فقط دو سال از سال 2007 یعنی زمانی که آمار خودکشی در کشور ژاپن به عدد 30 هزار نفر در سال میرسید میگذرد ولی آثار و پیامدهای این وضعیت همچنان جریان دارد، به خاطر همین یک نویسنده ژاپنی به تازگی در کتابی علل و نتایج خودکشی در ژاپن را بررسی کرده است.\
او به بازشناسی جامعهای پرداخته که افراد زیادی را به دلایل گوناگون مجبور به خودکشی کرده است؛ از خصوصیسازی صنعت پست در ژاپن که حجم کار نیروی کار را به شدت افزایش داد تا اربابمآبی نهادینه شده در بین مدیران و بدهیهای چند لایه و کشنده و ... همگی جزو دلایل اصلی افزایش نجومی آمار خودکشی در ژاپن است.
این نویسنده ژاپنی معتقد است سیاستهای اصلاحات تعدیلی که «جونیشیرو کوایزومی» نخست وزیر پیشین ژاپن اجرا کرد باعث شد که شرکتهای تجاری منفعت و سود را بیش از هر چیز دیگری محور کارهای خود قرار دهند. او مینویسد: از زمان اصلاحات کوایزومی، ژاپن تبدبل به کشوری شده که ضعفا قربانی قویترها هستند. من معتقدم بسیاری از کسانی که خودکشی کردند، اگر ژاپن جهتگیری دیگری انتخاب میکرد، دست به این کار نمیزدند.
به عقیده او مرگهای ناشی از كار بیش از حد و خودکشیها ناشی از فشار زیاد است و پیام کسانی که به خاطر این دو عامل خودکشی کردند، جدی است.
تاکائو سیتو به یک نمونه در این باره اشاره کرده است: کارمند یک کمپانی الکترونیک جزو کسانی است که به خاطر مسایل کاری، یعنی کار بیش از حد و قلدرمآبی مدیرش خودکشی کرده است. حتی بعد از مرگ او هم که اعضای خانوادهاش به دنبال پیگیری راههای قانونی بودند، با سیل نامههای تهدید روبه رو شدند. در طول یکی از جلسات دادگاه یکی از همکاران این فرد میگفت که فرهنگ این کمپانی طوری بود که مستلزم تابعیت محض بود.
وي نتیجه میگیرد: هیچ چیز ناراحتکنندهتر از این خودکشیها نیست. اگر برای بهبود وضعیت کنونی ارادهای در کار نباشد، این جامعه اصلا شایسته زندگی نخواهد بود.
نظر شما