دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۲:۵۱
نیم قرن تلاش مداوم درگردآوری ۵۰ هزار مثل و حکمت فارسی

علامه علی‌اکبر دهخدا ۵۰ سال زمان صرف کرد تا «امثال و حکم» را مشتمل بر ۵۰ هزار مثل و حکمت فارسی تدوین کند.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): علامه علی اکبر دهخدا پنجم اسفند ۱۲۵۷ به دنیا آمد و هفتم اسفند ۱۳۳۴ به دیار باقی رفت.

این شاعر، نویسنده و فرهنگ‌نویس بزرگ ایرانی علوم سطوح عالی را در ایران گذراند و برای تکمیل علوم جدید به اروپا رفت و مدت پنج سال به تحقیق و تفحّص پرداخت. بازگشتش به ایران مصادف با نخستین طلیعه افکار آزادیخواهانه و شروع مبارزات جنبش مشروطیت در ایران بود. وی که با استبداد و ستم‌های آن زمان مخالف بود، به صف مبارزان پیوست و به نگارش مقالات تند و طنزآمیز پرداخت.

دهخدا که از همکاران روزنامه صوراسرافیل بود، پس از توقیف و تعطیلی آن روزنامه به اروپا تبعید شد و پس از استقرار مشروطیت به ایران بازگشت و در روزنامه‌های مختلف نویسندگی کرد.

در دوران جنگ جهانی اول و مهاجرت آزادیخواهان، در یکی از ایلات بختیاری منزوی شد و در آنجا مقدمات تدوین لغت‌نامه بزرگش را پی‌ریزی کرد. این اثر مهم علمی و ادبی دهخدا، آنچنان گسترده، دقیق و غنی است که می‌توان آن را یکی از شاهکارهای بزرگ زبان فارسی در قرن اخیر دانست.

کارهای ادبی و انتقادی دهخدا از نظر سبک و سلیقه کم‌نظیر است و نوآوری او در طنزنویسی، مکتبی نوین در زبان و ادبیات فارسی به‌وجود آورده است. در زمینه شعر نیز، آثاری برجسته دارد که با بیانی ساده و دلنشین سروده شده است. وی همچنین با گردآوری کتاب امثال‌وحکم که مجموعه‌ای از بیست و چهارهزار ضرب‌المثل فارسی است، نخستین فرهنگنامه عرفی و عامیانه را در زبان فارسی تدوین کرد.

معرفی کتاب امثال و حکم دهخدا

علی‌اکبر دهخدا در ابتدا ضرب‌المثل‌ها، جملات قصار و اشعار را در مجموعه یادداشت‌هایی حین تدوین لغت‌نامه جمع‌آوری کرده بود. سپس اعتمادالدوله قراگزلو، وزیر معارف آن زمان، از او خواست تا این یادداشت‌ها را در یک مجموعه دیگر منتشر کند و با کمک خود وزیر این اتفاق افتاد. نتیجه نهایی یعنی کتاب امثال و حکم نیز مانند لغت‌نامه به‌ترتیب حروف الفبا نگاشته شده است و هر جلد، تعدادی از حروف الفبا را پوشش داده است.

بیش از ۹۰ درصد این مجموعه از ضرب‌المثل‌های ادیبانه، کلمات قصار و اشعار شاعران قدیمی ایرانی تشکیل شده و بخش کوچکی از آن به ضرب‌المثل‌های عامیانه اختصاص یافته است. دهخدا این ضرب‌المثل‌ها را نه در قالب عامیانه بلکه به همان شکلی که در کتاب‌های آورده شده بود، بیان کرده است. او در کتاب امثال و حکم بیش از هزار عبارت عربی آورده است که آیات قرآن و احادیث امامان و پیامبران را در بر می‌گیرند.

کتاب امثال و حکم دهخدا مناسب افرادی است که به ضرب‌المثل و حکایت‌های ادبیات پارسی و فرهنگ لغت علاقه دارند.

از دهخدا اشعار زیبایی نیز برجای مانده که از جمله می‌توان به این شعر اشاره کرد:

به جز دیدار آن یار پری پیکر نمی‌خواهم

هوایی غیر عشق روی او در سرم نمی‌خواهم

نظر کم ده، خبر کم گو خدا را زین سپس واعظ

که من جز مَنظر از ساقی‌، ز خم مَخبر نمی‌خواهم

رهی گر باد هی دارد طریق زهد لیکن من

به غیر از راهوی مطرب ره دیگر نمی‌خواهم

بیا زلزل رازی و ذکرستی زرین

بده جام سفالینم که جام از زر نمی‌خواهم

من از این شرعبازان ربابخش زکوة افکن

یکی را جای در محراب و بر منبر نمی‌خواهم

برِ رنج کسان خوردن نه از آزادگی باشد

چو من ز آزادگانم بر جز از دلبر نمی‌خوانم

تو را ای از خدا و مردمی برگشته بازرگان!

به عاجل جز به آَتش سوختن کیفر نمی‌خواهم

تر و خشک جهان اندر حریق از تویی سوزد

جهان را سوخته این‌سان ز خشک وتر نمی‌خواهم

مرا این خاصیت ارث است از آبا، که من کس را

ز خود برتر نمی‌یابم، ز خود کمتر نمی‌خواهم

چو بر عشق است و بس بنیان و بیخ و پایهٔ هستی

جدال و جنگ و جر و بحث و جوی و جر نمی‌خواهم

حدیث توپ و تانک و رزم ناو و بمب یکسویه

که خود را با سران جهل من همسر نمی‌خواهم

نشید دلکش ناهید اندر گوش جان باید

خدنگ تیر بهرامی به دل تا پر نمی‌خواهم

دوام شوکت این و مزید مکنت آن را

جهانی غرق خاک و خون به بحر و بر نمی‌خواهم

ز خون نوجوانان و ز خوناب دل پیران

خسان را نقل بر خوان، باده در ساغر نمی‌خواهم

به نام نوع پرور چند تن چنگیز دیگر را

خرافه نامه ی تاریخ را زیور نمی‌خواهم

مرا یاری خیر و جنگ اَهریمن، ز دین بودی

ازیرا جنگ یزدان یاوری شر نمی‌خواهم

بنوالاحرارو آزادان بدی ما را لقب زاوّل

به گردن بندگی را یوغ در آخر نمی‌خواهم

برای اَشکوب دیگری بر آسمان سایان

فساد دختر و بدنامی خواهر نمی‌خواهم

زن بی شوی و طفل بی پدر، مام پسر کشته

رخ زرد و دل خونین و چشم تر نمی‌خواهم

تن پاک عزیزان کسان را طعمه کرکس

به دشت و کوه و تپه، بیشه و کردر نمی‌خواهم

اگر خود سیر گردون است و حکم انجم و اختر

من این گردون، من این انجم، من این اختر نمی‌خواهم

مرا مردن برای حق بسی شیرین تر از شهد است

به باطل لیک خاری خرد بر پبکر نمی‌خواهم

مرا با نام داد و مردمی بفریفتن نتوان

که سیر گنده را با نام بوالعنبر نمی‌خواهم

نوای یک جهان است این‌که از حلقوم من خیزد

من این از خود نمی‌گویم، بخواهم ور نمی‌خواهم

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

برگزیده

پربازدیدترین

تازه‌ها