پاشا در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) با بيان اين مطلب افزود: مرزهايى كه در تقسيمبندى پديدههاى طبيعى مىتوان متصور بود مرزهايى قطعى و مطمئن نيست. تا پيش از دهه 70 چنين تقسيمبنديهايي براي شعر مرسوم نبود. در هر دهه تغييرات كمي و كيفي در شعر صورت گرفت و بر اساس اين تغييرات نامگذاري با توجه به الگوهاي غربي براي هر دهه انجام شد. البته نبايد فراموش كرد كه شاعران ما با تعجيل و شتاب عنوان شعر دهه 70 را برگزيدند.
وي با تاكيد بر شتاب در نامگذاري شعر دهه 70 ادامه داد: دهه 70 به طور ارتجالى نام شعر دهه 70 را به خود گرفت و در واقع اين نام ـ طبق روال معمول نامگذارى در دهههاى قبل ـ روى اين شعر ماند، متأسفانه برخى از شاعران دهههاى بعد نيز انديشيدند كه بايد شعر هر دههاي تفاوتهاى عمدهاى با دهه پيش از خود داشته باشد. بر همين اساس شعر دهه 80 را در مقابل شعر دهه 70 علم كردند و براى شعر دهه 70 شاخ و شانه كشيدند.
پاشا به موافق نبودنش با نامگذاري شعر در هر دهه اشاره كرد و افزود: براي شعر هر دههاي اتفاق بزرگي كه شعر را دگرگون كند، رخ نداده است. دهه 80 نيز از اين قضيه جدا نبوده و ما شاهد اتفاق و دگرگوني ويژهاي در شعر اين دهه نبوديم.
وي شعر دهه 80 را ادامه شعر دهه 70 ميداند و معتقد است تفاوت زيادي ميان شعر اين دو دهه ديده نميشود. هر دو ادامه و تكميلكننده يكديگر هستند اما در هر دو دهه يكسري شاخههاي انحرافي و خارج از فرم نرمال را شاهد بودهايم. مانند شعر دوره نيما، كه شاخه اصلي نيما بود و شاخه فرعي و انحرافي آن شاعراني چون تندر كيا يا به نوعي هوشنگ ايراني. به باور او حتي ميتوان خانلري و گروهش را نيز در اين شاخه جاي داد.
اين شاعر توضيح داد: شاعران شاخههاي فرعي شعر در هر دهه بدون درك صحيح از مصاديق شعري و نداشتن شناخت كافي از شعر كهن ايراني به شعر روي آوردهاند. همچون گروهي با عنوان شاگردان براهني در دهه 70 كه بي توجه به سابقه فرهنگي ايران و با اتكا به آموزههاي ناكافي در حوزه شعر به سرودن شعر پرداختند. من در آثار آنها بيشتر تقليد، درك نادرست زمان و بياعتنايي به شعر كهن را ديدم.
وي در توضيح وضعيت نقد شعر در دهه 80 اظهار داشت: در اين دهه نيز همچون دهه 70 يكسري ويژگيهاي جديد در شعر ديده شد كه معيارهاي نقد پيش از آن برايش كافي نبود، بر همين اساس شاعران خود به نقد شعر در راستاي تعاريف و ويژگيهاي جديد شعريشان پرداختند. اما در اين دهه مشكلي بر مشكلات ديگر نقد دامن ميزد و آن نبود مجلهها، روزنامهها و نشريههاي تخصصي براي شعر است.
اين شاعر ادامه داد: اغلب صفحههاي روزنامههاي ما به فضايي براي خبرهاي سياسي و اجتماعي تبديل شدهاند و ادبيات دچار فقر مطبوعاتي است. البته نبايد اقدام وبلاگها و وبسايتهاي ادبي را در اين زمينه ناديده گرفت؛ چراكه بيشترين حجم فعاليت را آنها بر عهده داشتند و چهرهاي خوبي از ميان منتقدان وبلاگي رشد كردند و شناخته شدند.
پاشا درباره چگونگي بحث تئوريكي شعر در دهه 80 تاكيد كرد: شاخه اصلي شعر در هر دهه بر اساس درك صحيحش از زمان و مكان شعر ميسرايد و شاخههاي فرعي براساس الگوهاي غربي و گرتهبرداريهاي نابهجا. اين امر ارتباطي با تئوريهاي شعر ندارد. بلكه شاخه اصيل شعر بايد هميشه با توجه كمتر به الگوهاي وارداتي به تكميل ويژگيهاي ارزنده دوران خودش بپردازد.
وي تاكيد كرد: پايان دهه 70 يا دهه 80 يا هر مرحله ديگرى از زمان را نمىتوان پايان شعر آن دوران دانست؛ بلكه روند شعر، خوشبختانه همچنان ادامه دارد.
اين شاعر در پاسخ به اين پرسش كه آيا در دهه 80 شاعر و يا شاعراني ظهور كردهاند كه بتوان به آينده شعري آنها اميدوار بود اظهار داشت: شاعران اين نسل، از پايان دهه 60، با تأثير از پيشزمينههاى فرهنگى و ادبى نسلهاى قبل، شعرى متفاوت سرودند. از ميان اين شاعران مىتوان به رضا چايچى، و تا حدودى به نازنين نظام شهيدى استناد كرد. بقيه شاعران اين نسل هم، از آغاز دهه هفتاد، با شاعران قبلى اين نسل همگام شدند كه از آن ميان مىتوان به شيوا ارسطويى، ابوالفضل پاشا، ضياءالدين خالقى، بهزاد خواجات، بهزاد زرينپور، اعظم شاهبداغى، مهرداد فلاح، مهرنوش قربانعلى، آزيتا قهرمان، جليل قيصرى و حافظ موسوى اشاره كرد.
وي ادامه داد: از نيمه دوم دهه 70 كه تغييرات اجتماعى و فرهنگى ايران شتاب بيشترى گرفت و چاپ كتابهاى شعر گسترش يافت، شاعران ديگرى به اين جمع اضافه شدند كه از آن ميان مىتوان سعيد آرمات، محمد آزرم، محمد آشور، على آموختهنژاد، پگاه احمدى، علىرضا بهنام، ناصر پيرزاد، صمد تيمورلو، رزا جمالى، آفاق شوهانى، فرياد شيرى، محمدحسين عابدى، فرشيد فرهمندنيا، على قنبرى، ميلاد محمدى، مهدى مرادى، محمدحسن نجفى و رسول يونان را نام برد. اما نكته بسيار مهم در اين است كه از دهه 80، شعر معاصر ايران به دو بخش تقسيم شد. البته اين تقسيمبندى را براي هر دورهاى مىتوان در نظر گرفت، اما در اين دوره، مشخصتر از هر دورهاى قابل ديده شد.
پاشا بخش نخست شعر اين دهه را ادامه منطقى همان شعر موسوم به شعر 70 دانست و از ميان شاعران آن، كبوتر ارشدى، علی اسداللهی، مزدك پنجهاى، روجا چمنكار، لیلا حکمتنیا، تيرداد راد، محمد صادق صالحی ، مصطفا فخرايى، كورش كرمپور، فرهاد کریمی، مجید کوهکن، اسماعیل مهرانفر، یونس معروفنژاد، حبيب موسوى بىبالانى و سعید نصار یوسفی اشاره كرد.
وي درباره بخش دوم شاعران دهه 80 اظهار داشت: آنها شاعرانى بودند كه متأسفانه سادهانگارى را با سادگى اشتباه گرفتند و انشاهاى دم دستى خود را به نام شعر ارايه كردند. خوشبختانه تعداد اينگونه شاعرنمايان اندك است و البته در هر دورهاى مىتوان چنين شاعرنمايانى را ديد. اما طبق تجربه تمام دورههاى تاريخ، چنين افرادى خيلى زود به فراموشى سپرده خواهند شد.
دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۴:۱۳
نظر شما