به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب «تسخیر نور» نوشته رابرت هرش، یکی از جامعترین و درعینحال خوشخوانترین روایتها از تاریخ عکاسی است؛ روایتی که عکاسی را به مثابه یک زبان فرهنگی و اجتماعی دنبال میکند. هرش در این کتاب نشان میدهد که چگونه انسان، از نخستین تجربههای بصری و خیال ثبت تصویر، به مهار نور و خلق عکس بهعنوان سند، هنر و ابزار قدرت رسیده است.
نویسنده مسیر عکاسی را از ریشههای پیشاعکاسانه—از دوربین تاریک و نقاشیهای نوری—آغاز میکند و با عبور از اختراع داگرتیپ، نگاتیو، فیلم و در نهایت عکاسی دیجیتال، تصویری پیوسته و تحلیلی از تحول این رسانه ارائه میدهد. نقطه قوت کتاب، تأکید هرش بر پیوند تنگاتنگ تحولات فنی با زمینههای اجتماعی، سیاسی و زیباییشناختی است؛ گویی تاریخ عکاسی همزمان تاریخ مدرنیته را روایت میکند.
در «تسخیر نور»، عکاسان بزرگ فقط بهعنوان خالقان تصویر معرفی نمیشوند، بلکه بهمثابه کنشگران فرهنگی بررسی میشوند؛ افرادی که آثارشان بر شکلگیری حافظه جمعی، سیاست، جنگ، هویت و حتی شیوه دیدن ما از جهان اثر گذاشته است. هرش به خوبی نشان میدهد که عکاسی چگونه از ابزار ثبت واقعیت به رسانهای تفسیری و گاه ایدئولوژیک بدل شده است.
رابرت هرش به عنوان پژوهشگری که عکاسی را در متن تاریخ، فرهنگ و قدرت میخواند، بیش از آنکه مجذوب تکنیک و ابزار باشد، به معنای تصویر علاقهمند است؛ به اینکه عکسها چگونه جهان را بازنمایی میکنند و همزمان آن را شکل میدهند.
رابرت هرش مورخ، نویسنده و مدرس آمریکایی عکاسی بخش مهمی از فعالیت حرفهایاش را به آموزش تاریخ عکاسی در دانشگاهها و نگارش کتابهای مرجع اختصاص داده است. شهرت اصلی او به واسطه کتاب «تسخیر نور: تاریخ اجتماعی و فرهنگی عکاسی» شکل گرفته؛ اثری که سالهاست بهعنوان یکی از منابع استاندارد در آموزش آکادمیک عکاسی در جهان تدریس میشود.
تمایز هرش با بسیاری از تاریخنگاران عکاسی در رویکرد میانرشتهای اوست. او عکاسی را در پیوند با تحولات صنعتی، جنگها، سیاستهای استعماری، رسانههای جمعی و فرهنگ عامه بررسی میکند. در نگاه او، هر اختراع فنی—از داگرتیپ تا پیکسل—بازتابی از نیازها، اضطرابها و آرزوهای یک دوره تاریخی است.
هرش بهویژه به نقش عکاسی در ساخت حافظه جمعی توجه دارد؛ اینکه چگونه تصاویر، رویدادها را تثبیت میکنند، روایتهای رسمی را میسازند یا به چالش میکشند. از عکاسی مستند قرن نوزدهم تا تصویر جنگ، تبلیغات سیاسی و عکاسی دیجیتال، او همواره بر این نکته تأکید میکند که عکسها «بیطرف» نیستند، بلکه حامل ایدئولوژی، نگاه و قدرتاند.
نثر هرش ساده، آموزشی و درعینحال دقیق است. او از پیچیدهنویسی نظری پرهیز میکند و تلاش دارد تاریخ عکاسی را به روایتی قابلفهم برای دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان بدل کند. همین ویژگی باعث شده آثارش در مرز میان کتاب درسی و متن تحلیلی جدی حرکت کنند؛ نه خشک و دانشگاهی صرف، و نه سطحی و توصیفی.
رابرت هرش را میتوان مورخی دانست که به عکاسی همچون «راهی برای دیدن جهان» نگاه میکند؛ راهی که هم واقعیت را ثبت میکند و هم آن را میسازد. آثار او یادآور این حقیقتاند که تاریخ عکاسی، در اصل تاریخ نگاه انسان مدرن به خود و جهان پیرامونش است.
سیر تکامل دوربین
فکر و ایده عکاسی خیلی پیش از اختراع دوربین وجود داشت. یکی از وظایف هنرهای تصویری این بود که کسانی یا چیزهایی را تصویر کند که جامعه آنها را سزاوار یادبود میدانست. از دیرباز و دوران غارنگاری و غار افلاطون، مطابق نوشتههای سوزان سانتاگ و سایر منتقدان، آدمی آرزو داشت با متوقف کردن زمان تصویری بسازد یاور و مکمل حافظهاش. این میل شدید پایههای مفهومی عکاسی را شکل داده است.
