شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۰
فوتبال به‌مثابه سنگر مقاومت

فوتبال، ورزشی که اغلب به‌عنوان سرگرمی توده‌ها شناخته می‌شود، در بزنگاه‌های تاریخی به عرصه‌ای برای مقاومت سیاسی و اجتماعی بدل شده است؛ کتاب «مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» نوشته کریس لی، با مرور روایت‌هایی از بازیکنان، هواداران و باشگاه‌هایی که در برابر فاشیسم و دیکتاتوری ایستادند، نشان می‌دهد چگونه زمین فوتبال در قرن بیستم به یکی از میدان‌های نبرد علیه تمامیت‌خواهی تبدیل شد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مسعود تقی‌آبادی: کتاب «مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» نوشته کریس لی و با ترجمه بهنام جعفرزاده، اثری است که برای نخستین بار در زبان فارسی، نقش ورزش محبوب فوتبال را در مقابله با رژیم‌های فاشیستی و جنبش‌های راست‌گرای افراطی در سدۀ بیستم و پس از آن، به‌صورت نظام‌مند روایت می‌کند.

فوتبال به‌مثابه سنگر مقاومت

این کتاب که توسط نشر «خوب» در ۲۷۲ صفحه و با قیمت ۳۲۳ هزار تومان منتشر شده، با بهره‌گیری از منابع دست‌اول و روایت‌های کمترشنیده‌شده، نشان می‌دهد که چگونه زمین فوتبال به عرصه‌ای برای نمایش شجاعت، ایستادگی و گاه فداکاری تبدیل شده و چگونه بازیکنان، هواداران و باشگاه‌ها در برابر قدرت‌های سرکوبگر ایستاده‌اند. کریس لی، مورخ و روزنامه‌نگار ورزشی، در این اثر تنها به ثبت وقایع تاریخی بسنده نکرده، بلکه با تحلیل پیوندهای عمیق ورزش، سیاست و هویت جمعی، خواننده را به تأمل در باب نقش فرهنگ عامه در مبارزه با ستم فرامی‌خواند.

فاشیسم و ورزش: ابزار تبلیغات و عرصه مقاومت

در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، رژیم‌های فاشیستی در ایتالیا، آلمان و اسپانیا به‌خوبی دریافتند که ورزش و به‌ویژه فوتبال می‌تواند به ابزاری کارآمد برای تبلیغات ایدئولوژیک و نمایش قدرت تبدیل شود. موسولینی با تأسیس سری آ در ۱۹۲۹ و میزبانی جام جهانی ۱۹۳۴، کوشید تا «نظم نوین» فاشیستی را در قالب نظم و انضباط ورزشی به جهانیان عرضه کند. هیتلر نیز با برگزاری المپیک ۱۹۳۶ برلین، در پی نمایش برتری نژادی بود. اما همان‌گونه که کریس لی با ذکر نمونه‌های متعدد نشان می‌دهد، این عرصه‌های نمایشی، همزمان به میدان مقاومت ضد فاشیستی نیز بدل شدند. بازیکنانی مانند برونو نری، کاپیتان فیورنتینا، که از اجرای سلام فاشیستی در مقابل هواداران سر باز زد، یا تیم‌های ملی اتریش و چک‌اسلواکی که در دیدارهای خود با تیم‌های آلمان و ایتالیا با رفتارهای نمادین اعتراض کردند، نمونه‌های درخشان این مقاومت‌ها هستند. لی با اشاره به این وقایع تأکید می‌کند که ورزشگاه‌ها در آن سال‌ها نه فقط محل رقابت ورزشی، که «صحنه‌های کوچک جنگ ایدئولوژیک» بودند.

