چهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۱
مرز بوی سیگار می‌دهد

رمان «مرز بوی سیگار می‌دهد» نوشته آرش رضایی از سوی انتشارات نیلوفر منتشر شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا رمان «مرز بوی سیگار می‌دهد» نوشته آرش رضایی که اخیراً از سوی انتشارات نیلوفر منتشر شده، مرز باریک میان بودن و نبودن را می‌کاود. در این رمان با تکه‌هایی از تاریخ معاصر در متن زندگی روزمره مواجهیم؛ با حافظه‌ای که فاجعه‌ای را در خود جا داده و با آمیختن زندگی واقعی و صحنه نمایش؛ آمیختن صحنه و پشت صحنه در متن زندگی دختری به نام رویا که رمان هم درباره اوست و هم دیگرانی که به نحوی به او مرتبطند.

«مرز بوی سیگار می‌دهد» رمانی‌ست که مرز میان واقعیت و وهم و کابوس را درمی‌نوردد؛ همچنین مرز میان نمایش و واقعیت را و از خلال همه این‌ها تکه‌هایی از فاجعه را عیان می‌کند؛ فاجعه‌ای که گویی حافظه و خود روایت را زخمی و تکه‌تکه کرده است.

در نوشته پشت جلد کتاب آمده است: «مرز بوی سیگار می‌دهد از همان جمله اول کل جهانش را عریان می‌کند: "دنبال تعبیر خواب نباش، هر خوابی خودش را تعبیر می‌کند. " اینجا خواب پیام نیست؛ خود فاجعه است که بی‌دعوت وارد زبان شده، در این رمان زبان روایت نمی‌کند؛ می‌سوزد. بدنی‌ست زخمی و لرزان که حقیقت را نه بازمی‌گوید نه توضیح می‌دهد بلکه مثل کابوسی طولانی حملش می‌کند.

رویا و دیگران صرفاً شخصیت نیستند درزهای زبانی‌اند، نقطه‌هایی که واقعیت با چنان شدتی می‌کوبد که آگاهی فقط برای یک ثانیه پیدا می‌شود و بعد دوباره فرومی‌رود. زبان به مثابه موجودی زنده، مجروح و کم‌عمر، موجودی که هربار حقیقت لمسش می‌کند، فرومی‌پاشد و با بوی سوخته برمی‌گردد.

در این جهان هر واژه زخم است، هر صحنه ثبت فاجعه و هر جمله مرزی باریک میان نیستی و پیدایش مرزی که خودش هم بوی سیگار می‌دهد. مرز بوی سیگار می‌دهد تاریخ نمی‌گوید؛ گذشته را مثل توده‌ای داغ از زیر خاکستر بیرون می‌کشد. بدن زنی که فروریخته، شهری که خاموش نمی‌شود و جهانی که مثل تانکر هنگ، از هزار ترک خون می‌دهد.

این کتاب خوانده نمی‌شود؛ تو را می‌کشد وسط خواب خودش. اگر در تو چیزی نلرزد یعنی هنوز واردش نشده‌ای یعنی خواب هنوز تو را انتخاب نکرده.»

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «نگاهی به روزنامه انداخت. بیست و هفت نفر دیگر. همه هم افسر! روی بیست و هفت نفر مکث کرد. اسم‌ها را خواند. با هر اسمی که می‌خواند سکوت می‌کرد. گویا در حافظه‌اش دنبال یاد و خاطره‌ای می‌گشت. زیر لب چیزی گفت. قطره‌ای اشک از چشمش سرید. روزنامه را انداخت. ته پیاله را پای بید مجنون خالی کرد. ماه در حوض افتاده بود. ماه شب پانزدهم بود. پدر لبه تخت نشسته بود. تخت کنار حوض بود، زیر بید مجنون. شلوار نظامی‌اش را تا زانو بالا کشید، پاهایش را سر داد توی آب حوض. ماه پیچ و تاب خورد و شکست…»

انتشارات نیلوفر اخیر این کتاب را در ۱۹۴ صفحه و با قیمت ۲۵۰ هزار تومان عرضه کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها