پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۵
خلیج فارس همچنان یک گره حیاتی در اقتصاد و نظم جهانی است

حسین ربیعی ، استاد دانشگاه خوارزمی گفت: جمهوری اسلامی در جنگ چهل روزه نشان داد خلیج‌فارس دیگر یک منطقه ژئوپلتیک ساده نیست. چنانکه در گذشته هم گفته می‌شد یک گره حیاتی در اقتصاد و نظم جهانی است

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا نشست بزرگداشت روز خلیج فارس در خانه اندیشمندان علوم انسانی به صورت برخط در اسکای روم شامگاه چهارشنبه ۹ اردیبهشت برگزار شد.

استفاده از خطوط کشتیرانی به عنوان اهرم فشار

در این نشست حسین ربیعی، استاد گروه جغرافیای دانشگاه خوارزمی با اشاره به پیامدهای جنگ چهل روزه گفت: این جنگ پیامدهای مختلفی بر جای گذاشت هم به لحاظ تئوریک دگرگونی‌های نظری ایجاد کرد، در موضوع قدرت و بحث توازن قوا هم در بحث خود خلیج فارس تغییرات زیادی را به به وجود آورد، هم بر ایرن تاثیرات زیادی بر جای گذاشت که به آن اشاره خواهم کرد. با آغاز جنگ منطقه خلیج فارس به پیشران جنگ و دفاع تبدیل شد. در واقع این منطقه در جنگ مداخله زیادی را پذیرفت و جمهوری اسلامی برای اینکه تهدید را توزیع کند هم به نوعی از تهاجمی که به کشور صورت می‌گرفت، جلوگیری کند، هم اینکه تمرکز را از روی سرزمین ایران متوجه بخش‌های دیگر کند، جنگ را به سطح منطقه گسترش داد. در واقع تاکتیک عملیاتی مناسبی بود که از قبل برنامه‌ریزی شده بود و در جنگ استفاده شد.

او افزود: در شیوه جنگ نامتقارن نیروهای ایرانی هم به پایگاه گروه‌های جدایی‌طلب در خاک عراق(کردستان عراق) حمله کردند هم به اسرائیل. در جنوب خلیج فارس هم پایگاه‌های نظامی آمریکا را مورد حمله قرار داد. به این ترتیب صحنه جنگ یک توزیع سطحی گسترده‌ای پیدا کرد و پخش شد. این شیوه جنگ قدری کار تهاجم و دفاع را برای نیروهای مهاجم به ایران دشوار کرد. به این دلیل که باید در جبهه‌های مختلفی فعال می‌شدند و در اینجا خلیج فارس و پهنه‌های جنوبی آن تقریبابه کمک استراتژی نظامی جمهوری اسلامی آمد. همچنین در هنگام جنگ کنترل نسبی بر تنگه هرمز اعمال و خطوط کشتیرانی را در واقع به عنوان اهرم فشار استفاده کرد و باعث شد کشورهای اروپایی با درک دلایل ناموجهی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران استفاده کردند، هم با درک اهمیتی که تنگه هرمز و جریان نفت داشت، مداخله‌ای در این جنگ نداشته باشند.

استاد دانشگاه خوارزمی بیان کرد: تصور می‌کنم اروپایی‌ها از این لحاظ ملاحظه داشتند که اگر در جنگ به همراه آمریکا و اسرائیل مداخله می‌کردند و برای کنترل تنگه هرمز نقشی را به عهده می‌گرفتند، آسیب بیشتری می‌دیدند. به عبارتی محاسبه هزینه و فایده کردند و به نفع جبهه متجاوز وارد جنگ نشدند. جمهوری اسلامی نیز از تاکتیک‌های جنگ نامتقارن استفاده کرد. مشخص است که توان و اسباب نظامی ما به اندازه آمریکا نیست. لذا بهترین کاری که نیروهای نظامی ایران می‌توانستند انجام دهند استفاده از تاکتیک‌های جنگ نامتقارن بود که ایران در پیش گرفت و در نهایت به جایی رسید که یکی از تحلیلگران استراتژیک گفت هر کس تنگه هرمز را کنترل کند، برنده واقعی جنگ است. این رویکرد نشان داد نقش عملیاتی خلیج فارس هم در منطقه هم در سطح جهانی بسیار مهم و برجسته است.

خلیج فارس یک منطقه ژئوپلتیک ساده نیست

ربیعی درباره یکی از نقش‌های خلیج فارس در جنگ چهل روزه گفت: خلیج فارس در این جنگ نقش راهبردی داشت، در واقع خلیج فارس برای جمهوری اسلامی یک میدان نمایش قدرت منطقه‌ای بود. در زمان جنگ وقتی با برخی از دوستان و دانشجویان صحبت می‌کردم بر این باور بودم که وقتی جنگ تمام شود، کشورهای جنوب خلیج فارس ماست‌هایشان را کیسه می‌کنند. (به زبان عامیانه) در روزهای اخیر یکی از مقامات اماراتی اشاره کرده بود، ایران بدون سلاح هسته‌ای مانند یک ابرقدرت رفتار می‌کند. تصور می‌کنم کاری که ایران در این جنگ انجام داد، چشم و گوش کشورهای منقطه و حتی کشورهای جهان را به درستی متوجه اهمیت، قدرت و نقش ایران کرد و ایران را به عنوان یک بازیگر ژئوپلتیک خیلی مهم به ویژه در این منطقه تبدیل کرد. زیرا ایران توانست با اهرم تنگه هرمز به عنوان یک بازیگر ژئواکونومیک مهم رفتار کند و فشار بر بازارهای مالی جهانی را نیز افزایش دهد. با این رویکرد نشان داد خلیج فارس دیگر یک منطقه ژئوپلتیک ساده نیست. چنانکه در گذشته هم گفته می‌شد یک گره حیاتی در اقتصاد و نظم جهانی است و هرمز یک سلاح اقتصادی بسیار قدرتمند است که از سوی آمریکایی‌ها و بسیاری از تحلیلگران گفته شد هرمز مانند یک سلاح هسته‌ای در دست ایران است.

اواضافه کرد: بنابراین جنگ چهل روزه اهمیت چندین باره خلیج فارس را برای ایران و جهانیان ثابت کرد و یک بازآرائی ژئوپلتیک را به صورت تئوری ایجاد کرد. به این شکل که اولا در سح جهانی اهمیت گلوگاه‌های انرژی و تنگه‌ها (به ویژه اهمیت تنگه هرمز) را دوباره به همه یادآوری کرد. نکته دیگر تلاش بسیار زیادی را برای پیدا کردن مسیرهای جایگزین ایجاد کرد و منابع جایگزین. به شکلی که برخی پیش‌بینی می‌کنند پس از این جنگ بسیاری از کشورهای جهان به صورت جدیتر به سراغ جایگزینی منابع انرژی فسیلی بروند. لذا رقابت هم برای مسیرها هم انرژی جایگزین افزایش پیدا کند.

این استاد دانشگاه درباره اهمیت دوباره باب المندب یادآوری کرد: نکته دیگر، این جنگ به لحاظ تئوریک کشورها و قدرت‌ها را متوجه مناطق پیرامونی هم کرد؛ به طوری که تصور می‌کنم در جریان جنگ و پس از آن ‌بابل المندب هم خیلی در کانون توجه قرار بگیرد. البته شاخ آفریقا و باب المندب سال‌هاست که کانون توجه قدرت‌های جهانی هست و برخی قدرت‌ها در تاسیس پایگاه نظامی در کشورهای حاشیه باب المندب اقدام کردند. اما بر این نگاه هستم که جنگ چهل روزه شاخک‌های آنها را نسبت به مناطق ژئوپلتیکی پیرامونی حساس‌تر کرد. به نظرم پس از این قدرت‌های جهانی به فکر بازگشت موثرتر به این منطقه باشند. هر چند می‌دانید بریتانیا پس از خروجی که در 1971 از منطقه داشت در سال 2016 برگشت و فرانسه هم پایگاه‌هایی دارد. اما پیش‌بینی من این است که رقابت برای حضور در این منطقه شکل بگیرد و شاهد بازگشت قدرت‌های بزرگ به این منطقه باشیم.

فروریختن امنیت افسانه‌ای کشورهای حاشیه خلیج فارس

ربیعی با مروری به تغییرات جنگ چهل روزه در منطقه گفت: این جنگ یک بازآرائی ژئواکونومیک منطقه‌ای هم ایجاد کرد. البته خلیج فارس از زمان کشف نفت اهمیت ژئواکونومیک داشته، اما در سال‌های اخیر برخی از تحلیلگران می‌گفتند با توجه به رشد و افزایش انرژی‌های تجدیدپذیر و رفتن وسایل نقلیه به سمت خودروهای الکتریکی و دگرگونی‌هایی که در تولید انرژی بادی و غیره ایجاد شده، اهمیت انرژی فسیلی کم شده است، اما تصور می‌کنم این مساله در جنگ اخیر با چالش مواجه شد. همه دنیا متوجه شدند اهمیت انرژی به امنیت دنیا پیوند دارد و هنوز زود است که تصور کنیم نفت و گاز اهمیتشان را در جهان از دست دادند. نکته دیگر اینکه به نظرم در ماهیت قدرت هم تغییر ایجاد شد، به شکلی که گفته می‌شد که قدرت از سخت به نرم شیفت پیدا کرده است، اما در این جنگ و تحولاتی که در آن روی داد، باعث شد که ماهیت قدرت سخت و کنترل سرزمینی و برتری‌های کلاسیک نظامی به توانایی کنترل جریان‌ها و انرژی، تجارت و در نهایت امنیت تبدیل شود. به طور مشخص در این جنگ مدل قدرت و امنیت سنتی که در منطقه بود به چالش کشیده شد. چون مشخص شد چتر حمایتی که برای کشورهای منطقه ایجاد کرده بود، خیلی موثر نیست.

او ادامه داد: این جنگ نشان داد که بازدارندگی نامتقارن چه قدر موثر است و چه قدر می‌تواند توازن قدرت را در منطقه متحول کند. می‌دانید که سال‌هاست کشورهای جنوب خلیج فارس به انبار تسلیحات آمریکا و اروپا تبدیل شده است. اما همه این‌ها در مقابل تسلیحات بومی ایران ناکارآمد بود و علاوه بر آنها تاکتیک‌های جنگ نامتقارن که حمله به تاسیسات دریایی و کشتی‌ها انجام می‌شد، به راحتی می‌توانست اثر تسلیحات کلاسیک را خنثی کند. در نهایت نشان داد که بهتر است کشورها به سمت امنیت شبکه‌ای و منطقه‌ای بروند و خودشان ساختار امنیت منطقه‌ای ایجاد کنند. چون اگر امنیت‌شان به همدیگر وابسته نباشد، ناامنی در یک کشور می‌تواند به سرعت در کشورهای دیگر تسری پیدا کند و آن موقع همه را ناامن کند. به هر حال این جنگ نشان داد که بهشت امنی که در کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد شده، یک افسانه بیش نیست.

این جغرافیاپژوه با اشاره فرصت‌ها و تهدیدهایی که جنگ چهل روزه اظهار کرد: به نظرم مهم‌ترین فرصت‌هایی که این جنگ ایجاد کرد؛ نخست بازدارندگی ایران را تقویت کرده، واقعیت این است که بسیار تصور نمی‌کردند جمهوری اسلامی با شرایط (تحریم) بتواند در مقابل قدرتی مانند آمریکا دوام بیاورد و ضربه بزند و از خودش دفاع کند. این رویکرد جایگاه ژئوپلتیک ایران را بسیار ارتقا داد. نکته دیگر اینکه جنگ چهل روزه تلنگری برای جامعه ایرانی بود و انسجام داخلی مناسبی ایجاد و علاوه بر آن یک انسجام منطقه‌ای هم فراهم کرد. به طوری که نیروهای جریان مقاومت به هر شکل و در حد توان خودشان وارد شدند. موضوع دیگر اینکه جنگ یک فرصت اقتصادی البته ناخواسته هم فراهم کرد و زمانی که جریان انرژی مختل شد و آمریکا که سال‌ها فروش نفت ایران را تحریم کرده بود، مجوز فروش نفت داد. از سوی مسئولان جمهوری اسلامی ادعا شد که در فاصله‌ای که این فرصت ایجاد شد ایران چند برابر شرایط عادی نفت را به قیمت بالاتر از قبل فروخته است و این هم فرصتی برای ایران بود که نفتش را به فروش برساند و به جریان ثابت انرژی دوباره وارد شود.

جنگ نعمت نیست!

ربیعی با دورنمایی از خسارت‌های جنگ گفت: البته جنگ چهل روزه همه فرصت نبود و با نگاهی به صدمات و آسیب‌هایی که ایجاد کرد، باید یادآوری کنم ضررهای جانی، مالی و اقتصادی فراوانی برای ایران ایجاد کرد که جبران آنها به ادعای سخنگوی دولت بیش از یک دهه طول می‌کشد. در عین حال که خسارت‌ها در جای خودش قابل جبران و مطالبه است تهدیدهای زیادی هم برای کشور ایجاد شد و جنگ یک نعمت بزرگ نبود. چون ابتدا افزایش درگیرهای گسترده را ایجاد کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها