شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۱
جوآنا ترولوپ در ۸۲سالگی درگذشت

جوآنا ترولوپ، رمان‌نویس پرخواننده‌ای که دهه‌ها با روایت‌های دقیق و بی‌اغراق از زندگی خانوادگی و عاطفی بریتانیایی‌ها شناخته می‌شد، در ۸۲سالگی درگذشت؛ نویسنده‌ای که «امر عادی» را به موضوعی جدی و ادبی بدل کرد.

سرویس بین‌الملل خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - الهه شمس: ترولوپ بیش از سه دهه از چهره‌های ثابت بازار کتاب بریتانیا بود. رمان‌های او، از جمله در A Village Affair (ماجرای یک روستا) و Other People’s Children (فرزندان دیگران)، همان‌طور که فی ولدن گفته بود، به شکلی بی‌واسطه «دست روی مسئله زمانه می‌گذاشت»؛ بی‌آنکه به شعار یا اغراق پناه ببرد.

به گفته خانواده‌اش، او روز پنج‌شنبه، در آرامش و در خانه، چشم از جهان فروبست.

جیمز گیل، نماینده ادبی ترولوپ، در پیامی گفت: «با اندوه بسیار، خبر درگذشت جوآنا ترولوپ را دریافت کردیم؛ نویسنده‌ای محبوب، تحسین‌شده و به‌غایت خوانده‌شده. فقدان او برای خانواده، دوستان و البته انبوه خوانندگانش سنگین خواهد بود.»

مسیر حرفه‌ای ترولوپ از سال ۱۹۸۰ آغاز شد. او ابتدا با نام مستعار «کارولین هاروی» رمان‌های عاشقانه تاریخی می‌نوشت، اما از اواسط دهه ۱۹۸۰ به داستان‌نویسی معاصر روی آورد؛ تغییری که مسیر حرفه‌ای‌اش را به‌طور کامل تعریف کرد و او را به یکی از صداهای شاخص روایت زندگی طبقه متوسط بریتانیا بدل ساخت.

نقطه جهش او رمان The Rector’s Wife (همسر کشیش) بود؛ کتابی که در سال ۱۹۹۱ صدر جدول‌های فروش را در اختیار گرفت. پس از آن، آثاری چون A Village Affair (ماجرای یک روستا) و Mum & Dad (مامان و بابا) منتشر شدند؛ رمان‌هایی که به موضوعاتی چون خیانت، ازدواج دوباره، فرزندخواندگی و فشارهای «نسل ساندویچی» می‌پرداختند؛ نسلی که میان مراقبت از فرزندان و والدین سالخورده گرفتار آمده است.

هرچند آثار ترولوپ گاهی با برچسب‌هایی مانند «میانه‌پسند» یا «خانگی» روبه‌رو می‌شدند — و ترنس بلَکر آن‌ها را به طعنه «Aga sagas» نامیده بود — خود او این طبقه‌بندی‌ها را قاطعانه رد می‌کرد. ترولوپ در گفت‌وگویی با گاردین در سال ۲۰۰۶ تأکید کرده بود: «این رمان‌ها به‌مراتب زیرپوستی‌تر و تیره‌تر از چیزی هستند که تصور می‌شود. این نگاه تحقیرآمیز نیست؟» منتقدان جدی‌تر نیز آثار او را به‌دلیل صداقت در پرداخت روابط انسانی و پرهیز از تصویرهای تزئینی از زندگی خانوادگی ستوده‌اند.

ترولوپ در سال ۱۹۴۳ در گلاسترشایر به دنیا آمد و از نوادگان دور آنتونی ترولوپ، رمان‌نویس بزرگ قرن نوزدهم، بود. او ادبیات انگلیسی را در کالج سنت هیوز آکسفورد خواند، مدتی در وزارت خارجه بریتانیا کار کرد و سپس به تدریس روی آورد. نوشتن جدی را در همان سال‌هایی آغاز کرد که هم‌زمان دو دخترش را بزرگ می‌کرد؛ تجربه‌ای که بعدها به سوخت اصلی جهان داستانی او بدل شد.

دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ دوران اوج کارنامه او بودند. رمان‌هایی مانند Next of Kin (خویشاوند نزدیک Marrying the Mistress (ازدواج با معشوقه) و Other People’s Children (فرزندان دیگران) هم مشتریان وفادار خود را داشتند و هم راهشان را به اقتباس‌های تلویزیونی باز کردند. ترولوپ خود در سال ۱۹۹۳ گفته بود: «فکر می‌کنم کتاب‌هایم همان رمان سنتی قدیمی‌اند که بی‌سروصدا دوباره دارند دیده می‌شوند.»

در آثار متأخر، حساسیت او نسبت به تغییرات اجتماعی پررنگ‌تر شد. City of Friends (شهر دوستان) به فشارهای زنان در زندگی حرفه‌ای پرداخت و Mum & Dad (مامان و بابا)، که در دهه هفتاد زندگی‌اش منتشر شد، تصویری شخصی و بی‌پرده از فرسودگی مراقبت از سالمندان ارائه داد.

مسئله زنان، کار و تغییر انتظارات اجتماعی، در مرکز دغدغه‌های ترولوپ قرار داشت. او در گفت‌وگویی با رادیو تایمز در سال ۲۰۱۷ گفته بود: «در نسل من تقریباً هیچ زنی شاغل نبود. من کار کردم، دخترانم کار کردند، و نوه‌ام حتی نمی‌تواند تصور کند که کار نکند.» در برنامه Desert Island Discs (صفحه‌های جزیره متروکه) نیز به منتقدانی که آثارش را کم‌اهمیت می‌خواندند، یادآور شد: «این اشتباه خطرناکی است که فکر کنیم امور بزرگ از امور کوچک مهم‌ترند.»

فی ولدن، دوست و همکارش، توانایی ترولوپ در آشکار کردن اضطراب‌های پنهان زندگی روزمره را تحسین کرده بود؛ توصیفی که خود ترولوپ هم در سال ۲۰۲۰ آن را تأیید کرد: «من راه‌حل نمی‌دهم. فقط می‌خواهم گفت‌وگو را شروع کنم.» به باور او، ادبیات جایی است که آدم‌ها می‌توانند به احساس‌هایی اعتراف کنند که در زندگی روزمره، مجالی برای بیانشان ندارند.

در کنار نویسندگی، ترولوپ داور جوایز ادبی، حامی کتابخانه‌های عمومی و فعال حوزه سوادآموزی بود. او در سال ۱۹۹۶ نشان OBE و بعدها CBE را برای خدماتش به ادبیات دریافت کرد و در سال‌های پایانی عمرش به‌طور داوطلبانه در زندان‌ها و مراکز اصلاح و تربیت جوانان فعالیت داشت.

جوآنا ترولوپ دو بار ازدواج کرد و دو دختر داشت. او در گفت‌وگویی در سال ۲۰۱۵ درباره میراث ادبی‌اش گفته بود: «دوست دارم رمان‌هایم این حس را بدهند که تنها نیستید؛ این‌که بگویند اشکالی ندارد، همه ما همین احساس‌ها را داریم.»

او اکنون با خوانندگان پرشماری که آثارش را پناهی برای فهم زندگی روزمره می‌دانستند، وداع کرده است.
منبع: گاردین، Fri 12 Dec 2025

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • doctorsharmsar IR ۱۳:۳۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۳
    روانش شاد البته اگه واقعن روانی وجود داشته باشه. با این جمله ش خیلی موافقم که:ادبیات جاییه که آدم میتونه به احساسهایی اعتراف کنه که در زندگی روزمره مجالی برای بیانشون نداره. آره ولی بنظرم ادبیات جاییه که میرسم توش خودمونو تطهیر کنیم؛یه دریاچه یه دریا چه میدونم ولی آیا موفق میشیم؟ فک نکنم اما خب به امتحان کردنش می ارزه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها