خود را به خطر میاندازد چرا که خروج از وضع موجود و ادعای حقیقت، همواره با ناتوانی زبان در بیان کامل آن همراه است و همین ناتوانی است که سبب میشود عارف به جای توقف، به حرکت و فراتر رفتن از صورتهای تثبیتشده دعوت کند.
جبارنژاد با اشاره به نگاه مولانا افزود: در اندیشه عرفانی، حقیقت امری ایستا نیست و به همین دلیل، انسان همواره به پرواز در آسمان معنا فراخوانده میشود. در این چارچوب، امام نیز صرفاً یک چهره ظاهری نیست، بلکه نقشی فراتر از صورت و قالب دارد و پیوسته انسان را به عبور از وضع موجود دعوت میکند.
مدیرکل کتابخانههای عمومی کهگیلویه و بویراحمد با اشاره به پیوند عمیق احساسات مردم با رهبران دینی و ملی گفت: در مقاطع تاریخی مختلف، از دوران دفاع مقدس تا امروز، مردم ایران رابطهای عاطفی و گاه عرفانی با رهبران خود برقرار کردهاند؛ رابطهای که صرفاً مبتنی بر ظاهر نیست، بلکه ریشه در باورهای عمیق فرهنگی و دینی دارد.
وی افزود: تفاوت برخی جریانهای فکری و مذهبی نیز دقیقاً در همین نگاه به ظاهر و باطن معنا پیدا میکند؛ جایی که اصرار بر ظاهر، مانع درک حقیقتهای عمیقتر میشود.
جبارنژاد، مطالعه آثار مرتبط با انقلاب فکری و معنوی در ایران را ضروری دانست و گفت: کتاب و اندیشه میتوانند به فهم بهتر حیات باطنی انسان و استمرار تحولات فرهنگی و اجتماعی کمک کنند.
مدیرکل کتابخانههای عمومی استان کهگیلویه و بویراحمد با اشاره به جایگاه عرفان در تاریخ فکری ایران گفت: عارف در لحظه پذیرش تحول، خود را در معرض خطر قرار میدهد، چرا که ادعای حقیقت، همواره با ناتوانی زبان در بیان کامل آن همراه است و همین امر نوعی فروخوردگی و سکوت را به دنبال دارد.
جبارنژاد اظهار کرد: در اندیشه مولانا، این ناتوانی به ایستایی منجر نمیشود، بلکه انسان را به پرواز در آسمانهای معنا سوق میدهد؛ پروازی که نشانه جستوجوی امری فراتر از صورتهای تثبیتشده است.
وی افزود: نقش امام نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند؛ امام کسی است که از صرفِ ظاهر فراتر میرود و به همین دلیل، همواره دعوت به عبور از وضع موجود میکند. این فراتر رفتن، خواست خود امام است و در تاریخ، گاه به شکل دعوت به «دیوانگی» تعبیر شده است؛ دیوانگیای که در واقع، شجاعت خروج از عادتها و قالبهای رایج است.
جبارنژاد با اشاره به مفهوم «انقلاب متافیزیکی ایرانی» تصریح کرد: برخی معتقدند چنین انقلابی ناممکن است، اما تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که نگاه عرفانی مردم به امام و رهبران دینی، نقشی اساسی در شکلگیری تحولات اجتماعی داشته است؛ نگاهی که گاه حتی با قرائتهای رسمی و صرفاً فقهی از دین در تعارض قرار میگیرد.
وی ادامه داد: در مقاطع مختلف، از دوران دفاع مقدس تا امروز، احساسات مردم نسبت به برخی چهرههای دینی و ملی، رنگ و بویی عمیقاً عرفانی داشته است؛ احساسی که فراتر از ظاهر اشخاص شکل گرفته و بر نوعی «روح مشترک» استوار بوده است.
مدیرکل کتابخانههای عمومی استان با مقایسه این رویکرد با برخی جریانهای افراطی گفت: یکی از تفاوتهای اساسی تشیع با جریانهایی مانند داعش، در همین نسبت با ظاهر و باطن است؛ جریانی که به ظاهر بسنده میکند، همواره درگیر فرم باقی میماند و از درک لایههای عمیقتر معنا بازمیماند.
وی تأکید کرد: مطالعه آثاری که به «حیات باطنی انسان» و نسبت آن با انقلاب، امام و عرفان میپردازند، برای فهم رخدادهای جهان معاصر و تجربه تاریخی ایران ضرورتی انکارناپذیر است.
مدیرکل کتابخانههای عمومی استان کهگیلویه و بویراحمد با تأکید بر لزوم توجه به کیفیت حیات انسانی در عصر شتاب و آمارگرایی گفت: امروز بیش از هر زمان دیگری با وضعیتی جدی مواجه هستیم که در آن، کمیت، سرعت و ارقام، جای فهم کیفی زندگی انسان را گرفتهاند.
جبارنژاد اظهار کرد: انسان پیش از آنکه مقولهای کمی باشد، موجودی کیفی است، اما منطق مسلط بر جهان معاصر، بهویژه در فضای تکنولوژیک و شبکههای اجتماعی، این حقیقت را به حاشیه رانده است.
به گفته وی، شتابی که در زیست دیجیتال، از جمله در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، بر زندگی انسان تحمیل میشود، پیامدهای عمیقی بر روان و هویت نسل جدید گذاشته است.
وی با اشاره به تجربه نظام دانشگاهی آلمان افزود: آلمان کشوری با پیشینه عمیق فلسفی است که اندیشمندانی چون هگل، مارکس و شوپنهاور از دل دانشگاههای آن برخاستهاند، اما امروز در برخی نظامهای آموزشی، دانشجو به «مشتری» تقلیل یافته و این تغییر نگرش، نشانهای از بحران معنای دانشگاه و دانش است.
جبارنژاد با اشاره به تحولات اجتماعی دهه اخیر تصریح کرد: از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰، آمار خودکشی و اضطراب در ایالات متحده بهطور چشمگیری افزایش یافته و با نسلی بهشدت مضطرب روبهرو هستیم. این مسئله نشان میدهد که تکنولوژی لزوماً ابزار در اختیار انسان نیست، بلکه گاه انسان در اختیار تکنولوژی قرار گرفته است.
وی ادامه داد: یکی از خطاهای جدی نسل ما در تربیت کودکان، محرومکردن آنان از تجربه زیست واقعی بوده است؛ کودکانی که به بهانههای مختلف از بازی در خیابان، تجربه تعامل اجتماعی و مواجهه با زندگی واقعی بازداشته شدهاند، اما بدون آمادگی لازم وارد جهان پیچیده امروز میشوند.
جبارنژاد با اشاره به آسیبپذیری بیشتر دختران نوجوان گفت: آمار افسردگی و اضطراب در میان دختران، بهویژه در فضای شبکههای اجتماعی و بهرهبرداری هیجانی از آنان، بهمراتب بالاتر است و این چرخه آسیب، در صورت فقدان آگاهی جمعی، تداوم خواهد یافت.
وی تأکید کرد: نخستین گام در مواجهه با این بحرانها، پذیرش جمعی مسئله است؛ باید بپذیریم که با پدیدهای نو و پیچیده روبهرو هستیم که هنوز شناخت کافی نسبت به آن نداریم. در همین راستا، معرفی و مطالعه کتابها و آثار تحلیلی میتواند به کاهش آسیبها و افزایش خودآگاهی فرهنگی کمک کند.
جبارنژاد گفت: انقلاب اسلامی، پیش از هر چیز، نیازمند خودآگاهی تاریخی است و بدون تفاهم جمعی و گفتوگوی عمیق فرهنگی، نمیتوان از تحقق اهداف تمدنی آن سخن گفت. تجربه انقلابها در جهان، از جمله انقلاب فرانسه، نشان میدهد که تحولات اجتماعی بدون پشتوانه فکری و تاریخی، به نتایج پایدار منجر نخواهد شد.
نظر شما