ایستادگی در برابر سلام فاشیستی: از سری آ تا جام جهانی

یکی از محورهای اصلی کتاب، بررسی مقاومت‌های فردی و جمعی در برابر آیین‌های تحمیلی فاشیستی است. در ایتالیای موسولینی، بازیکنان ملزم بودند پیش از آغاز هر مسابقه، سلام فاشیستی (Saluto romano) را به سوی جایگاه مقامات اجرا کنند. با این حال، تعدادی از بازیکنان، گاه با خطر دستگیری، زندان یا اخراج از تیم از این کار سر باز زدند. لی داستان‌هایی از بازیکنان گمنام و نام‌آور را کنار هم می‌گذارد و نشان می‌دهد که چگونه این اعمال به‌ظاهر کوچک، به نمادهای بزرگی برای جنبش‌های زیرزمینی ضد فاشیستی تبدیل شدند. در جام جهانی ۱۹۳۴، که در فضایی کاملاً کنترل‌شده برگزار شد، تیم ملی ایتالیا قهرمان شد، اما اعتراضات پنهان هواداران و حتی برخی بازیکنان میهمان، از جمله تیم چک‌اسلواکی، روایتی دیگر از این رویداد به دست می‌دهد. چهار سال بعد، در جام جهانی ۱۹۳۸ فرانسه (آخرین تورنمنت بزرگ پیش از جنگ) تظاهرات ضد فاشیستی به اوج خود رسید. هواداران تبعیدی اسپانیایی، ایتالیایی و آلمانی در ورزشگاه‌ها حضور یافتند و با شعارها و پرتاب اشیاء، مخالفت خود را با رژیم‌های حاکم بر کشورهایشان نشان دادند. لی با استناد به گزارش‌های مطبوعاتی و خاطرات بازماندگان، این صحنه‌ها را با جزئیات توصیف می‌کند و بر این نکته پای می‌فشارد که ورزشگاه در آن مقطع، یکی از معدود فضاهای عمومی بود که اعتراض جمعی در آن ممکن می‌شد.

فوتبال در جنگ جهانی دوم

با شعله‌ور شدن جنگ جهانی دوم، فوتبال در بسیاری از کشورهای اشغالی ممنوع یا محدود شد. اما همین محدودیت‌ها، به شکل‌گیری مقاومت‌های خلاقانه‌ای انجامید. لی در فصلی مؤثر، به داستان «تیم نانوایان» در اوکراین تحت اشغال نازی‌ها می‌پردازد: گروهی از کارگران نانوایی که تیم فوتبال خود را تشکیل دادند و در یک مسابقه نمایشی در برابر سربازان آلمانی به پیروزی رسیدند. پس از بازی، هنگامی که از آنان خواسته شد سلام نازی دهند، خودداری کردند و این اقدام به دستگیری و اعدام چندین بازیکن منجر شد. این روایت که پیش از این کمتر در منابع انگلیسی‌زبان بازگو شده بود نمادی از هزینه‌ای است که بسیاری برای حفظ عزت انسانی پرداختند. در همان حال، در کشورهای اروپای غربی مانند فرانسه، هلند و بلژیک، بازیکنان و هواداران به شبکه‌های مقاومت زیرزمینی پیوستند و از ورزشگاه‌ها برای پنهان کردن اسلحه، پخش اعلامیه‌های ضد نازی و حتی قاچاق یهودیان استفاده کردند. لی همچنین به نقش باشگاه‌هایی مانند آژاکس آمستردام و المپیک مارسی در پشتیبانی از نهضت مقاومت اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه هویت باشگاهی به عاملی برای همبستگی ضد فاشیستی تبدیل شد. در بخش دیگری از کتاب، به الهام‌بخشی فیلم «فرار به سوی پیروزی» از یک مسابقه واقعی در اردوگاه اسرای جنگی پرداخته می‌شود؛ مسابقه‌ای که در آن اسیران متفقین در برابر تیم آلمانی به برتری رسیدند و روحیه مقاومت را زنده نگه داشتند.

جنبش‌های ضد فاشیستی در آمریکای لاتین و اروپای پس از جنگ

پس از جنگ جهانی دوم، فاشیسم به‌صورت رسمی در اروپای غربی فروپاشید، اما در آمریکای لاتین و تحت حکومت‌های دیکتاتوری راست‌گرا، مبارزه ادامه یافت. کریس لی در بخشی از کتاب، به مقاومت باشگاه‌های فوتبال در برابر رژیم‌های خورخه رافائل ویدلا در آرژانتین، آگوستو پینوشه در شیلی و فرانسیسکو فرانکو در اسپانیا می‌پردازد. در اسپانیا، باشگاه‌هایی مانند بارسلونا و اتلتیک بیلبائو به نمادهای هویت کاتالان و باسک تبدیل شدند و هواداران آنان در ورزشگاه‌ها با سر دادن سرودها و نمایش پرچم‌های ممنوعه، مخالفت خود را با حکومت مرکزی اعلام می‌کردند. لی همچنین داستان کمترشنیده‌شدۀ آکادمیکا کویمبرا، باشگاه پرتغالی، را روایت می‌کند که در سال ۱۹۶۸ نقش محوری در قیام دانشجویی علیه دیکتاتوری سالازار ایفا کرد. اعتراضات هواداران این باشگاه در ورزشگاه، به تظاهرات خیابانی گسترده‌ای انجامید که نهایتاً به سقوط رژیم کمک کرد. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که فوتبال در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، به‌ویژه در جوامعی که فضای سیاسی بسته بود، به کانالی برای بیان اعتراض و سازمان‌دهی حرکت‌های جمعی تبدیل شده بود.

نئونازی‌ها و اولتراس: نبردهای امروزی در ورزشگاه‌ها

کریس لی کتاب خود را تنها به تاریخ محدود نمی‌کند، بلکه با پیوند دادن گذشته به حال، به چالش‌های معاصر در برابر نئونازی‌ها و گروه‌های راست‌گرای افراطی در ورزشگاه‌های امروزی می‌پردازد. در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، با ظهور جنبش‌های «اولتراس» در ایتالیا، آلمان و انگلیس، برخی از این گروه‌ها به‌سرعت به محافلی برای فعالیت‌های نئونازی و تبلیغ نفرت‌پراکنی تبدیل شدند. لی با ذکر نمونه‌هایی مانند لاژیو در رم و چلسی در لندن، نشان می‌دهد که چگونه این گروه‌ها با استفاده از شعارها، نمادها و حتی خشونت فیزیکی، تلاش کردند فضای ورزشگاه را به عرصه‌ای برای ترویج ایدئولوژی‌های افراطی بدل کنند. اما در مقابل، جنبش‌های ضد فاشیستی هواداری نیز شکل گرفتند، گروه‌هایی مانند «فن‌ها علیه نازیسم» در آلمان و «کمپین ضد نژادپرستی» در انگلیس که با برگزاری کمپین‌های آموزشی، نصب بنرهای اعتراضی و سازمان‌دهی تظاهرات مسالمت‌آمیز، در برابر این جریان‌ها ایستادند. لی تأکید می‌کند که این نبردها هنوز ادامه دارند و هواداران متعهد، باشگاه‌ها و نهادهای فوتبال مسئولیتی تاریخی در مقابله با افراط‌گرایی دارند.

چرا فوتبال بستر مبارزه است؟

یکی از نقاط قوت کتاب، پرهیز از روایت صرفاً داستانی و ارائه تحلیلی جامعه‌شناختی از پیوند فوتبال با مبارزات سیاسی است. کریس لی با استناد به نظریه‌پردازانی مانند اریک هابزبام (که ورزش را «سنت ابداع‌شده» می‌دانست) و پیر بوردیو (که بر نقش میدان‌های فرهنگی در بازتولید قدرت تأکید می‌کرد)، استدلال می‌کند که فوتبال به‌دلیل ماهیت جمعی، عاطفی و نمادین خود، همواره بستری مناسب برای نمایش وفاداری‌ها، مقاومت‌ها و حتی تناقض‌های جامعه بوده است. از یک سو، حکومت‌های تمامیت‌خواه کوشیدند از این ورزش برای یکپارچه‌سازی ملی و مشروعیت‌بخشی به خود استفاده کنند؛ از سوی دیگر، همان ویژگی‌ها یعنی همبستگی تیمی، هویت محلی، و فضای نسبتاً خودمختار ورزشگاه به هواداران و بازیکنان اجازه می‌داد تا در چارچوبی به‌ظاهر غیرسیاسی، اعتراض خود را سازمان دهند. لی با بررسی مواردی چون مقاومت در یوگسلاوی تحت اشغال نازی‌ها، مبارزات باشگاه‌های لهستانی در دوره کمونیسم، و اعتراضات هواداران ترکیه در دهۀ اخیر، نشان می‌دهد که این الگو در جغرافیاها و دوره‌های مختلف تکرار شده است. به بیان دیگر، فوتبال نه تنها آیینه‌ای از تنش‌های سیاسی جامعه است، بلکه خود عاملی فعال در شکل‌دادن به این تنش‌ها محسوب می‌شود.

انتشار ترجمه فارسی «مبارز» در ایران که خود شاهد حضور گاه‌به‌گاه نمادهای فاشیستی و نئونازی در فضای ورزشی بوده اقدامی به‌جا و به‌موقع است. مترجم، بهنام جعفرزاده، با حفظ روانی متن و افزودن پانوشت‌های توضیحی برای رویدادهای ناآشنا برای خواننده فارسی‌زبان، کوشیده است اثر را به‌گونه‌ای ارائه دهد که هم برای علاقه‌مندان به تاریخ ورزش و هم برای پژوهشگران مطالعات فرهنگی قابل استفاده باشد. نشر «خوب» نیز با انتخاب طرح جلد الهام‌گرفته از پوسترهای جنگی جمهوریخواهان اسپانیایی (همان‌گونه که در نسخه اصلی دیده می‌شود)، بر اهمیت نمادین کتاب تأکید کرده است. در شرایطی که گفتمان‌های راست‌گرای افراطی در بسیاری از نقاط جهان در حال بازتولید هستند، آشنایی با تاریخ مبارزات ضد فاشیستی در عرصه‌ای به‌ظاهر غیرسیاسی مانند فوتبال، می‌تواند نه فقط دانش تاریخی که ابزاری برای مقاومت فرهنگی در اختیار خوانندگان قرار دهد.

در کل کتاب «مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» اثری است فراتر از یک تاریخ‌نگاری ورزشی؛ روایتی است از شجاعت انسان‌های معمولی که در لحظه‌های حساس، ورزشگاه را به سنگر مقاومت بدل کردند. کریس لی با مهارت، داستان‌های پراکنده را در یک روایت منسجم گرد آورده و نشان داده که چگونه فوتبال با همه ساده‌انگاری‌ها و تجاری‌شدگی‌هایش هنوز هم می‌تواند حامل ارزش‌های انسانی و دمکراسی‌خواهانه باشد. ترجمه فارسی این کتاب، فرصتی است برای مخاطب ایرانی تا از خلال روایت‌هایی از ایتالیای موسولینی، آلمان هیتلر، اسپانیای فرانکو و آمریکای لاتین دیکتاتورزده، درکی عمیق‌تر از نقش فرهنگ عامه در نبردهای بزرگ ایدئولوژیک به دست آورد. در نهایت، «مبارز» به ما یادآوری می‌کند که در برابر هر شکل از ستم و تمامیت‌خواهی، حتی در به‌ظاهر بی‌اهمیت‌ترین عرصه‌ها، ایستادگی ممکن است و گاه این ایستادگی، مسیر تاریخ را تغییر می‌دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها