«گزيده مقالات و اخبار روزنامههاي مهم درباره خليجفارس» عنوان كتابي از مجموعه اسناد و مدارك خليج فارس است كه رويدادهاي تاريخي خليج فارس را در سالهاي 1253 تا 1320 هجري شمسي بررسي ميكند. اين كتاب به كوشش بنياد ايرانشناسي منتشر شده است._
سيد حسن شهرستاني معاون پژوهشي بنياد ايرانشناسي اين كتاب را نخستين پژوهش از نظر وقايعنگاري تاريخي، شناخت فرهنگي و جامعهشناسي، تاريخ تحولات اقتصادي، بازشناخت پديده استعمار در منطقه، روابط منطقهاي و بينالمللي حاكم بر خليج فارس ميداند. چگونگي انتخاب، تدوين و ايجاد نظم منطقي و هماهنگي نوشتههاي فراوان و گوناگون كه بيش از 920 مطلب از مطبوعات مختلف را در برگرفته نيز نشان از روشمند بودن كتاب دارد.
مطبوعات فارسي زبان در دوره مورد مطالعه، حضور بسيار پررنگي در عرصه اجتماع، سياست و اقتصاد ايران داشته و خليج فارس نيز با توجه به اهميت آن صفحاتي از روزنامهها را به خود اختصاص داده است.
نويسنده اين كتاب روزنامه يا كانونهاي مطبوعاتي را با توجه به كميت و كيفيت مطالب آنها نسبت به خليج فارس، طي دوره زماني مورد نظر در پنج بخش دستهبندي ميكند و نخست به روزنامه «حبلالمتين» ميپردازد. حبلالمتين از جمله روزنامههاي نادري است كه در كلكته هند منتشر شده و يكي از كانونهاي بزرگ و مهم اطلاع رساني در جهان روزگار خود بوده است. اين روزنامه سي و هفت سال در تاريخ مطبوعات فارسي زبان، در ايامي كه روزنامهها چون قارچ ميروييدند و به سرعت از پاي درميآمدند، نقش بسيار مؤثر و مفيدي ايفا كرده است. حبلالمتين را ميتوان آيينه تمام نماي تحولات و اخبار اجتماعي، اقتصادي و سياسي خليج فارس دانست.
نويسنده معتقد است مطالعه تاريخ خليج فارس، در سالهايي كه حبلالمتين به چاپ ميرسيد، بدون بررسي مطالب اين روزنامه چندان مقرون به واقعيت نخواهد بود؛ زيرا آثار قلمي انديشمندان نواحي بوشهر، بندرعباس و بندرلنگه با عناويني چون «مكتوب از بوشهر»، «مكتوب از بندرعباس» و... در روزنامه حبلالمتين منعكس شده است.
پژوهشگر اين كتاب بعد از روزنامه حبلالمتين، به مطبوعات بومي ميپردازد؛ زيرا مطبوعات چاپ فارس و جنوب در اين زمينه از جايگاه ويژهاي برخوردارند. در ميان شهرهاي ايالت فارسي، طي دوران قاجاريه و پهلوي اول دو شهر شيراز و بوشهر در امور سياسي و فرهنگي، از جمله توجه به انتشار مطبوعات، همت و تلاش بيشتري به خرج دادهاند.
در اين كتاب آمار روزنامههاي شيراز در دوره ناصرالدين شاه مورد تحليل قرار ميگيرد زيرا شمارگان روزنامههاي فارسي در اين دوره ميان پانصد تا هزار نسخه بوده است. اهميت شيراز در تاريخ مطبوعات ايران از آنجا مشخص ميشود كه پس از تهران و تبريز سومين شهري بود كه روزنامه در آن به چاپ ميرسيد. محقق، در اين كتاب روزنامه «مظفري» چاپ بوشهر را از جمله مطبوعات ارزشمند خطه جنوب ميداند كه ميتوان در مطالعات مربوط به خليجفارس از آن بهرهگيري كرد. مظفري مقارن با جنبش مشروطهخواهي در ايران به چاپ رسيده و اطلاعات بسيار ارزندهاي را درباره تاريخ انقلاب مشروطيت در فارسي به دست ميدهد.
تدوينگر كتاب در ميان مطبوعات چاپ فارس به روزنامه «استخر» ميرسد اين روزنامه به مدت سي سال به چاپ رسيده و حكايت از تلاش و همت بنيانگذار آن سيدحسن استخر ميكند. اين روزنامه انبوهي از اطلاعات و اخبار مربوط به خليج فارس را به خواننده ارايه ميدهد.