سیر تکامل دوربین را میتوان با گرایش تازه غرب به دانش مشاهده محور مرتبط دانست؛ دوره رنسانس اروپا، دوره ای که از حوالی سده چهاردهم آغاز شد و تا سده هفدهم ادامه یافت. در سال ۱۴۹۰ لئوناردو داوینچی نخستین شرح به جامانده از کمرا ابسکورا (اتاق تاریک) را نوشت؛ ابزاری که با هدف بازتولید ژرف نمایی خطی طراحی شده بود. کمرا ابسکورا – نمونه اولیه دوربین عکاسی- اتاق تاریک بزرگی بود که هنرمند به شکل فیزیکی داخل آن میشد.
با اختراع ماشین چاپ متحرک یوهانس گوتنبرگ، به شکلی غیرمستقیم انقلابی در عدسیسازی دوران رنسانس رخ داد؛ زیرا با ظهور ماشینهای چاپ مطبوعات، مردم اینک عینکهایی میخواستند که بتوانند با آنها راحتتر بخوابند. عدسیهای بهتر با ابداع عینکها، تلسکوپها، میکروسکوپها و دوربینهای بهتر همراه شدند و این باعث شد درک ما از دانش، دیدگاه ما نسبت به جهان و جایگاهمان در آن تغییر یابد.
در سده هجدهم، طبقه رو به رشد تجاری میخواست به همان سبک و سیاقی که اعضای سلطنتی و ثروتمندان تصویر میشدند، یادوارههایی از خود داشته باشد. در آن سالها مخترعان برای کاربرد کمرا در پرترهسازی، انگیزههای تجاری داشتند و به همین منظور دست به اختراع وسایل مختلفی زدند.

رقابت برای ثبت عکس
سده نوزدهم همزمان بود با آغاز شکلگیری جنبش شهری و صنعتی که آن را با نام تجدد یا مدرنیه میشناسیم. عصر مدرن، منابع جدید هنگفتی را به زمینههای مالی، مدیریت و فناوری سرازیر کرد و پایههای شیوههای حکومتمداری در اروپای باستان را لرزاند و در نهایت آن را از میان برد.
ژزف نیسفر نییپسن، نخستین شیوه تهیه تصاویر ثابت و دائمی را از طریق کنش مستقیم نور اختراع کرد. او در سال ۱۸۲۴ توانست نخستین عکس دوربین مبنایش از طبیعت را روی سنگ تهیه کند. او اسم این عکس را «پُن د وو» (نقطه نظر) نامید. این نخستین بار بود که تصویرگر در ثبت واقعیت بیرونی دخالت دستی تعیین کنندهای داشت.
در آن سالها داگر و تالبوت نیز به شکل جدی به دنبال اختراع وسیلهای برای ضبط تصاویر بودند. یکی از این وسیلهها داگرُتیپ بود که از سال ۱۸۳۹ تا ۱۸۵۰ حکمرانی میکرد. در این دوره آغازین عکاسی، میلیونها داگرتیپ تهیه شد، کمابیش از هر چیز قابل دیدن، از صحنههای کف خیابان تا آکرُپلیس. همه شهرهای بزرگ و مقاصد گردشگری یه شیوه داگرتیپ عکاسی شدند، اما تاثیر انقلابی این فرایند جدید در حوزه پرتره بود.
فرایند کالتیپ که توسط تالبوت ثبت شد، سازوکاری جدید برای تولید انبوه تصاویر فراهم آورد که نیاز رو به رشد اروپاییها به تهیه هنر دقیقتر، دسترسپذیرتر و مقرون به صرفه تر را برآورده میکرد، راهی که در نهایت به سقوط داگرتیپ انجامید.
بین سالهای ۱۷۶۰ تا ۱۸۶۰، جنبش رمانتیک علیه استدلال گری های تجربی عصر روشنگری، که آن را مسیر پیشرفت آدمی می دانست، به پا خاست. رمانتیک ها بر تجربه شخصی و عاطفی در حکم راهی فطری و غریزی برای بروز سازوکارهای درونی و بیان ذهنیات تاکید داشتند.
تا اواخر سده نوزدهم، با صنعتیتر شدن جامعه غرب مردم اطلاعات بیشتری درباره جهان خارج میخواستند. آن ها باور داشتند که عکاسی روش علمی نوینی است و عینیتی دارد که رسانه های دیگر فاقد آنند. این عقاید به نقش هنر در حکم وسیلهای که میتواند به رشد دانش و ارتقای اخلاق کمک کند، اعتبار میبخشیدند.
هنر یا صنعت؟
عکاسی هنر است، یا صنعت؟ برخی افراد تحصیلکرده همهگیر شدن و تجاریسازی عکاسی را تهدیدی جدی برای جایگاه هنر والا میدانستند. به باور آنها، عکاسان هنرمندان ناکامی بودند که خود را اسیر و دربند بازتولید ظواهر طبیعی سوژه هایشان میکردند. آنها در مورد ظرفیت عکاسی برای شکل دادن به آثاری که بر مبنای احساسات و اندیشه های درونی شکل میگرفتند، شک داشتند.
عکاسی تجاری در دهه ۱۸۵۰ برای پاسخگویی به بازار شگفتیهای معماری، آثار مهندسی، صنعتی و مناظر تماشایی، شروع به کار کرد. عکاسان انتشار عکس از شاهکارهای هنری غرب را آغاز کردند. مردم برای دیدن شاهکارهای هنری دیگر مجبور نبودند زحمت سفر به خود بدهند و این اتفاق میتوانست به روح جامعه جانی تازه بدمد.
با آغاز دوران مدرن، مجموعهای از اصول هنری، فرهنگی و معنوی غربی بر پایه نظم جدید شهری، صنعتی و غیرمذهبی شکل گرفتند. هنرمندان مدرنیست موضوعات تاریخی و واقعنمایی وهی رنسانسی را کنار گذاشتند و تصویرگر رویدادهای معاصر و تصاویر تجربی شدند.
کاهش حمایت آریستوکراتها، کلیسا و حکومت در سده نوزدهم این معنا را داشت که هنرمندان دیگر خود را مدیون این قدرتها و ارزشهایشان نمیدانستند. نخستین هنرمندان و عکاسان مدرنیست، بیآنکه وجه اشتراکی برای هدایت هنر به سمت اهداف اجتماعی مشترک داشته باشند، با شخصیتهای یکه، خود را از هم متمایز کردند. در این دوره سبکهایی مثل کوبیسم، فتوریسم، داداییسم و سوررئالیسم اوج گرفتند.
«تسخیر نور» یادآوری میکند که عکاسی فقط ثبت آن چیزی نیست که دیده میشود، بلکه نتیجه انتخاب، قدرت، حافظه و نگاه است؛ و شاید به همین دلیل است که هر عکس، ردپایی از زمانه خود را در دل نور پنهان کرده است. لحن کتاب آموزشی اما خشک نیست. روایت روان، ساختار منظم و استفاده از مثالهای دقیق، «تسخیر نور» را به منبعی معتبر برای دانشجویان هنر و رسانه و درعینحال کتابی الهامبخش برای علاقهمندان عکاسی تبدیل کرده است. این کتاب بیش از آنکه تاریخ خطی عکاسی باشد، تلاشی است برای فهم چرا و چگونه دیدن در جهان مدرن.
روی هم رفته در تسخیر نور این موضوع بررسی می شود که عکاسی در بستر تصویرگری غرب، طی چندین سده چگونه توسعه یافته است و عکاسان برای یافتن زبان تصویری این رسانه چه تلاش هایی کرده اند. همچنین بررسی می شود که نظام سرمایه داری و نیروهای بازار با استانداردسازی ابزار، کارماده ها و فرایندها چه تاثیری بر کنش های عکاسی داشته اند و نیز توقعات، گرایش ها و مطالبات عمومی چگونه بر تفسیر ما از عکسها و معنایی که از آنها برداشت می کنیم اثر گذاشته اند. تسخیر نور آغاز راهی است برای تفکر در باب چرایی گرایش تا این حد پرشور ما به عکاسی در حکم یک رسانه، اینکه چرا و چگونه میلیاردها عکس را روزانه تهیه، نگاه و معنا می کنیم.
تسخیر نور تصویری منسجم از مردم، رویدادها، فرایندها و جنبش ها پیش چشم می گذارد و پنجره ای است رو به نقشها و معناهای گسترده عکاسی در غرب. این کتاب تاثیر دگرگونی های دائمی فرایندهای عکاسی در طول زمان بر تصورات ما از حقیقت عکس و نگاه ما به گالری ها و موزه ها را به عنوان نمایش گزار و اندوختگاههای تصویر بررسی می کند.
کتاب «تسخیر نور» با عنوان فرعی تاریخ اجتماعی و زیباشناختی عکاسی تالیف رابرت هرش و ترجمه کیوان نیکطبیعت در ۷۰۴ صفحه و با قیمت ۶۴۳ هزار تومان توسط نشر سمت به بازار کتاب آمده است.
این کتاب به عنوان نامزد چهل و سومین جایزه کتاب سال انتخاب شده است.
نظر شما