فاضل نظري درباره نگاهش به موضوع غم در تازهترين مجموعه غزلش با عنوان «آنها» گفت: من تعريف ويژهاي براي غم قايلم. غم ميتواند موتور محركي براي آغاز حركت انسان باشد و دقيقا در مقابل ياس قرار دارد؛ چرا كه ياس انسان را به پوچي ميكشاند./
وي افزود: غم در اين مفهوم، ميتواند موتور محركي براي به دست آوردن باشد و دقيقا در مقابل ياس قرار دارد؛ چرا كه ياس، يعني نااميدي و دست كشيدن از تلاش و زندگي.
شاعر «اقليت»، با بيان مختصري از تاريخچه غم در ادبيات آييني و شرح حال ائمه اطهار(ع)، توضيح داد: در ادبيات آييني، زندگي و شرح حال امام حسين(ع) سراسر در غم آورده شده، ولي پايان اين غم، روشني و درخشاني است. در مورد امام زمان(ع) هم از غم ديگري شكايت ميكنيم؛ اگر چه چشمههاي خروشاني، ما را به درياهاي شادي هدايت ميكند.
اين شاعر اضافه كرد: در شعر عاشقانه هم گريزي از غم نيست. اين در حالي است كه وقتي غمها به پوچي نظر نداشته باشند، ميتوانند كاركردي فعال و مهم پيدا كنند.
وي سوال ديگري درباره سمت و سوي جريان غزل در ايران و هدايتي كه بايد در راستاي انطباق با زبان امروزي براي آن متصور شد، اين گونه پاسخ داد: ما نميتوانيم برآيند كاملي از جريانهاي شعري معاصر داشته باشيم. غزل امروز در دهه گذشته تجربههاي تازهاي را پيش روي خود دیده است. ولي اين تجربهها به شاهراههاي تازه منجر نشده و گاهي هم به بنبستهايي رسيده اند كه شاعران ميتوانند براساس آنها به سرخط ها و مسير اصلي دست پيدا كنند.
شاعر «گريههاي امپراطور»، در پاسخ به اين سوال كه چه شكل و شمايلي براي غزل امروز ميتوان در نظر داشت كه بيان روشني از زندگي امروز و روزمرگيها و روزدرديها را در دل خود داشته باشد؟ گفت: در عرصه محتوا، شاعر بايد فرزند زمان خودش باشد. شاعران امروز، همه دردهاي مشترك دارند و دردها و غصههاي انسان گذشته با امروز چندان تفاوتي ندارد. ولي در هر حال نوع نگاه، چينش و انتخاب كلمات و مفاهيم و زيان موضوع بايد به گونهاي متناسب با احوال انسان امروز باشد.
وي در پايان درباره مجموعه «آنها» اينگونه توضيح داد: كتاب سوم من نسبت به كتابهاي گذشته، داراي شادي و ابتهاج بيشتري است؛ ولي در مجموع، ارزيابي من از مجموعه اين است كه غم جانمايه آن نيست.
نظر شما