دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۵
كودكان از الگوها بيش از قوانين، پيروي مي‌كنند

بررسي الگوهاي تربيتي كودكان و توجه به نكات آموزشي دين مبين اسلام در كتاب «براي فرزندان‌مان چگونه الگو باشيم؟» تاليف دكتر علي قائمي از سوي معاونت تبليغات و ارتباطات اسلامي آستان قدس رضوي منتشر شد.\

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين اثر، كه بيست و چهارمين عنوان از سري كتاب‌هاي «رهنما» است، به اهميت چگونگي رفتار والدين با كودكان پرداخته و طي دستورالعمل‌هايي، الگو شدن آنها براي فرزندانشان را آموزش داده است.

نوشتار حاضر مي‌كوشد به این سوال اساسی که «برای فرزندانمان چگونه الگویی باشیم» پاسخ دهد. نويسنده در پاسخ به اين پرسش با معرفی 10 روش پاسخ‌هاي خود را تشريح مي‌كند.

نخستين روش اين كتاب «ارايه الگو» است. ريشه بسياري از ناسازگاري‌ها، انحرافات و نيز كجروي‌هاي افراد در دوران بزرگسالي را بايد ناشي از دوران كودكي و متاثر از روش اشتباه تربيتي والدين و مربيان دانست. رفتارهاي ناصواب و اشتباهات مسوولان تربيتي، درس‌هاي بدي براي كودكان ما و سبب زحمت يك عمر براي آنهاست. جنبه‌هايي چون مهرورزي يا بي‌مهري، خشونت يا لطف، بد زباني و سخنگويي والدين و مربيان بر اساس منطق و صواب در ساختن سرنوشت كودكان بي‌اثر نيست. 

«الگو و اهمیت آن» دومين راهكار است. منظور از الگو، نمونه‌اي است كه در برابر چشمان قرار دارد و آدمي بدون استفاده از لغات و كلمات از آن مي‌آموزد يا مي‌توان گفت الگو عبارت ‌است از قاعده و دستوري مجسم ولي غير مستقيم كه آدمي آگاهانه يا ناخودآگاه از آن تقليد مي‌كند. 

بر اساس مضامين اين نوشتار، نقش الگويي براي افراد فوق‌العاده مهم و حياتي است. همه كارها و رفتارهاي‌ والدين و مربيان به عنوان الگوهاي اساسي زندگي كودك، براي طفل سند است. نظر به چنين اهميتي است كه در تربيت اسلامي به اين امر توصيه بسيار شده و از مربيان خواسته شده است كه در جنبه‌هاي اخلاقي و رفتاري خود كمال توجه را داشته باشند يا در انتخاب الگو به اسوه‌هاي اسلامي، همچون پيامبر(ص) و معصومين(ع) توجه كنند.

«نیاز کودک به الگو» روش بعدي است كه سومين فصل اثر را تشكيل داده است. كودك براي داشتن يك زندگي عادي و جمع پسند نياز به الگو و عمل‌كردن بر اساس آن دارد. او نياز دارد بفهمد چه بايد بكند، چه نوع رفتاري از خود بروز دهد، در برابر امور و دشواري‌ها چه موضع و راه‌ حلي را در پيش گيرد و چگونه با امور مواجه شود. 

«ویژگی‌های الگو» روش بعدي است. الگوهاي تربيتي بايد داراي صفات عالي و اخلاق سنجيده انساني باشند. كمبودها و نارسايي‌هاي قابل رويتي نداشته باشند. در تقوا، حسن خلق، معاشرت، شكيبايي به موقع، مقاومت به هنگام، تصميم‌گيري و اعلام تصميم، جديت و اعمال اراده داشته باشند. 

هنگامي كه الگوها نادرست باشند، عالي‌ترين قواعد و دستورات نيز نمي‌توانند كودكان ناسازگار را اصلاح كنند. اگر والدين و مربيان بخواهند كودكان را با تربيت اسلامي پرورش دهند، نخست بايد بررسي كنند كه اسلام چه رفتاري را مي‌پسندد، چه اخلاق و روشي را مي‌پذيرد، چه راه و رسمي را براي زندگاني قبول دارد، آنگاه بكوشند همان صفات و ويژگي‌ها را بپذيرند و بدان عامل باشند در غير اين صورت انتظار از كودكان نادرست خواهد بود.

روش پنجم «جنبه الگویی والدین» نام دارد. والدين به عنوان نخستين مربيان كودك بايد رفتاري را از خود بروز دهند كه خواستار همان رفتار از كودك‌اند.

روش ششم با نام «دلایل مهم‌بودن رفتار والدین برای کودک» طرحي شده است. حالت همانندي و تقليد در انسان، به‌ويژه در كودكان آنچنان نيرومند است كه حتي هيچ حيواني در اين قسمت شبيه انسان رفتار نمي‌كند. وجود اين زمينه و حالت در فرد باعث مي‌شود كه همه رفتارها را مورد تقليد قرار دهد. 

زمينه كنجكاوي در انسان از همه حيوانات بيشتر است؛ به‌گونه‌اي كه دوست دارند از همه مسايل و اسرار مطلع شوند. به همين جهت به صورت دايم در صدد جست‌وجو و كشف‌اند تا آنچه را كه از ديگران مي‌يابند به مرحله اجرا و عمل در آورند.
 
وجود حالت قهرمان‌پرستي در انسان به ويژه در كودكان قوي است. آنها دوست دارند عمل خود را با عمل يك قهرمان تطابق دهند و كارهايي فوق‌العاده همانند آنان انجام دهند. آنچه را كه مي‌بينند و به نظرشان جالب مي‌آيد؛ مثبت باشد يا منفي؛ مورد عمل قرار مي‌دهند. 

ميل به شگفت‌آوردن و در سايه آن جلب نظر و محبت كردن در كودكان قوي است، به‌ويژه از آن جهت كه آنان فوق‌العاده نيازمند كمك و همكاري با ديگران‌اند و اين امر باعث مي‌شود هرچه فرد محبوب و مورد علاقه‌شان انجام مي‌دهد، همان گونه عمل كنند. 

بر اين اساس والدين و مربيان به عنوان افراد محبت كننده، مقتدر قهرمان و مهربان، مجريان قواعد و ضوابط در نظر كودك هستند. آنان هر عملي در برابر ديدگان كنجكاو و مترصد كودك انجام دهند، از نظر او دور نمي‌ماند. به اين جهت پدر و مادر در برابر عمل خود مسووليت دارند.

روش بعدي به تبيين «مسوولیت شناسی والدین» اختصاص دارد. بر اين اساس والدين در برابر عملكردهاي خود به ويژه در حضور كودكان مسوولند و اين مسووليت در قبال خدا و جامعه هم مطرح است. ممكن است رفتاري از مربي ‌سر زند كه در كودك تأثيرگذارد و با اين كار، ناسازگاري او را ريشه‌دار، بيشتر يا آن را كم‌رنگ سازد.

روش هشتم «کودک و الگوهای غلط» نام گرفته است. نويسنده اين اثر معتقد است، در بسياري از موارد، كودكان در خانه با الگوهاي شايسته‌اي مواجهند اما در مدرسه، اجتماع يا خانه همسايگان و بستگان به الگوهايي برمي‌خورند كه بدآموزي‌هايي دارد يا شاهد رفتارهاي ناصوابي مي‌شوند كه ناسازگاري‌شان را تشديد مي‌كند. بديهي است در چنين مواردي، وظايف تربيتي والدين سنگين‌تر خواهد شد.
بر مسو
ولان تربيتي كودك ضروري است كه تا حد امكان كودك خود را از تماس و معاشرت با چنين افرادي بر حذر دارند. اين بدآموزي‌ها گاهي ممكن است از طريق وسايل ارتباط جمعي، عكس‌ها، پوسترها، مجله‌ها، روزنامه‌ها، فيلم‌ها به كودك منتقل شود، به همين دليل بايد اين عوامل تحت كنترل در آيند.
 
درگيري‌هاي شخصي را بايد از نظر كودك دور داشت تا موجب بدآموزي براي او نباشد و اگر چنين موردي ناآگاهانه پيش آمد، بايد آن را به‌گونه‌اي معقول توجيه كرد. در همه حال مراقبت‌ها بايد متوجه اين نكته باشد كه كودك نسبت به كه خوبست با نظر مثبت و به آنچه ناشايست است، با نظر منفي بنگرد.

روش نهم «خطای مربیان» نام دارد. در زندگي روزانه براي هركدام از ما، اشتباهاتي پديد مي‌آيد و اين امر گاهي در حضور كودكان واقع مي‌شود. اين خطاست كه اشتباه خود را در اين زمينه صواب قلمداد كنيم و براي حفظ جلال و ابهت خود بر سر خطاي خود بايستيم و خلافكاري‌هاي خود را در خانواده يا در حضور كودكان مطرح و از آن ابراز غرور و شادماني كنيم. 

مصلحت تربيتي كودك ايجاب مي‌كند اگر والدين و مربيان هم در حضور او خطايي مرتكب شدند آن را به عهده گيرند و اعتراف كنند تا هم كودك از آن درس درستي بگيرد و هم دريابد كه علاوه بر اين كه خود خطا مهم است، اعتراف به‌آن هم به همان اندازه و بلكه بيشتر اهميت دارد.

بخش نهايي و آخرين روش اين اثر را «نکاتی درباره الگو» به خود اختصاص مي‌دهد. در اين روش به برخي از مهمترين نكاتي كه در ارايه الگوها بايد به آن توجه داشت، اشاره شده است.

از اين نكات مي‌توان روش‌هايي نظير روش زندگي هركس بايد بر اساس تعاليم مكتبي باشد كه به آن عقيده دارد، امر و نهي‌هاي لفظي را با عمل توام كنيد تا بيشتر موثر باشند، زندگي را بدون تحريك‌هاي نابجا، بدون اعمال خشم بي‌مورد بگذرانيد، به موقع تصميم بگيريد، به هنگام عمل كنيد تا رفتار شما براي كودكانتان درس‌هاي آموزنده‌اي باشد، نظم و دقت شما در امور، تسلط ‌تان بر اعصاب، كنترل مداومتان در رفتار، سازنده است، را نام برد.

در كتاب «عيون اخبارالرضا(ع)» روايتي از قول امام علي‌بن موسي‌الرضا(ع) درباره اهميت دانش و پرسش آن، نقل شده كه ایشان فرمودند: «دانش همانند گنجينه‌هايي است كه كليدهاي آن پرسش است؛ پس بپرسيد تا خداوند، رحمتش را بر شما ارزاني كند. همانا در پرسش، چهار دسته سوال كننده، آموزنده، شنونده و جواب دهنده داراي اجرند.»

چاپ اول كتاب «براي فرزندانمان چگونه الگو باشيم؟» از سوي معاونت تبليغات و ارتباطات اسلامي آستان قدس رضوي در 16 صفحه منتشر و راهي بازار نشر شده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها