سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۹
داستان‌هایی می‌خواهیم که نه شعار بدهند،نه کودک را دست‌کم بگیرند

مسعود درویشی - مترجم کتاب «هُنرُبات»- گفت: امروز بیش از هر زمان دیگری به داستان‌هایی نیاز داریم که نه شعار بدهند و نه کودک را دست‌کم بگیرند؛ داستان‌هایی که پرسش‌های جدی (هویت، آینده، ترس، امید، تفاوت‌ها) را در قالبی روشن و لذت‌بخش مطرح کنند. کتاب خوب، کودک را از جهانِ پرسرعتِ امروز جدا نمی‌کند؛ کمک می‌کند در همین جهان، با آگاهی و اعتمادبه‌نفس زندگی کند. جهان امروز، جهان روایت‌هاست.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سایه برین: ترجمه ادبیات کودک، به‌ویژه زمانی که با مفاهیم پیچیده‌ای چون تکنولوژی و هویت گره خورده است، همواره چالش‌های خاص خود را دارد. کتاب «هُنرُبات» نمونه‌ای بارز از این آثار است. این کتاب، در قالب داستانی برای کودکان، به رابطه انسان و ماشین می‌اندیشد. «هنربات» که ترجمه فارسی‌اش در انتشارات مهرسا منتشر شده، داستان رباتی است که با ورود به دنیای انسان‌ها درک می‌کند هیچ ابزاری جایگزین هنر انسانی نمی‌شود. خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درخصوص این کتاب با مسعود درویشی - مترجم آن - گفت‌وگو کرده است.

درویشی در این گفت‌وگو از چالش‌های تکنولوژی در داخل و خارج کشور و نیز از مهم‌ترین مولفه‌های داستان‌نویسی و تاثیرات فناوری بر زندگی کودکان و نوجوانان سخن گفته است. متن کامل این مصاحبه را با هم می‌خوانیم.

«هنربات» تلاش دارد چه بُعدی از تکنولوژی در زندگی کودکان و نوجوانان امروز را بررسی کند؟

«هنربات» در اصل دارد مرزِ میان کارکرد و هویت را در جهان فناورانه بررسی می‌کند. قهرمان داستان رباتی ساخته‌شده برای کارهای دقیق و تکراری است. فناوری در این‌جا نمادِ نظم، بهره‌وری و «مثل همه بودن» است. اما اتفاقی کوچک باعث می‌شود که او تخیل، رؤیا و میل به آفرینش پیدا کند، چیزی که در دنیای ماشینی «خطا» به حساب می‌آید و حتی او را تا آستانه‌ی حذف می‌برد.

از نگاه کودک و نوجوان امروز، کتاب می‌پرسد: وقتی تکنولوژی همه‌جا هست و از ما انتظار «کارکرد بی‌نقص» دارد، جای خلاقیت، تفاوت‌ها و احساسات کجاست؟ آیا می‌شود به‌جای اینکه ابزارها ما را هم‌شکل کنند، ما از ابزارها برای بیان خود استفاده کنیم؟ داستان با بردن هنربات به فضای هنر نشان می‌دهد تکنولوژی می‌تواند هم محدودکننده باشد و هم پلِ رسیدن به تجربه‌های انسانی‌تر؛ اگر اجازه بدهیم کنجکاوی و تخیل زنده بماند.

نقش کتاب‌ها و رسانه‌های نوشتاری در آشنایی بهتر کودکان با ابزار و فناوری‌های جدید را چه‌قدر موثر می‌دانید؟

کتاب‌ها و رسانه‌های نوشتاری می‌توانند کودک را از «مصرف‌کننده‌ی هیجان‌زده‌ی ابزار» به کاربرِ آگاه تبدیل کنند. متن خوب فقط نحوه‌ی کارکرد فناوری را نشان نمی‌دهد؛ بلکه فهم مفهومی می‌دهد (مثل پیامدها، انتخاب‌ها، حریم خصوصی و خطا)، برای کودک زبانِ گفت‌وگو می‌سازد، و در قالب داستان، اخلاق و انسانیت را کنار تکنولوژی می‌نشاند. بنابراین کتاب‌ها بهترین راه برای آشناییِ سالم با فناوری‌اند: نه با ترس، نه با شیفتگی، بلکه با آگاهی.

آیا چالش‌هایی که کودک امروز با گسترش تکنولوژی با آنها مواجه است در خارج از مرزهای ایران تفاوتی با داخل کشور دارد؟ این تفاوت فرهنگی را در ترجمه کتاب «هنربات» مشاهده کردید؟

در ترجمه‌ی «هنربات» این تفاوت فرهنگی را بیشتر در برداشت مخاطب می‌بینیم تا در خودِ متن: کتاب درباره‌ی مسئله‌ای جهانی حرف می‌زند که تکنولوژی می‌تواند آدم‌ها (یا شخصیت‌ها) را به «کارکرد صرف» کاهش بدهد اما برای مخاطب ایرانی، بعضی لایه‌ها مثل نگرانیِ والدین، حساسیت نسبت به فناوری‌های نو، و نسبتِ هنر با آینده‌ی هویتی ممکن است پررنگ‌تر خوانده شود. بنابراین تلاش من در ترجمه این بود که متن فارسی طوری بنشیند که هم جهانی بودنِ پیام حفظ شود، هم برای کودک و والد ایرانی طبیعی و قابل لمس باشد، بدون اینکه داستان را بومی‌سازیِ افراطی کنم.

لطفاً از چالش‌های ترجمه‌ی داستان کودکانه که در آن مفاهیم عمیق در لایه‌های پنهان داستان روایت می‌شوند، برایمان بگویید.

در ترجمه‌ی داستان کودک دو سطحِ هم‌زمان وجود دارد: متن باید برای کودک روان و لذت‌بخش بماند، اما در عین حال معنای زیرمتن برای بزرگ‌ترها و خواننده‌ی دقیق هم حفظ شود؛ نه ساده‌سازیِ افراطی، نه پیچیدگی زبانی.

چالش دیگر ظرافتِ واژه‌ها و ریتم است؛ به این معنا که در ادبیات کودک، آهنگ جمله‌ها، شوخی‌های کوچک، تکرارها و ضرباهنگ خیلی مهم است. اگر ترجمه درست ولی خشک باشد، جانِ داستان از بین می‌رود.

هم‌چنین حفظ ابهامِ سازنده در پیش‌برد ترجمه بسیار نقش‌آفرین است. بعضی بخش‌ها از سر قصد همه‌چیز را توضیح نمی‌دهند تا کودک خودش کشف کند. مترجم باید وسوسه‌ی توضیح اضافی را کنترل کند و اجازه بدهد لایه‌های متن طبیعی بمانند.

به نظرم در کتاب تصویری، متن و تصویر با هم معنا می‌سازند. گاهی باید جمله را طوری نوشت که با آنچه کودک می‌بیند، هم‌زمان و دقیق بنشیند، بدون تکرارِ بی‌مورد یا جا انداختنِ نکته.

در مجموع، چالش اصلی این است که ترجمه هم کودکانه باشد و هم عمیق؛ یعنی سادگیِ زبان حفظ شود، اما سادگیِ فکر نه.

مهم‌ترین مفهوم و پیام داستان هنربات را چه می‌دانید؟

به‌نظرم مهم‌ترین پیام «هنربات» این است که ارزشِ یک موجود (یا انسان) فقط به کارکرد و بهره‌وری‌اش نیست؛ حتی در جهانی که همه‌چیز ماشینی و دقیق تعریف می‌شود، تخیل، احساس و هنر چیزی اضافه و تزئینی نیست، بلکه بخشِ اصلیِ هویت است.

کتاب در لایه‌ی عمیق‌تر می‌گوید: تکنولوژی وقتی سالم است که به ما کمک کند خلاق‌تر و انسانی‌تر زندگی کنیم، نه اینکه ما را به «انجام‌دهنده‌ی وظیفه» تبدیل کند.

تصویرسازی‌های کتاب در آسان شدن ترجمه آن و انتقال داستان چقدر موثر بودند؟

در کتاب‌های تصویری، تصویر نیمی از روایت است. در «هنربات» تصویرها چند جور به ترجمه کمک می‌کنند. تصاویر معمولاً ابهام‌های متن را روشن می‌کنند. بعضی داده‌ها از روی عمد در متن گفته نمی‌شوند و تصویر، آن‌ها را کامل می‌کند؛ از این‌رو مترجم لازم نیست توضیح اضافه بدهد و متن فارسی کوتاه و پاکیزه می‌ماند.

تصاویر، لحن و حس صحنه را تعیین می‌کنند: رنگ، زاویه‌ها و جزئیات، حال‌وهوای هر بخش را مشخص می‌کند؛ مترجم می‌تواند واژه‌ها و ریتم جمله‌ها را دقیق با همان حس هماهنگ کند.

تصاویر همچنین جای خالیِ کلمات را پر می‌کنند. خیلی جاها تصویر خودش حرف می‌زند؛ بنابراین ترجمه باید اقتصادی باشد و به تصویر فضا بدهد. در نتیجه تصویرسازی‌ها هم انتقال داستان را برای مخاطب آسان‌تر می‌کنند و هم به مترجم کمک می‌کنند ترجمه‌ای دقیق‌تر و خوش‌ریتم‌تر ارائه دهد، بدون پرگویی.

از تکنولوژی در حرفه خود شما بگوییم. آیا ابزارهای جدید و هوش مصنوعی توانستند بازار ترجمه را نسبت به سال‌های پیش کساد کنند؟

تکنولوژی در کار ترجمه امروز بیشتر نقش ابزار کمکی دارد: برای جست‌وجوی سریع‌تر، بررسی اصطلاحات، پیدا کردن لحن‌های نزدیک، و یک‌دست‌سازی واژگان. اما تصمیم‌های اصلی مثل لحن، موسیقی جمله، انتخاب واژه‌های دقیق، و وفاداری به صدای نویسنده همچنان کاری انسانی است.

در مورد اینکه آیا هوش مصنوعی بازار ترجمه را کساد کرده، باید بگویم در بخش‌هایی بله، اما نه در ترجمه‌ی ادبی و کتاب کودک به معنای حرفه‌ای.

هوش مصنوعی ترجمه‌های سریع و ارزان را برای متن‌های عمومی و مصرفی زیاد کرده و بخشی از سفارش‌های ساده را کم‌ارزش‌تر کرده است. اما در کتاب به‌خصوص ادبیات کودک و متن‌های لایه‌دار آنچه مخاطب و ناشر می‌خواهند فقط «انتقال معنی» نیست؛ صدا، ریتم، ظرافت و دقت فرهنگی است. این‌ها جایی است که ابزارها هنوز نمی‌توانند جای مترجم را بگیرند.

به نظرم بازار بیشتر دوقطبی شده: ترجمه‌های فوری و کم‌هزینه بیشتر ماشینی شده‌اند اما ترجمه‌ی جدی و قابل چاپ بیش از پیش نیازمند مترجمی است که هم زبان را بشناسد و هم ادبیات و مخاطب را.

با وجود این ابزارها مهم‌ترین چالش‌های ترجمه امروز نسبت به سال‌های گذشته چیست؟

مهم‌ترین چالش ترجمه امروز این است که با وجود ابزارها، انتظارِ سرعت بالا رفته ولی کیفیت هنوز زمان می‌خواهد. از طرفی مرزبندی ترجمه‌ی انسانی و ماشینی و مسئله‌ی اعتماد حساس‌تر شده. همچنین خطرِ یکنواخت و بی‌لحن شدن متن‌ها بیشتر است و مترجم باید صدای نویسنده و نثر فارسیِ شخصیت‌دار را حفظ کند. در نهایت هم رقابتِ قیمتی با خروجی‌های ارزان، فشار بازار را بیشتر کرده است.

در پایان، اگر نکته‌ای چه درباره این داستان و چه فضای داستان کودکان و نوجوان مدنظر دارید برایمان بگویید.

امروز بیش از هر زمان دیگری به داستان‌هایی نیاز داریم که نه شعار بدهند و نه کودک را دست‌کم بگیرند؛ داستان‌هایی که پرسش‌های جدی (هویت، آینده، ترس، امید، تفاوت‌ها) را در قالبی روشن و لذت‌بخش مطرح کنند. کتاب خوب، کودک را از جهانِ پرسرعتِ امروز جدا نمی‌کند؛ کمک می‌کند در همین جهان، با آگاهی و اعتمادبه‌نفس زندگی کند. جهان امروز، جهان روایت‌هاست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها