سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - شنو نوری: ادبیات داستانی کُردی، پیش از آنکه به شکل مکتوب تثبیت شود، قرنها در قالب روایتهای شفاهی، نقلگوییهای محلی، بیتخوانیها، قصههای آیینی و اسطورهای میان مردم کُرد جریان داشته است. این سنت ریشهدار، شالوده اصلی روایتگری کُردی را شکل داده؛ شالودهای که بعدها بنیان ادبیات داستانی نوین را فراهم کرد.
اگرچه آغاز رسمی داستاننویسی مدرن کُردی در سطح گسترده جغرافیای کردی به دهه ۱۳۲۰ و انتشار نخستین داستان کوتاه کُردی توسط حسن قزلچی بازمیگردد، اما در استان کردستان نیز این جریان به شکل مستقل و قابلمطالعهای پیش رفته است.
در این مسیر باید بین «داستاننویسی کُردی در مقیاس سرزمینهای کُردی» و «داستاننویسی مکتوب در استان کردستان» تمایز قائل شد. بسیاری از نویسندگان مؤثر کردستان در استانهای همجوار زیستهاند و ادبیات کُردی، مرزهای سیاسی را چندان به رسمیت نمیشناسد. با این حال، در استان کردستان نخستین جرقههای جریان داستان مکتوب با آثار عطا نهاییها در شهرستان بانه زده شد؛ آثاری که اولین نمونههای رماننویسی و داستان کوتاه مکتوب در استان را رقم زدند.
به این ترتیب، استان کردستان بهعنوان یکی از کانونهای مهم تداوم روایتگری کُردی، نقشی مهم در انتقال ادبیات از ساحت شفاهی به ساحت مکتوب ایفا کرده است. گفتوگو با سیداحمد پارسا، پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات کُردی، تصویر دقیق و تحلیلی از مسیر تاریخی و ادبی داستاننویسی کُردی ارائه میدهد.
ادبیات داستانی کُردی صرفاً یک فعالیت ادبی نیست، بلکه بازتابی از هویت و فرهنگ مردم کُرد است
پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات کُردی، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با اشاره به پیشینه غنی روایتگری در فرهنگ کُردی، از مسیر تحول داستانگویی شفاهی تا شکلگیری داستاننویسی مکتوب در دهههای اخیر سخن گفت و تأکید کرد: ادبیات داستانی کُردی امروز در مرحلهای از بلوغ قرار دارد که میتواند صدای فرهنگی و اجتماعی مردم کُرد را در سطح ملی و جهانی بازتاب دهد.
احمد پارسا با اشاره به ریشههای کهن و شفاهی داستانگویی در کردستان اظهار کرد: داستان در میان مردم کُرد از دیرباز پیشینهای شفاهی داشته و در قالبهای منظوم و منثور نقل میشده است. روایتهای منظوم عمدتاً در قالب بیتهای کُردی سروده میشدند و درونمایههایی عاشقانه، حماسی یا عرفانی داشتند.

او افزود: آثاری چون «مم و زین»، «خج و سیامَند» و «شیخ فَرخ» از جمله همین روایتهای کهن به شمار میآیند که بعدها برخی از راویان یا شاعران آنها را به نظم عروضی درآوردند. اما داستاننویسی کُردی به معنای مدرن و مکتوب آن، پدیدهای متأخر است که ریشههای آن را باید در دوران پس از انقلاب اسلامی جستوجو کرد. نخستین اثر شناختهشده در این حوزه، داستان کوتاه «پیکهنینی گهدا» نوشته حسن قزلجی است که تاریخ آن به سال ۱۳۲۰ برمیگردد و میتوان آن را آغاز رسمی داستاننویسی مکتوب کُردی دانست.
پارسا اضافه کرد: این اثر در زمان خود تجربهای نو و ساختارشکنانه بود و از حیث تأثیرگذاری، با کتاب «یکی بود یکی نبود» جمالزاده در ادبیات فارسی قابل مقایسه است.
وی با اشاره به دیگر آثار حوزه داستان نویسی مکتوب گفت: در سالهای نخست انقلاب، مجموعهداستانهایی چون «ئاشهوان» اثر مصطفی ایلخانیزاده (۱۳۵۸)، «باقهبین» نوشته احمد قاضی (۱۳۶۰) و «بووکی گورستان کون» از ملا کریم ساردهکوسانی (ڕاوچی) (۱۳۶۸) منتشر شدند که هر یک در شکلگیری جریان تازهای از داستاننویسی کُردی نقش داشتند.
وی افزود: سالهای میانه دهه ۷۰ شمسی، آثار شاخصی همچون «قهلا» نوشته محمد امین شامحمدی، «مزگینی»، «خهوهراو» و «هاوار» اثر محمد رمضانی، «خهونهکانی ئیقلیم با» نوشته ناصر وحیدی و «هوارهبهره» اثر فتاح امیری منتشر شدند که در تداوم این جریان تأثیرگذار بودند.

این پژوهشگر در ادامه به آثار نویسندگان معاصر اشاره کرد و گفت: در دوره مدرنتر، داستاننویسی کُردی و رمان با آثاری چون «زریکه»، «گولشوران»، «بالندهکانی دهم با» و «گرهوی بهختی ههلاله» نوشته عطا نهایی، «شار بهدر» اثر حسین شیربیگی، «گا بور» به قلم سید قادر هدایتی، «چریکه و تاریکستانی ساله سپیهکان» نوشته بریا کاکهسوری و «دوره دهراوی سووره چوم» از منصور حامدی، وارد مرحلهای تازه شد که در آن دغدغههای فردی، اجتماعی و فلسفی در قالبهای روایی مدرنتر بازتاب یافته است.
پارسا در تحلیل این روند اظهار داشت: ادبیات داستانی کُردی صرفاً یک فعالیت ادبی نیست، بلکه بازتابی از هویت و فرهنگ مردم کُرد است. این ادبیات توانسته در دهههای اخیر نقش مؤثری در بازنمایی دغدغههای اجتماعی، فرهنگی و انسانی جامعهی کُردی ایفا کند و از قالبهای سنتی فاصله بگیرد.
وی تأکید کرد: برخلاف شعر کردی که تاریخی طولانی دارد، داستان هنوز در مرحله تکوین و تجربه است، اما همین پویایی به نویسندگان امکان میدهد تا زبان و ساختارهای تازهای را بیازمایند. گسترش نشر در کردستان، شکلگیری انجمنهای ادبی و پیوند نویسندگان با دانشگاهها، باعث شده ادبیات داستانی کُردی از حالت پراکنده و فردی به جریان فرهنگی منسجمتری تبدیل شود.
او گفت: باور دارم که آینده داستاننویسی کُردی روشن است. امروز نویسندگان کُرد نهتنها در جغرافیای کردی، بلکه در سطح ملی و بینالمللی شنیده میشوند. ضروری است تاریخ و مسیر این ادبیات بهصورت مستند و پژوهشی ثبت شود تا نسلهای آینده بتوانند با شناخت دقیقتر از گذشته، راه تازهای را ادامه دهند.
پیوستگی فرهنگی، فراتر از مرزهای اداری
ادبیات کُردی ذاتاً فرامرزی است. جریان داستاننویسی استان کردستان ادامه و بازتابی از یک جریان بزرگتر است که در مهاباد، کرمانشاه، سقز، بانه و حتی بخشهایی از اقلیم کردستان ریشه دارد. این پیوستگی فرهنگی باعث شده مسیر ادبی استان کردستان همزمان با جریان کلی ادبیات کُردی رشد کند.
گذار روایتگری شفاهی به روایتگری ساختارمند استان کردستان از میان داستانهای منظوم، بیتهای عاشقانه و روایات حماسی، به سمت ساختارهای نوین روایتپردازی حرکت کرده است. در این گذار، زبان، تکنیک روایی، شخصیتپردازی و انتخاب سوژهها بهتدریج با معیارهای داستان مدرن هماهنگ شدهاند.
آینده روشن داستاننویسی کُردی
داستاننویسی کُردی هنوز در حال تکوین، تجربه و گسترش است، اما همین ویژگی، یکی از مهمترین عوامل پویایی و خلاقیت آن است. امروز ادبیات داستانی کُردی بازتابدهنده هویت و فرهنگ مردم کُرد است از سنتهای روایی فاصله گرفته و به فرمهای مدرن رسیده است، در سطح ملی و گاه بینالمللی شنیده میشود با گسترش نشر، فعالیت انجمنها و ورود دانشگاهها به حوزه ادبیات کُردی، در مسیر بلوغ قرار گرفته است.
استان کردستان نیز با پیشینهای ریشهدار در روایتگری و تجربه مکتوبی که از شهرستان بانه آغاز شد، امروز سهمی اساسی در تقویت، استمرار و رشد این ادبیات دارد. آینده ادبیات داستانی کُردی روشن است؛ روایتهایی که از دل مردمانش میآیند، همچنان راهی تازه پیش روی نسلهای بعد خواهند گشود.
نظر شما