سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- اکبر رستمی، مدیر گروه مطالعات و جغرافیای نظامی،مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه: هنگامی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فروردین 1358 تأسیس شد، تصوری از تنوع مأموریتهایش نداشت. نیروی نظامی برآمده از متن جامعۀ انقلابی، گرچه به ایمان و سلاح اندک مجهز بود اما فرماندهان و مسئولان آن دوره، برنامهای برای تبدیل سپاه به یک سازمان نظامی حرفهای، همانند ارتشهای جهان نداشتند. تندباد حوادث و وقایع پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سپاه را در روندی اجتنابناپذیر قرار داد تا در دهۀ اول تأسیس خود، با پنج مأموریت فراگیر مواجه شود که کاملاً متفاوت از یکدیگر بودند و اجرای هریک، به سازمان، آموزش و تجهیزات ویژه نیاز داشت.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ابتدای تأسیس، به ناچار درگیر اجرای اولین مأموریت خود شد و آن کنترل بحران تجزیهطلبی در نواحی قومیتی ایران بود که با تلاش احزاب و گروههای مارکسیستی به وجود آمده بود. این بحران سالها در دو ناحیۀ کردنشین و بلوچنشین ایران ادامه یافت و سپاه در رویارویی با شورشگران نقش اصلی را ایفا کرد تا تجزیهطلبان، موفق به جدایی بخشی از سرزمین ایران نشوند. در این دوره، سازمان رزم سپاه متناسب با اجرای مأموریت، در حد گروهان و گردان بود.
در مأموریت دوم که با دستور حضرت امام خمینی(ره) در 5 آذر 1358 مبنی بر آموزش نظامی همگانی مردم آغاز شد، سپاه مسئولیت یافت اقشار گوناگون مردم را برای تشکیل ارتش بیست میلیونی آموزش دهد تا در صورت یورش نیروی متجاوز بیگانه به سرزمین ایران، مردم از خود دفاع کنند. این مأموریت فراگیر که سراسر کشور را پوشش میداد، سازماندهی، مدیریت و مناسباتی فراتر از مأموریت اول را میطلبید تا سپاه بتواند با طبقات مختلف مردم به منظور تحقق این هدف، همکاری کند.
تجاوز گستردۀ ارتش عراق به مرزهای ایران در 31 شهریور 1359، ضرورت دفاع از میهن را به گونهای رقم زد که سپاه مجبور شد در کنار ارتش، وارد جنگ منظم با متجاوزان شود. سپاه برای اجرای مأموریت سوم، در ساختار خود، سازمان رزم منظمی شامل تیپ، لشکر و سپاه به وجود آورد.
مأموریت چهارم ویژگی مخصوص خود را داشت و با جنگ مسلحانۀ احزاب و گروههای برانداز نظام در 30 خرداد 1360 آغاز شد. سپاه در حالی پای به این میدان گذاشت که به صورت فعال درگیر سه مأموریت پیشین بود و از این پس وظیفه داشت افزون بر ناکام گذاشتن اقدامات تروریستی و خنثیسازی جنگ مسلحانۀ احزاب برانداز، امنیت سراسری مردم، مقامات کشور، اماکن و تأسیسات دولتی، خطوط هوایی و ریلی را تأمین کند.

پنجمین مأموریت که موضوع اصلی کتاب جنگ در فراسوی مرز است، در فرایند جنگ تحمیلی تعریف شد. به این ترتیب که سپاه از ابتدای سال 1363، مأموریت یافت برای باز کردن جبهۀ جدیدی در جنگ با دشمن متجاوز، به همکاری با احزاب، گروهها و عشایر عراقی بپردازد. برخی از این احزاب و گروهها پیش از این به صورت محدود با ایران همکاری داشتند. این مأموریت در مقایسه با مأموریتهای دیگر سپاه تفاوتهای بارزی داشت چراکه سپاه در کنار جنگ منظم، میبایست سازمان و ساختار لازم را برای اجرای جنگ نامنظم در سرزمین دشمن ایجاد میکرد. در نهایت، این مأموریت با کوشش مستمر فرماندهان، مسئولان، و رزمندگان قرارگاه رمضان در یک فرایند پیچیده اجرایی شد و همکاری با احزاب و گروههای مبارز عراقی در سالهای 1365 و 1366 به اوج خود رسید؛ برای نمونه تنها در بخش نظامی، عملیاتهای دهگانۀ فتح و هفتگانۀ ظفر، همراه هزار عملیات ایذایی اجرا شدند که نشاندهنده ثمردهی کوششهای قرارگاه رمضان بود.
اهمیت تأسیس قرارگاه رمضان آنگاه بیشتر میشود که دریابیم مأموریت این قرارگاه با خاتمۀ جنگ پایان نیافت و فعالیتهای مستشاری آن در همکاری با احزاب و گروههای مبارز عراقی تداوم یافت تا اینکه نظام بعثی عراق سرنگون و دیکتاتور حاکم بر بغداد، دستگیر، محاکمه و اعدام شد. پس از آن نیز قرارگاه رمضان مأموریت مستشاری خود را در برقراری نظام جدید در عراق، رویارویی با تهدیدهای گوناگون داخلی؛ ازجمله آزادسازی مناطق اشغالی بهدست دولت اسلامی شام و عراق (داعش)، ادامه داد.
کتاب جنگ در فراسوی مرز که به اهتمام گروه مطالعات نظامی مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدتهای سپاه و به قلم رضا صادقی و با نظارت دکتر محمدباقر ذوالقدر طی یک فرآیند پژوهشی و تاریخنگاری مستند در یک بازه زمانی 5 ساله (سال 1398 تا 1403) نگارش شده است، به چرایی و چگونگی شکلگیری قرارگاه رمضان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فراز و فرودهای آن در همکاری با احزاب و گروههای مبارز عراقی در دورۀ دفاع مقدس میپردازد. همچنین پژوهش این کتاب به روش تاریخی و بر اساس اسناد و منابع در اختیار، انجام شده است تا خواننده با بخشی از حماسۀ بزرگ مردم ایران و عراق، در دفاع از کشور و رویارویی با رژیم متجاوز بعثی آشنا شود. بیتردید این اثر، یاد و خاطرۀ تمامی ایثارگران جنگ تحمیلی را به ویژه شهیدان، جانبازان، آزادگان و یادگاران آن دوران پرفروغ را گرامی میدارد.
کتاب در هشت فصل و 968 صفحه نگارش شده است. فصل نخستین به زمینههای پیدایش جنگ عراق با ایران اختصاص دارد. در فصل دوم، رهیافت سردار محسن رضایی فرماندۀ کل سپاه برای اجرای جنگ نامنظم در پشت جبهۀ عراق و چرایی و چگونگی برپایی قرارگاه رمضان در سال 1363 بررسی شده است. فصل سوم مروری دربارۀ همکاریهای اولیۀ قرارگاه رمضان با احزاب و گروههای مبارز عراقی در سال 1364 دارد. در فصل چهارم تلاش قرارگاه رمضان برای بسیج گستردۀ احزاب و گروههای مبارز عراقی بهمنظور جنگ با دولت حاکم بر بغداد مرور شده است که دستاورد آن یورش به هدفهای دوردست با اجرای 4 عملیات نامنظم گسترده در سال 1365 بود. بسیج توانمندیها برای گسترش جنگ نامنظم در سال 1366 موضوع فصل پنجم است. در این فصل افزون بر گسترش دامنۀ همکاری قرارگاه رمضان با احزاب و گروههای مبارز عراقی، دربارۀ آشنایی با سازمان رزم قرارگاه رمضان بحث و پس از آن، 13 عملیات نامنظم گسترده بررسی شده است. فصل ششم پیرامون کوششهای قرارگاه رمضان در سال پایانی جنگ تحمیلی و تلاش برای بالندگی مبارزان عراقی در ادامۀ جنگ با بعثیهای حاکم بر عراق بدون پشتیبانی مستقیم ایران است. جمعبندی اقدامات پنجسالۀ قرارگاه رمضان در سالهای جنگ تحمیلی عراق با ایران در فصل هفتم اشاره شده که بیانگر تلاشهای مشترک قرارگاه رمضان و احزاب و گروههای مبارز عراقی است. در انتهای کتاب سه پیوست وجود دارد. پیوست اول اشارۀ کوتاهی به جغرافیای عراق دارد. پیوست دوم به آشنایی با احزاب و سازمانهای مبارز عراقی اختصاص دارد تا خواننده با جغرافیا و نقشآفرینان اصلی این عرصه آشنا شود. در پیوست سوم نیز برخی اسناد مهم مورد استفاده در متن، برای ثبت در تاریخ درج شده است.
نظر شما