سرویس مقاومت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) -سید علی زیدی: «ماجرا؛ بعضیها انگار سرشان برای ماجرا درد میکند. از تاتی تاتی کردنهای کودکیشان تا قد کشیدنشان در بزرگسالی همواره با یک قصه و حکایتی پیوند دارد. آنقدر با اشتیاق، پستی بلندیهای زندگی را به آغوش میکشند که هر فصل از حیاتشان راوی یک قصه و حکایتی است و به همین دلیل است که خاطراتشان قصه است و قصههایشان خاطره. صدیقه منصوری یکی از همین افرادی است که جنبوجوش همیشگیشان در پیچوخم تاریخ، سرد و گرم چشیدنهایشان را از باقی مردم متمایز کرده و همین تمایز از زندگی او سکانس به سکانس ماجرا و داستان بیرون میکشد.
این خصائص بعض از اهالی فن ادب را بر آن داشت که روایت زندگی ایشان را به فهرست سوژههای جذاب و جالب تاریخ معاصر ایران تبدیل کنند. «دخترحاجی» زندگینامۀ شستهرفتهای از زندگی همین خانم منصوری است که به قلم زهره محمدی و به همت انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده. باوجوداینکه ما در «دخترحاجی» با یک زندگینامه طرفیم، سه جلد کتاب، اثر را ذیل قلمرو داستان بهحساب آورده و احتمالاً این اختلاط از همین دلایل بالا نشئت میگیرد.
بهعبارتدیگر مخاطب در «دخترحاجی» زندگینامۀ شخصی را پیش روی خودش قرار میدهد که پیچوخمهای روزمرۀ زندگیاش، خاطراتش را از صرف خاطره بودن درآورده و به آن رنگ و لعاب داستانی اضافه نموده است. همچنین بهموازات این مسئله، تلاقی فصولی از زندگی سوژه با مقاطع مهمی از تاریخ و همچنین کنشگری فعالانۀ سوژه در این مقاطع باعث گشته که اثر ارزش تاریخی نیز پیدا کند. این چندوجهی بودن کتاب تا حدودی به نوع قلم نویسنده و ابتکارات ایشان نیز بازمیگردد.
قلم نویسنده روان است و بدون اغلاق پیش میرود. البته گاهی نقل عینی جملات در لهجههای بومی رشته خواندن را پاره میکند اما بهطورکلی ما با یک قلم روان و استاندارد مواجه هستیم. در کنار قلم، انتخاب نویسنده برای تألیف و شکل و شمایل روایت هم انتخاب هوشمندانهای بوده. از ابتدا تا انتهای کتاب، بسان خاطرهگوییهای متداول جمعهای فامیلی، ما مخاطب روایتی اول شخص از زبان سوژه هستیم البته با دو تفاوت. روایت منزه و شستهرفته تحویل مخاطب دادهشده و ضمناً به لحاظ زمانی روند روایت مقید بهتوالی زمان و سیر تاریخ است بهطوریکه ما از کودکی سوژه در شهر زابل با او همراه میشویم و پرده پرده تاریخ زندگی او و مقاطعی از ایران را ورق میزنیم و جلو میآییم.
در دو نقطۀ مهم و اساسی زندگی بانو منصوری با تاریخ معاصر ایران تلاقی پیدا میکند. پیش از انقلاب؛ درزمانی که سوژه کمکم از آب و گل درآمده و بهصورت خودآگاه با عرصۀ سیاسی و اجتماعی کشور تعامل برقرار میکند. مثل حضور جالب وی در سپاه دانش و مبارزات قبل از انقلاب و دومین تلاقی نیز در مقطع پس از انقلاب رخ میدهد. زمانی که او وارد بسیج و سپاه میگردد و بهخوبی حضور بانوان در جنگ و وقایع رنگارنگ اوایل انقلاب را به تصویر میکشد.
البته کتاب گاهی بابت نقل برخی از قطعات زندگی خانم منصوری که شاید به لحاظ تاریخی و حتی روایی خیلی محل اعراب نباشند، کند میشود و از نفس میافتد اما باوجوداین نکته نیز باز، روایت زندگی صدیقه منصوری برای علاقهمندان تاریخ شفاهی و انقلاب میتواند جذاب و پر نکته باشد.»
نظر شما