وي بعد از روزنامه استخر به روزنامه «گلستان» اشاره ميكند كه در شيراز منتشر ميشده و از حيث مطالعه مسايل اجتماعي ولايات فارس، به عنوان مناطق كرانهاي و پسكرانه خليج فارس مفيد به نظر ميرسد. اين روزنامه به مدت چهل و پنج سال با رويكرد ملي در نگارش مطالب در مطالعات خليجفارس اهميت دارد.
مطبوعات چاپ خارج از ايران پژوهش بعدي نويسنده كتاب است كه غير از حبلالمتين از ديگر كانونهاي مطبوعات فارسي زبان خارج ايران مانند مصر ياد ميكند؛ سرزمين مصر در انتقال تمدن اروپايي به جهان اسلام و ايران پيشگام است. «حكمت ثريا»، «پرورش»، «چهرهنما»، «كمال»، «رستاخيز» و «سودمند» از جمله روزنامههاي معتبر و مشهور مصر به شمار ميآيد.
وجود سيد جمالالدين اسدآبادي در هند و نسل نوانديش مسلمان مانند شيخ محمد عبده، محمد رشيد رضا و عبدالرحمن الكواكبي كه حاصل تفكرات آنها در روزنامههاي «عروهالوثقي»، «الوقايع المصريه»، «المنار» و «فرات» به زبانهاي عربي درج ميشد تأثير عميقي بر انديشه فارسينويسان مصر گذاشته است.
نويسنده گذشته از مصر، استانبول را نيز از كانونهاي با اهميت روزنامههاي خارج از ايران ميداند. روزنامه «اختر» نمونه شاخص اين مقوله و نخستين روزنامهاي است كه از سال 1292 در خارج از كشور منتشر ميشده است.
بخش بعدي پژوهش نويسنده، بررسي مطبوعات چاپ آلمان است، آلمان يكي ديگر از كانونهاي مهم مطبوعات در مطالعات خليجفارس به كار ميآيد. جمالزاده، پور داود، محمد قزويني، مشفق كاشاني و... از جمله ايرانياني بودند كه مقارن با سال 1915 ميلادي در آلمان به سر ميبردند. در اين دوره روزنامه «كاوه» مطالبي چند درباره خليج فارس و لزوم توجه سياستمداران ايراني در اين درياي پارسي را مطرح ميكند. مجله «ايرانشهر» نيز توجه خود را به فرهنگ و تمدن همچنين توسعه آموزش و رفاه عمومي در خيلجفارس معطوف داشته است. اين دست روزنامهها به سبب اينكه توسط دانشمندان ايراني نه صرفاً روزنامهنگاران پديد آمدهاند، از نظر جنبههاي تحليلي از ارزش بيشتري برخوردارند.
بخش پاياني تحقيق نويسنده بررسي مطبوعات چاپ تهران است، زيرا آخرين جايگاه را ميبايست در پايتخت جستوجو كرد. روزنامههايي چون «وقايع اتفاقيه»، «دولت عليه ايران»، «ايران»، «اطلاعات» و... نگرش رسمي حكومت را نسبت به مسايل خليج فارس منعكس ميكردهاند. در اين گونه روزنامهها معمولاً اخبار نابسامانيها، تحليلهاي مخالف با منافع دولت و مقالاتي كه نقادانه به مسايل خليجفارس پرداخته باشند كمتر به طبع رسيدهاند؛ اما اين روزنامهها جهت دانستن مصوبههاي مجلس و هيات دولت، تصميمهاي سياسي و اقتصادي رجال سياسي و عقد قرار دادهاي رسمي ميتوانند مورد استفاده قرار گيرند.
يكي از مباحث مهمي كه در فرآيند شكلگیری كتاب در بنياد ايرانشناسي مورد توجه قرار گرفته، روشن تدوين آن است. به همين دليل بخش پيوستها جايگاه ويژهاي را در آثار منتشر شده توسط بنياد ايرانشناسي به خود اختصاص داده و به دو قسمت توضيحات تكميلي و فهرست تنظيم شده است. شيوه بررسي كتاب نيز يكي از بايستههاي اصلي براي گردآوري مطالب است كه در اين كتاب با شيوه علمي در يك مجموعه، جامعيت قابل اعتنايي را درباره موضوعات ارايه ميدهد.
در پايان اين مسأله يادآوري ميشود كه اين پژوهش حاصل گردآوري بيش از بيست هزار صفحه اطلاعات مربوط به خليج فارس از ميان روزنامهها در قطعهاي مختلف است.
نظر شما