عنایت سمیعی، شاعر و منتقد ادبی در نشست نقد و بررسی رمان «مرگ خوش» اثر آلبر کامو، گفت: «مرگ خوش» رمان نيست، نوعي خاطرهنويسي است و به لحاظ ارگانيك، ارتباطي بين اجزاي اين داستان به چشم نميخورد./
وي توضيح داد: همزمان با «مرگ خوش» كتاب «عصيانگر» را از كامو خواندم كه نشر «نيلوفر» آن را با ترجمه «مهستي بحريني» منتشر كرده است. در اين كتاب تاملات فلسفي كامو نسبت به انديشههايي كه در گذشته داشته، مطرح شده است و ميتوان گفت كه آن انديشهها در شكلي خام در «مرگ خوش» خود را نشان داده است.
اين شاعر و منتقد، در ادامه درباره «مرگ خوش» گفت: «مرگ خوش» نخستين رماني است كه بعد از مرگ وي منتشر ميشود و او در دوران حياتش تمايلي به انتشار آن نداشته است. محور آن به دست آوردن خوشبختي است و مورسو دراين داستان دست به مرگ عجيبي ميزند.
وي توضيح داد: «مرگ خوش» در حقيقت چرك نويس «بيگانه» كامو است.
سميعي با اشاره به تحولات فكري كامو توضيح داد: او در 1951 يعني 15 سال بعد از «مرگ خوش»، «عصيانگر» را مي نويسد كه مشتمل بر تمايلات دروني او درباره نيهيليسم است. او در «مرگ خوش» الگوي واپسين نيست انگاري را پايه ريزي مي كند.
وي در باره نيست انگاري كامو تصریح کرد: نيست انگاري در حكم نفي تمام ارزشهاست؛ در جهان کامو كه همه ارزشها، بي ارزش است، همه چيز مجاز است.
اين نويسنده با بيان ناقص ماندن داستان، گفت: در «مرگ خوش» خاطرهنويسي بر كنش نوشتن غلبه كرده و در نتيجه رمان، مرده به دنيا آمده است.
سميعي ترجمه اين رمان را به لحاظ وجود نواقصي در قواعد نحوي و واژگاني، نيازمند ويرايش دانست.
محمدرضا گودرزي نيز در ادامه با مقايسه رمان «بيگانه» و «مرگ خوش» گفت: در هر دو كتاب، قهرمانان مرتكب قتل ميشوند. در «مرگ خوش» به دلايلي منفعت طلبانه اين قتل صورت ميگيرد، ولي در بيگانه انگيزهاي براي قتل وجود ندارد.
وي اضافه كرد: زاگرو در مرگ خوش خواهان مرگ است و اسلحه را در اختيار مورسو قرار ميدهد تا او را بكشد و ما به عنوان خواننده اين سوال در ذهنمان نقش ميبندد كه مورسو خوب است يا بد.
گودرزي افزود: مورسو نه خوب است و نه بد. او ساده و پوچ است و شايد آلبر كامو ميخواهد از اين طريق، پوچگرايي هاي انسان معاصر را نشان دهد.
نظر شما