تراژدي و سوگنامههاي بزرگ فارسي در شاهنامه فردوسي به روشني بيان شده و نشان ميدهند كه اين سوگنامهها درونمايههاي حماسي و بنمايههاي اساطيري دارند./
اسماعيلپور، رئيس پژوهشكده زبانشناسي، كتيبهها و گويش سازمان ميراث فرهنگي گفت: از پايان هزاره ضحاك كه هزاره تيرگي، ظلمت و اهريمني مينامند و توسط فريدون به سر ميرسد دوره جديدي آغاز ميشود كه در حماسه ملي ايران و بنمايههاي اساطيري فرهنگ درخشان ايراني دوره مهمي است و سوگنامههاي فارسي و دو شاهكار داستاني نظير رستم و سهراب، رستم و اسفنديار و سياوش در آن دوره شكل ميگيرند.
وي افزود: اين دوره در تاريخ ادبيات فارسي بينظير و كمنظير است؛ زيرا تا اين دوره مفهوم تراژيك در ادبيات ايراني شكل نگرفته بود، تراژدي مفهوم ويژه دارد و هر اثري كه غمانگيز و اندوهبار است تراژدي ناميده نميشود.
اين اسطورهشناس خاطرنشان كرد: رستم و سهراب، رستم و اسفنديار درونمايههاي ويژه حماسي ايراني ناميده ميشوند و ميتوان داستان زرير (برادر گشتاسب) را از بنمايههاي تراژدي ناميد.
وي افزود: رستم درونمايههاي اساطيري بسياري دارد. او فردي است كه بيش از 500 تا 700 سال عمر ميكند و از دوره منوچهر پيشدادي تا بهمن كياني در شاهنامه وجود دارد. حتي زاده شدن او شگفتآور و غيرطبيعي است تا آنجا كه ناچار ميشوند شكم رودابه را بدرند تا رستم به دنيا بيايد.
اين شاهنامهپژوه با اشاره به شكل ظاهري پدر رستم گفت: شكل ظاهري پدر رستم نيز غيرمتعارف و سپيدموي (زال) است. اين سپيدي مو نشانه خرد در اساطير ايراني است. در شاهنامه ميبينيم كه زال سپيدموي ارتباط با سيمرغ افسانهاي دارد و ميتواند كارهاي غير عادي انجام دهد.
وي افزود: رستم نمادي از «سورنا» سردار بزرگ اشكاني است كه كراسوس سردار رومي را شكست داد. رستم در شاهنامه به شكل شخصيت اساطيري بروز ميكند. او نماد مقاومت ملت ايران در برابر دستگاه سلطنت است و اقتدار شهرياران ايراني ناميده ميشود.
مترجم «دانشنامه اساطير جهان» يادآور شد: رستم از درون توده مردم برخاسته است و توانسته در برابر قدرت زمانه بايستد. سهراب نيز به معني سرخچهره و فرزند ناديده رستم است كه مادرش تهمينه بازوبندي به او ميدهد و ميگويد كه پدرت پهلوان بزرگ ايران است.
وي افزود: چگونگي برخورد و مبارزه رستم و سهراب واقعه تراژيك است. سهراب در ميان تورانيان بزرگ ميشود و كيكاوس و افراسياب دشمن قسم خورده ايراني در شاهنامه فردوسياند. قصد سهراب اين است كه به ايران بيايد و پدرش رستم را به جاي كاووس به سلطنت بنشاند.
اسماعيلپور يادآور شد: رستم نماد دورانديشي و انديشه پيران ايران باستان و مظهر تدبير و خرد است كه ناخواسته در برابر سهراب پسر خويش قرار ميگيرد. سهراب نماد جواني، سركشي، بيتجربگي است كه روح ناآرام و سركشي دارد. او فكر ميكند كه زور بازو كاريترين وسيله پيروزي است؛ ولي انديشه رستم و دورانديشي بر حركات خام سهراب ميچربد.
وي افزود: سهراب قرباني توطئه كيكاوس و افراسياب ميشود و مهمترين بخش در اين داستان، تقدير و سرنوشت است كه ريشه در آيين زرواني دارد و زمان قادر است كه سرنوشت را تعيين كند. تراژدي رستم و سهراب بايد اتفاق بيفتد تا دو نسل در برابر هم قرار گيرند. در اين سوگنامه بيان ميشود كه پيروز اين نبرد كسي نيست نه رستم و نه سهراب، هيچ يك پيروز نميشوند و هر دو بازنده سرنوشت و تقدير آسماني اند.
اين اسطورهپژوه در پايان سخنانش گفت: كل ادبيات جهان درباره زندگي، عشق و مرگ مضمونهاي مهمي دارند؛ زيرا مرگ، ذهن بشر را در تمام اعصار به خود مشغول كرده، از اين رو موضوع تراژدي مرگ است و از نظر فردوسي تقديري است كه برگشتي ندارد. چون نوشدارو نيز نميتواند بر اين مساله اثرگذار باشد.
ششمین نشست از مجموعه درسگفتارهایی درباره فردوسی عصر چهارشنبه 29 خردادماه در شهركتاب مركزي برگزار شد.
نظر شما