کتاب «فرهنگ بزرگ جامع نوین، ترجمه المنجد» تالیف احمد سیاح و با مقدمه آیتالله استاد حسن حسنزاده آملی و مرحوم علامه استاد محمدتقی جعفری از سوی انتشارات اسلام به چاپ هشتم رسید.\
علم لغت به هر زبانی باشد، عبارت از دانستن و پیبردن به معنای کلمات آن است و منفعت آن، یافتن و رسیدن به علوم و حقایقی که اختصاص به آن زبان دارد، لذا هر قومی که دانش و تمدن آنها بیشتر باشد، زبان آنها زودتر رایج ميشود.
بر اساس مطالب كتاب، تا زمان پیدایش تمدن یونان، هیچ قومی به پایه آنان نرسیدند، دانشمندان بزرگی از آن سرزمین برخاستند در رشتههای گوناگون علمی از فنون حکمت و ریاضی و غیره کتابهای بسیار سودمند تالیف کردند و در سراسر جهان شهرتی بهسزا یافتند که دیری نگذشت زبان یونانی زبان علمی جهان شد و دیگران برای دریافت علوم و پایه آنها به آموختن زبانشان همت گماشتند و کتابها نوشتند. حتی پیروان حضرت مسیح(ع) کتاب انجیل او را به زبان یونانی نوشتند و لفظ انجیل هم کلمه یونانی است، یعنی مژده دهنده، با آنکه زبان اصلی خود آنها و حضرت عیسی عبری بود و تا هزار سال زبان یونانی زبان زنده بینالمللی و در جهان منتشر بود تا آنکه پیغمبر اسلام حضرت خاتمالانبیاء محمدبن عبدالله(ص) در سرزمین عربستان ظهور کرد و کتاب آسمانی خود قرآن را از جانب خداوند متعال به عربی آورد و اوضاع جهان دگرگون شد.
چون قرآن به میان آمد، از هر علم دری به روي جهانیان بگشود و در هر قسم برتر از اندیشه یونانیان و بالاتر از افکار ایشان گفتاری تازه آورد که به خوبی در دلها جا کرد، دانشمندان سر تسلیم به پیش او نهادند و اهتمام تمام در فراگرفتن قرآن و دانستن الفاظ و معانی آن داشتند تا کم کم علم قرائت پیش آمد و برای حفظ ترکیب جملهها و خطای در اعراب و بناء و صحت و اعتدال کتبی در نحو و صرف نوشتند و برای دانستن معانی قرآن احتیاج به لغت و تاریخ و جغرافیا و کلام و حکمت و فقه و مانند آنها پیدا شد و برای معرفت قبله بلاد و تمییز اوقات بحث از هيئت و نجوم و شعب ریاضی شد و.... که چندی نگذشت آن کتاب آسمانی همه را رسیده و آن علوم مورد نیاز همگی شد و زبان عربی زبان علمی جهان شد و زبان هزار و اندی یونانی در بستر خاموشی خفت.
در بخشي از پيشگفتار اين فرهنگ درباره اهميت و جايگاه زبان و لغت عربي آمده است: «لغت عربی در فصاحت و بلاغت و عذوبت و لطافت به پایهایست که لغت دیگر بدان نرسد و در غرابت بحدی که به زیاده و نقصان حرکتی با حرفی از یک لفظ و یا در احوال و کیفیات ترکیب و تالیف الفاظ از تقدیم و تاخیری در یک جمله معانی گوناگون حاصل گردد چه این زبان را پیش از زبانهای دیگر در بلاغت و فصاحت احکامی است که اختصاص به خود دارد و اگر آنگونه اعتبارات را در زبان دیگر بهکار برند لغو و بیهوده باشد و مفید آن معنی نخواهد بود، این قسم را که از کیفیت ترکیب مفردات معانی متفاوت حاصل گردد علمای ادب، علم معانی و بیان گویند و بحث این قسم از بحث مفردات لغت جداست چه در مفردات لغت، مقصود دانستن معانی مفرده آنها است اما در کیفیت ترتیب و ترکیب لغات به مقتصی احوال و اوضاع، لطائف و دفائق دیگر در پیش آید که باید از زبان مخصوص همان قوم و موارد محاوراتشان تعلیم نمود و همانطور که علم به وضع مفردات لغت هر قومی احتیاج به سماع از آن قوم دارد، علم به احوال و کیفیات جملهها و مرکبات نیز محتاج به سماع است وگرنه از علم به وضع لغت تنها بلاغت آن زبان را نتوان دریافت.»
آیتالله حسن حسنزاده آملی، در مقدمه خود، سبب پیدایش و تدوین کتب لغت عربی را چنین عنوان میکند: «چون احکام اسلام و علوم آن مبنی بر قرآن وحدیث است و هردو به لفظ عربی، و عرب هم بعد از ظهور اسلام برای فتح بلاد و ترویج دین و نشر آثار الهی با عجم آمیختند و زبانهای دیگر به آن درآمد و بیم آن بود که بر اثر این اختلاط و آمیزش عرب و فصاحت و بلاغت آن به طول عهد فراموش گردد و در علم قرآن و حدیث به روی مردم بسته گردد، لذا در وهله اولی علم به لغات عرب از تفصیل لغاتی که دال بر ذات باشد و آنهائیکه بر معانی و احداث بیان کلمات دال بر اشخاص و الفاظ متباینه و مترادفه و مشترکه و متشابه و از همه مهمتر تمیز اصیل آن از دخیل، اهم مینمود چه علم به آن کلید سایر علوم قرآن و حدیث است و تا علم به آن حاصل نشود معرفت به آنها میسر نگردد، از این روی برخی از دانشمندان در صدر اسلام در اين باره دامن همت به کمر زدند و رنجها بردند تا خدمت به فرهنگ دین و جامعه اسلامی نمودند، به خصوص که اعتنای آنان به لغت فصحاء و بلغاء عرب بود که در نزد همه جودت گفتارشان مسلم باشد نه از همه عرب مثلا محاورات و لغات قریش را که افصح لغات بود از جهت دوری آنان از بلاد عجم و عدم آمیزش با آنها و سپس لغات طائفه ثقیف و هذیل و خزاعه و بنیکنانه و غطفان و بنیاسد و بنیتمیم و قیس غیلان و امثال آنان که با قوم دیگر معاشرت و حشر نداشتند و لغت اصیل آنان بر اثر اختلاط با دیگران تغییر و تحریف نشده معتبر داشتند و به لغات قبیله ربیعه و لخم و جذام و غسان و ایاد و قضاعه عرب یمن و حمدان و خولان ازد که با اقوام فرس و روم و حبشه و زنگ و دیگر طوائف محشور بودند اعتماد نکردند، جوهری در اول صحاح گوید: "بعد تحصیلها بالعراق روایه و اتقانها درایه و مشافهتی بهاالعربالعاربه فی دیار هم بالبادیه".
چاپ هشتم کتاب «فرهنگ بزرگ جامع نوین، ترجمه المنجد» در شمارگان 5000 نسخه، 1136 صفحه و بهای دوره دو جلدی 200000 ريال راهی بازار نشر شد.
نظر شما