سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایش «شوخی میکنید مسیو تانر» به نویسندگی و کارگردانی اصغر نوری که از ۸ دیماه در سالن استاد سمندریان مجموعه ایرانشهر روی صحنه رفته، نمونهای از تئاتری است که با بهرهگیری از طنزی آرام و تلخ، به کنکاش وضعیت انسان معاصر میپردازد. این اثر اقتباسی است از کتاب «شوخی میکنید مسیو تانر» نوشته ژانپل دوبوآ با ترجمه اصغر نوری و منتشرشده توسط انتشارات افق. به نظر میرسد نوری در این اقتباس توانسته است روح متن ادبی را حفظ کند و در عین حال، آن را به زبانی اجرایی و زنده تبدیل کند.
مسیو تانر که مردی با صاحب خانه و زندگی، خانه بزرگی را از سوی عموی تازه فوت شدهاش به ارث میبرد. خانهای که وقتی سراغ آن میرود، آن را ساختمانی متروک میبیند که نیاز به بازسازی عمده دارد و برای این هدف مسیو تانر دست به کار میشود. فعالیت در خانهای متروک برای تبدیل کردن به محیطی برای زندگی در عمل تبدیل به کابوس میشود، زیرا مسیو تانر خیلی زود در مییابد که این تصمیم ساده، او را به دل موقعیتی پرتنش و فرساینده پرتاب کرده است. فرآیند بازسازی، او را ناگزیر با افراد مختلفی روبهرو میکند؛ گچکار، بنا، معمار، لولهکش و برقکار و هر کدام از جهانی متفاوت و با نگاه و زبان دیگری به خانه متروک میآیند و مسیو تانر ناچار است برای فهماندن کاری که از آنها میخواهد لحظات و ساعات فرسایندهای را تحمل کند. زندگی نسبتاً ساکت و منظم تانر، بهتدریج به میدان درگیریهای روزمره، سوءتفاهمها و ناکامیهای پیدرپی بدل میشود. به طوری که در هر صحنه بخشی از بدن او دچار درد یا زخم میشود و او به مرور به انسانی رنجیده، عصبانی و کم تحمل تبدیل میشود.
با توجه به آنچه در بازسازی خانه روی میدهد، گویی خانه به موجودی زنده تبدیل شده که در برابر نو شدن و تغییرات آنچنانی مقاومت میکند چنانکه مرد همساده به او میگوید این خانه از تو انتقام میگیرد! آیا این سخن را میتوان اینطور برداشت کرد که خانه به مثابه جامعهای است که در مقابل تغییرات کلی مقاومت میکند و هر تغییری تاوانی در بر دارد؟ شاید باید اینطور نگاه کرد که ساختمان بهتدریج به موجودیتی زنده تبدیل میشود؛ مکانی با حافظه، با مقاومت و با نوعی اراده پنهان. تانر میپندارد که با تغییر دیوارها، راهپلهها و جزئیات معماری میتواند خانه را مطابق میل خود درآورد، اما هرچه پیش میرود، روشنتر میشود که این خانه است که در حال تغییر دادن اوست. همین جابهجایی ظریف میان فاعل و مفعول، یکی از مهمترین لایههای معنایی نمایش را شکل میدهد و بازسازی خانه را به استعارهای از بازسازی ذهن، هویت و رابطه انسان با گذشته تبدیل میکند.
در پایان وقتی اجرای نمایش تمام میشود، این سوال به ذهن متبادر میشود که این نمایش با وضعیت امروز ما چه تناسبی دارد؟ نمایشی که در یک ساختمان قدیمی میگذرد و صاحب جدید میخواهد آن را از گذشته خودش دور کند و به آن رنگو لعاب جدیدی بدهد. نمایشی که در آن جهانی را ترسیم میکند، شباهت زیادی به زیست روزمره ما دارد؛ جهانی که در آن انسان مدام در حال ترمیم و اصلاح است: خانه، شغل، روابط و حتی تصویر ذهنیاش از خود. با این حال، حاصل این تلاشهای مداوم اغلب چیزی جز خستگی، نارضایتی و احساس ناتمامبودن نیست. اصغر نوری که در عین حال مترجم کتاب «شوخی میکنید مسیو تانر» در این نمایش توانسته وضعیت را با لحنی خونسرد و طنزی تلخ پیش چشم تماشاگر بگذارد و او رها میکند تا به تفسیر شخصی خود برسد.
روایت نمایش آرام پیش میرود و از شتاب و هیاهوی معمول فاصله میگیرد، اما درست به همین دلیل، پس از پایان در ذهن میماند. دو بازیگر دیگر با تغییر پرسوناژ، نقش چندین کاراکتر را ایفا میکنند و به تنوع و پویایی اثر میافزایند. بهرهگیری از مولتیمدیا و پخش ویدئو نیز بهعنوان عنصری مکمل، برخی لایههای روایی و ذهنی نمایش را برجستهتر میکند. «شوخی میکنید مسیو تانر» یادآور این حقیقت است که برخی چیزها را نمیتوان بهکلی درست کرد؛ تنها میتوان آنها را فهمید، پذیرفت و با آنها زندگی کرد. نمایشی که تئاتر را به فضایی برای مکث، تجربه و بازاندیشی بدل میسازد.
در نمایش «شوخی میکنید مسیو تانر»، ترکیب بازیگران نقشی اساسی در شکلگیری جهان معنایی اثر دارد. احمد ساعتچیان در نقش مسیو تانر، حضوری کنترلشده و درونگرا ارائه میدهد که بهخوبی با فضای تأملی و طنز تلخ نمایش همخوان است. تانرِ ساعتچیان شخصیتی است گرفتار میان میل به نظم، آرامش و بازسازی از یکسو، و نیروی مقاوم گذشته از سوی دیگر. بازی او بیش از آنکه متکی بر اغراق یا برونریزی باشد، بر سکوتها، مکثها و واکنشهای ظریف استوار است؛ انتخابی که به شخصیت اجازه میدهد بهتدریج فرسودگی و سردرگمی خود را آشکار کند. در مقابل این شخصیت مرکزی، رضا مولایی و مرتضی حسینزاده قرار میگیرند که با تغییر نقشهای پیاپی، مجموعهای از کاراکترهای متنوع را جان میبخشند. این دو بازیگر نه صرفاً در مقام تیپهای کمیک، بلکه بهعنوان نمایندگان جهانی متکثر و ناآرام ظاهر میشوند؛ جهانی که پیوسته در برابر خواست تانر برای سامانبخشی مقاومت میکند. مولایی با پوشیدن لباسها و ایفای نقشهایی که واجد رگههای آشکار طنز هستند، سویهای کاریکاتورگونه اما حسابشده به نمایش میافزاید؛ طنزی که در ظاهر خندهزا است اما در عمق، از ناکارآمدی، بینظمی و گسستهای فرهنگی خبر میدهد. بازی حسینزاده نیز در کنار او، این جهان متکثر را کامل میکند و به آن ابعاد انسانیتر و گاه تهدیدآمیزتری میبخشد.
تعامل این دو بازیگر با مسیو تانر، فضای تقابل میان فرد و پیرامون را برجسته میسازد. آنچه تانر با آن مواجه است، صرفاً مجموعهای از انسانهای ناتوان یا نامنظم نیست، بلکه شبکهای از نیروهاست که مانع تحقق اراده او میشوند. در این میان، خودِ ساختمان نیز همچون یک کاراکتر مستقل عمل میکند؛ بنایی کهنه و متروک که اکنون به تانر رسیده، اما حافظهای انباشته از گذشته دارد و بهسادگی تن به تغییر نمیدهد. نمایش بهتدریج این ایده را پررنگ میکند که خانه نه یک شیء بیجان، بلکه موجودیتی مقاوم است که در برابر بازسازی میایستد. به این ترتیب، همه عوامل از آدمها تا فضا دست به دست هم میدهند تا تغییرات مورد نظر تانر بهراحتی محقق نشود. این مقاومت جمعی، استعارهای از وضعیتی گستردهتر است؛ جایی که انسان معاصر میکوشد جهان اطرافش را مطابق خواست خود بازسازی کند، اما با لایههایی از حافظه، تاریخ و ناهمگونی مواجه میشود که کنترلناپذیرند. نمایش از دل همین تقابل، تأملی عمیق و چندلایه بر امکان یا امتناع تغییر پیش میکشد.
نظر شما