پنج‌شنبه‌های خواندنی/ شماره شش:

دانشگاه ایرانی به جای کتاب با جزوه اداره می شود!

دانش روز و مطالعات جدید هنوز وارد دانشگاه‌های ما نشده است؛ چون دانشگاه ما به جای کتاب با جزوه اداره می‌شود. درست مثل مدارس‌مان. دانشگاه بی‌کتاب به اصل اساسی شکل‌گیری خودش کافر شده است. اگر قرار است دانشگاه‌ پیش‌رو داشته باشیم قبل از هر چیز باید دانشگاه درهای خودش را به روی کتاب‌های جدید باز کند.
دانشگاه ایرانی به جای کتاب با جزوه اداره می شود!
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، حمید باباوند: بیایید آن نگاهی که می‌گوید هدف آموزش تربیت نیروی کار است را نادیده بگیریم و به این سوال فکر کنیم: دانشگاهی که در آن به جای علم روز، علم دیروز تدریس شود باید چه نامیده شود؟ موزه دانش یا چه؟ احتمالا عادت کرده‌ایم که هر روز در حیطه‌ی فعالیت و تخصص‌مان کلی حرف بی‌هوده و غیرواقعی بشنویم. یکی همین که می‌گویند: «مردم نمی‌خوانند».

اخلاق و روحیه‌ مصرف‌گرایی بر رژیم رسانه‌ای مردم هم اثر گذاشته و در این دوره مردم بیش از هر زمان دیگری به مصرف خبر روی آورده‌اند. تغییر مصرف لزوماً باعث تغییر روش‌های رسانه‌ای و تولید محتوا شده است.

زیاد می‌شنویم که روزنامه‌ها مرده‌اند و روزنامه‌نگاری به آخر کارش رسیده است اما همان‌طور که ظهور فروشگاه‌های شبکه‌ای و پدیده‌ فروشگاه‌های اینترنتی باعث کم شدن مصرف محصولات فروشگاهی نشده است و تنها فروشگاه‌های خرد و کسانی که ظرفیت تطبیق‌پذیری کمتری داشته‌اند از بازی حذف شده‌اند؛ رسانه‌ها و محصولات رسانه‌ای هم از این قاعده مستثنا نیستند. ولع مردم به مصرف محتوای رسانه‌ای بیشتر شده است و کسانی که نتوانند این نیازها را بشناسند و به آن پاسخ بگویند از صحنه حذف می‌شوند. تنها در آمریکا طی یک دهه‌ی اخیر بیش از ۱۵۰۰ روزنامه تعطیل شده‌اند اما کدام روزنامه‌ها؟

دانشگاه‌های ما نتوانسته‌اند نیروی متخصص مورد نیاز بازار کار رسانه‌های‌مان را فراهم کنند. تغییر روش و سرفصل دروس دانشگاهی گویا کاری است طولانی و برهم‌زننده‌ی حکومت برخی اساتید!

مثلاً هنوز در دانشگاه‌های ما می‌گویند ارزش‌های خبری ۷ تاست و گالتونگ و روگه را به عنوان کاشفان این ارزش‌ها می‌ستایند در حالی که مطالعات ارزش‌های خبری از حدود سال ۲۰۰۰ ـ‌یعنی بیش از دو دهه قبل‌ـ با انتقاد نسبت به روش گالتونگ‌ـ‌روگه صورت جدیدتری به خود گرفته است.

ارزش‌های خبری «معیارهایی هستند که بر انتخاب و ارائه رویدادها به عنوان اخبار منتشر شده تأثیر می‌گذارند». با این نگاه ارزش‌های خبری جهانی نیستند و می‌توانند بین فرهنگ‌های مختلف متفاوت باشند. تجزیه و تحلیل گالتونگ و روگه نشان داد که چندین عامل به طور پیوسته در طیف وسیعی از سازمان‌های خبری اعمال می‌شوند. نظریه آنها بر اساس اخبار ارائه شده در چهار روزنامه مختلف نروژی از کنگو و بحران کوبا در ژوئیه ۱۹۶۰ و بحران قبرس از مارس تا آوریل ۱۹۶۴ بود.

