در برخی از کتابهای تاریخی بیشتر به همسران و فرزندان و شکوه دربار داریوش پرداخته شده است اما در این پژوهش کتیبهها دقیقتر بررسی شده و ژان پرو، گردآورنده کتاب بر این باور است که هیچگاه این کتیبهها بدرستی ترجمه نشده و این پژوهش میتواند ما را به روشن شدن هرچه بیشتر چهره این فرمانروا رهنمون کند. در تحلیل متن کتیبهها، به ترسیم چهره داریوش پرداخته شده که خود او نیز در پی تثبیت آن برای ما بوده است.

چهره داریوش در نگاره بیستون
داریوش در کتیبههای گوناگون، بهویژه کتیبه صخرهای در آرامگاهاش در نقش رستم ویژگیهای خود را برشمرده است. در این کتیبه متن با پرستش خدای پارسیان آغاز میشود:
خدای بزرگ است اهورهمزدا،
که این زیبایی را که دیده میشود آفرید
که شادی را برای مردم آفرید،
که خرد و شهامت را به داریوش شاه اعطا کرد.
با دقت در کتیبههای برجای مانده از داریوش، شاهد تاکید ویژه او بر بیزاری از ضد حقیقت، یعنی دروغ هستیم. بهنظر میرسد شاه در قبال دروغ وسواسی جدی داشته و آنرا سرچشمه همه بیدادگریها، فسادها و ناکامیها میداند. این بیزاری از دروغ (درئوگه به پارسی باستان) میراثی از اندیشههای تمدن هندو-ایرانی است که راستی را فضیلت میداند. به باور شاه، تمامی قیامهایی که در آغاز پادشاهی او گریبانگیر امپراتوری هخامنشی شد، از خبط «شاهان دروغگو» سرچشمه میگرفته است. داریوش در این کتیبه نوشته است:
تویی که پس از این، این کتیبه را خواهی خواند،
باشد آنچه که من کردم تو را باور آید
نیندیش که این دروغ است.

نگاره بیستون
در بخشی از کتاب به داریوش و اهورهمزدا اشاره شده است. اهورهمزدا برای داریوش، «خدای آریاییان» و «بزرگترین خدایان» است. نام او در کتیبهها با جایگاهی ویژه تکرار میشود؛ چرا که از دید داریوش به مثابه یک نیروی آفریننده و نگهدارنده است. او مانند دیگر خدایان خاور نزدیکی، خالق «آسمان، زمین و مردم» است؛ همانگونه که خدای «آشور» و «مردوک» برای شاهان آشور و بابل «آفریننده آسمانها» بودند. ظاهرا داریوش در سالهای آغازین پادشاهی خود، مشکلی در اقتباس نمادهای آسمانی آشوری و بابلی، مانند خورشید، ماه و ستاره نداشته است.
رابطه بین داریوش و اهورهمزدا از آنرو ویژه است که هیچ واسطه اجتماعی را برنمیتابد. داریوش نیز مانند فراعنه، خود تنها واسط میان اهورهمزدا و مردم است. حذف گئومانه و دیگر مُغها تصادفی نیست و این تنش مذهبی را بار دیگر و پس از درگذشت داریوش، در دوره خشایارشا نیز شاهد هستیم؛ تا آنکه سرانجام در دوره اردشیر دوم، مغها به همراه میترا و آناهیتا بار دیگر وارد صحنه میشوند.
کتیبهای کوتاه بر یک آجر پخته از شوش را که محل دقیق کشف آن معلوم نیست عموما بدین صورت ترجمه کردهاند: «من از آن اهورهمزدا هستم و اهورهمزدا از آن من است» در تعبیر این گزاره نباید گرفتار برخی پیش فرضهای جا افتاده شد برخی آنرا تاکیدی بر زردشتی بودن هخامنشیان دانسته است. اما باید گفت زردشتی یا مزدیسنایی بودن داریوش، به دلیل مشکلات بنیادین در تعریف آیین مزدایی در گامهای آغازین شکلگیری آن، با دشواریهای جدی همراه است.

حفاری محوطهای که مجسمه داریوش در آن کشف شد. فرانسوا والا در حال نسخهبرداری و رمزگشایی متن میخی کنده شده بر روی مجسمه دیده میشود.
ژان پرو در یکی از بخشهای کتاب به کشف مجسمه و دروازه داریوش اشاره میکند و میگوید: «محوطه شرق آپادانا در 21 دسامبر 1972 حفاری و پاکسازی شد. روز بعد، کشف مجسمهای از داریوش در لایه دیوار دوره اسلامی، که قبلا توسط گیرشمن در معرض دید قرار گرفته بود، ما را شگفتزده کرد. حفاری محوطه که به سرپرستی مونیک کروان و با همکاری دنیس کانال انجام شد، خیلی زود روشن کرد که مجسمه را به حال ایستاده به بخشی از یک بنای ناشناخته تکیه داده بودهاند. بعدها معلوم شد بنای مزبور، یک دروازه به ابعاد 28 در 40 متر، با یک اتاق مرکزی و چهار ستون، و حاوی یک کتیبه سه زبانه از خشایارشا بوده است که ساخت دروازه را به پدرش داریوش منتسب میکرد. بر خود مجسمه نیز کتیبههایی سه زبانه، به اضافه نوشتههایی به هیروگلیف کندهاند. پس از کاوشهای اولیه توسط فرانسوا والا و ژان یویوت که به شوش فراخوانده شده بود، بیدرنگ آشکار شد که مجسمه از اهمیتی استثنایی، برای پی بردن به روابط ایران و مصر در دوره هخامنشی برخوردار است.»
کتاب «داریوش، شاه بزرگ» در مجموعه «مطالعات ایران باستان» منتشر شده است، سرپرستی مجموعه بر عهده تورج اتحادیه است و هدف از انتشار مجموعه این است که ترجمه مهمترین و تازهترین آثار برگزیده درباره ایران باستان را از هزارههای دوردست ماقبل تاریخ تا دوره ساسانیان در دسترس فارسیزبانان قرار دهد. و نیز با نشر آثار تالیفی ایرانشناسانه برجسته که تاکنون منتشر نشدهاند کمبود اطلاعات درباه ایران باستان را جبران کند و با نشان دادن وضع کنونی مباحث تحقیقی و نشر نظریان و فرضیههای گوناگون محققان این رشته بر علاقه و توجه به تاریخ و زبان و دین و هنر ایران باستان بیفزاید. و از این راه شناخت مبهم و محدودی را که امروزه بر حوزههای تحقیقاتی درباره ایران سایه انداخته است، به شناختی آگاهانه و پذیرشی پویا بدل کند و بر ماهیت فضای تحقیقات تاریخی و فرهنگی اثر گذارد.
کتاب «داریوش، شاه بزرگ» در 19 فصل تنظیم شده است. پیش از آنکه به فصلهای 19گانه کتاب اشاره شود. نویسنده به تبارشناسی سلسله هخامنشی، رخدادهای عمده در دوره هخامنشی، مقدمه جان کرتیس و ایلام پرداخته است. شوش و ایلام در امپراتوری هخامنشی، داریوش، شاه بزرگ، تیم ایرانی-فرانسوی در شوش، مرمت و بازسازی، برزن شمال غربی اقامتگاه، مجسمه مصری داریوش، مردم و کشورهای امپراتوری، کتیبههای عمده هخامنشی از شوش، تزیینات کاخ شوش در لوور، هنر پخت در کوره، آجرهای تزیینی، هنر تزیینی رد شوش در دوره هخامنشی، تابوت آکروپل، معابد دوره هخامنشی، داریوش در تخت جمشید، داریوش در زمان خود، قرص بالدار و اهورهمزدا، پارسیان و یگانهپرستی و شوش و کتاب مقدس در این فصلها شرح داده شده است. دو پیوست نیز در پایان کتاب جای گرفته شده است: ترجمه کتیبه داریوش در بیستون و استوانه کوروش و لوحها.
«داریوش، شاه بزرگ» به شکل نفیس، مصور و رنگی در 540 صفحه، شمارگان 1500 نسخه و قیمت از سوی نشر فرزان روز منتشر شده است.
نظرات