در بازاری که به سرعت در حال تحول است، حفظ ارتباط و دادن اخباری که مخاطبان می‌خواهند، هدف مهمی برای رسانه‌هایی است که به دنبال حفظ سهم بازار هستند. این امر باعث شده است که سازمان‌های خبری نسبت به ورودی و بازخورد مخاطبان بازتر شوند و آنها را مجبور به اتخاذ و اعمال ارزش‌های خبری که مخاطبان را جذب و نگه می‌دارد، کرده است. با توجه به این تغییرات و افزایش سریع فناوری دیجیتال در سال‌های اخیر، هارکاپ و اونیل مطالعه‌ای را در سال ۲۰۰۱ برای بررسی مجدد ارزش‌های خبری و سنجش صحت کار گالتونگ و روگه انجام دادند و ارزش‌های جدیدی را معرفی کردند. آنها مطالعه خود را در سال ۲۰۱۶ بازهم به روز کردند.

ارزش‌های خبری می‌توانند به جنبه‌هایی از رویدادها و بازیگران، یا به جنبه‌های جمع‌آوری و پردازش اخبار مربوط باشند در حالی که مطالعه گالتونگ و روگه تنها بر رویداد و بازیگرانش متمرکز بود و شامل۷ ارزش می‌شد: دربرگیری، شهرت، برخوردها و اختلافات، استثنائات و شگفتى‌ها، بزرگى، مجاورت و تازگى خبر. ارزش‌ها در بازیگران خبری و رویدادها هم‌اکنون به ۱۲مورد افزایش یافته و تعریف آنها نیز متحول شده است.

بسامد: رویدادهایی که به طور ناگهانی رخ می‌دهند و به خوبی با برنامه ساعات کاری سازمان خبری مطابقت دارند، بیشتر از رویدادهایی که به تدریج یا در ساعات نامناسب روز یا شب رخ می‌دهند، گزارش می‌شوند. روندهای بلندمدت احتمالاً پوشش زیادی دریافت نمی‌کنند.

به موقع بودن: رویدادهایی که به تازگی اتفاق افتاده، جاری یا در شرف وقوع هستند، ارزش خبری دارند.

آشنایی: افراد یا مکان‌های نزدیک به مخاطب هدف. برخی همان اصطلاح نزدیکی را برای این ارزش خبری ترجیح می‌دهند، که شامل نزدیکی جغرافیایی و فرهنگی می‌شود.

منفی: خبرهای بد بیشتر از خبرهای خوب ارزش خبری دارند. گاهی اوقات به عنوان «ارزش اصلی خبری» توصیف می شود. مثبت بودن در موارد خاصی یک ارزش خبری است(مانند اخبار ورزشی و علمی).

درگیری‌: تضاد افراد یا نیروهایی که منجر به یک موقعیت دراماتیک می‌شود. رویدادهای همراه با درگیری اغلب کاملاً خبرساز هستند.

غیرمنتظره بودن: رویدادهایی که غیرعادی، غیرمنتظره یا نادر هستند بیشتر از رویدادهای معمول خبرساز هستند.

عدم ابهام: رویدادهایی که مفاهیم آنها واضح است، شانس بهتری نسبت به مواردی دارند که بیش از یک تفسیر دارند یا درک مفاهیم آن به دانستن پیشینه‌ی پیچیده‌ای بستگی دارد.

شخصیت‌سازی: رویدادهایی که می‌توانند به‌عنوان اعمال افراد به تصویر کشیده شوند، جذاب‌تر از رویدادهایی هستند که در آن چنین «علاقه انسانی» وجود ندارد.

معنی‌دار بودن: این به حس هم‌ذات پنداری مخاطب با موضوع مربوط می‌شود. اشتراک زبان و تجربه.

نخبگی: رویدادهای مربوط به قدرت‌های جهانی بیشتر از رویدادهایی که مربوط به کشورهای کم نفوذ هستند، مورد توجه قرار می‌گیرند. رویدادهای مربوط به افراد ثروتمند، قدرتمند، مشهور و بدنام پوشش بیشتری پیدا می‌کنند. همچنین شامل نخبه بودن منابع است.

فوقالعاده بودن: رویدادهایی با مقیاس یا دامنه وسیع یا با شدت بالا ارزش خبری دارند.

هم‌خوانی: رویدادهایی که با انتظارات و پیش فرض‌های رسانه‌ها مطابقت دارند، پوشش بیشتری نسبت به رویدادهایی دریافت می‌کنند که با آنها مخالفت می‌کنند (و در نتیجه برای آن‌ها آمادگی ندارند). توجه داشته باشید که به نظر می‌رسد با ارزش غیرمنتظره بودن در تضاد است. هم‌خوانی به آمادگی رسانه برای گزارش یک مورد اشاره دارد. هم‌خوانی همچنین به کلیشه‌های ذهنی دبیران و سناریوهای آشنای آنها برای چگونگی وقوع رویدادها اشاره دارد.
 
علاوه بر ۱۲ ارزش فوق، ۱۰ ارزش نیز در روند خبر وجود دارد.
 
تداوم: اخبار دنباله‌دار ظرفیت بیشتری برای جذب مخاطب و داستان‌سرایی در رسانه دارند.

ترکیببندی: اخبار مختلف باید برای فضاسازی در رسانه نیز با یکدیگر رقابت کنند. برای مثال، سردبیران ممکن است به دنبال توازنی از انواع مختلف پوشش خبری باشند(اخبار تولیدی یا ترجمه‌ای، خبر داخلی و خارجی و ... .

رقابت: رقابت تجاری یا حرفه‌ای بین رسانه‌ها ممکن است روزنامه‌نگاران را وادار کند گزارش یا خبری را که توسط رسانه رقیب دنبال می‌شود به شکل دیگری دنبال کنند.

خرده‌خبر: داستانی که به خودی خود ارزش خبری جزئی دارد، اگر مربوط به یک داستان اصلی در حال وقوع باشد، پوشش داده می‌شود.

پیش‌ساخته: داستانی که از نظر خبری حاشیه‌ای است، اما نوشته شده و در دسترس است، ممکن است قبل از داستانی بسیار ارزشمندتر که باید از پایه تحقیق و نوشته شود، انتخاب شود.

پیش‌بینی‌پذیری: اگر رویدادی از قبل برنامه‌ریزی شده باشد، احتمالا پوشش داده می‌شود.

تأثیر: تأثیر یک داستان (و نه رویداد) و قابلیت به اشتراک‌گذاری آن احتمال انتشار یک خبر را بیشتر می‌کند. برای اینکه یک داستان قابل اشتراک‌گذاری باشد، مسلماً باید ساده، احساسی، غیرمنتظره و هیجان‌انگیز باشد. درگیر شدن با چنین داستان‌هایی اکنون بخش مهمی از کار اتاق خبر است.

محدودیت‌های زمانی: رسانه‌های خبری سنتی مانند رادیو، تلویزیون و روزنامه‌های روزانه دارای ضرب‌الاجل‌های دقیق و چرخه تولید کوتاهی هستند و مواردی را انتخاب می‌کنند که می‌توانند به سرعت تحقیق و پوشش داده شوند.

هزینه: اگرچه با تسهیل ارتباطات جهانی حتی از دسترسی به مناطق دورافتاده امکان‌پذیر شده است، اما توانایی استقرار و کنترل کارکنان تولید و گزارش‌دهی و عملکرد منابع فنی می‌تواند تعیین کند که آیا یک داستان پوشش داده می‌شود یا خیر.

داده‌ها: رسانه‌ها برای این‌که قابل اعتماد باقی بمانند باید از همه اخبار خود با داده‌های مطمئن پشتیبانی کنند. خبرنگاران نیاز به داده‌های خام دارند تا دیدگاهی بی‌طرفانه داشته باشند.

دانش روز و مطالعات جدید هنوز وارد دانشگاه‌های ما نشده است؛ چون دانشگاه ما به جای کتاب با جزوه اداره می‌شود. درست مثل مدارس‌مان. دانشگاه بی‌کتاب به اصل اساسی شکل‌گیری خودش کافر شده است. اگر قرار است دانشگاه‌ پیش‌رو داشته باشیم قبل از هر چیز باید دانشگاه درهای خودش را به روی کتاب‌های جدید باز کند.
 
کد مطلب : ۳۲۴۴۷۷
https://www.ibna.ir/vdcefe8xfjh8wei.b9bj.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

محرم 1401