شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۲
ماندگاري آثار تقليدي كمتر از آثار هنري است

دکتر حسين قربان‌پور آراني در درس‌گفتار نظامي گفت: بخش بزرگي از آثار ادبي هر ملتي را آثار تقليدي تشكيل مي‌دهد اين كه از قرن هشتم به بعد، اوج تقليدها و نظيره‌سازي‌ها از آثار نظامي صورت مي‌گيرد، دليل روشني بر ركود عقلانيت و فلسفه در ايران است. به همين دليل است كه ماندگاري آثار تقليدي، كمتر از آثار هنري است.\

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، چهاردهمين مجموعه درس‌گفتارهايي درباره‌ نظامي به بررسي «نظيره‌سازي از خمسه نظامي» اختصاص داشت که با سخنراني دکتر حسين قربان‌پور آراني، استاد دانشگاه كاشان در مركز فرهنگي شهر كتاب برگزار شد. 

در اين درس‌گفتار حسين قربان‌پور آراني به مفهوم تقليد و محاکات و تخيل، تقليد از ديدگاه نقد مدرن، رابطه‌ تقليد و تصوير، رابطه‌ تقليد و زبان، زمينه‌هاي تقليد، تقليدسرايي به شيوه‌ نظامي، شيوه‌‌ کار نظامي و مقلدان او و سير تحول آثار تقليدي از قرن هفتم تا قرن چهاردهم پرداخته مي‌شود. 

قربان‌پور در ادامه سخنانش گفت: بخش بزرگي از آثار ادبي هر ملتي را آثار تقليدي تشكيل مي‌دهد. «كروچه» در كتاب «كليات زيبايي‌شناسي» مي‌گويد: «هر اثر ادبي، يك سلسله مقلد برانگيخته است كه كار آنها تقليد اغراق‌آميز و بي روح آثار ادبي است». از سويي ديگر، آنجايي كه تقليد از حد طبيعي فراتر رفته، نشانه‌اي از انحطاط فكري جامعه بوده است. 

وي افزود: اين كه از قرن هشتم به بعد، اوج تقليدها و نظيره‌سازي‌ها از آثار نظامي صورت مي‌گيرد، دليل روشني بر ركود عقلانيت و فلسفه در ايران است. به همين دليل است كه ماندگاري آثار تقليدي، كمتر از آثار هنري است. در متون بلاغي ما نيز آثار تقليدي زير مجموعه سرقت‌هاي ادبي دانسته شده‌اند. 

اين نكته را بايد در نظر داشت كه مضامين مشترك ادبي، به معناي تقليد نيست. چون ادبيات ملت‌ها، حاصل تجربيات مشترك انسان‌هاست. اگر تقليد به مساله نفوذ و تاثير محدود بشود و اثر پديد آمده، پيرنگ و سبك شخصي داشته باشد، جزء آثار تقليدي به‌حساب نمي‌آيد. 

براي مثال «اسكندرنامه» نظامي كه مضمون آن برگرفته از شاهنامه است، چون داراي توازن و تناسب است، كاري تقليدي دانسته نمي‌شود. ارسطو نيز معتقد بود كه هر چند كار شاعر تقليد است، اما او دست به تقليد صرف نمي‌زند و از ذهن خود براي بازسازي طبيعت كمك مي‌گيرد. در نقد مدرن نيز آنچه اهميت دارد، تقليد نيست، شيوه بيان هنري است. 

اين را نيز بايد توجه كرد كه رابطه تقليد و زبان، ارتباطي متقابل است. به همين دليل شاعر و نويسنده‌اي كه تجربه اصيل دارد، زبان او پويا خواهد بود. اما شاعر مقلد، داراي زباني ايستا و مُرده است. آفرينش و خلاقيت هنري، باعث پويايي زبان مي‌شود و آثار تقليدي به ايستايي زبان مي‌انجامد. 

اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: بين انحطاط زباني و انحطاط فكري هم رابطه‌اي برقرار است. هرگاه جامعه از جهت فكري سالم باشد، زبان او هم از سلامت برخوردار است. نظامي در دوره‌اي مي‌زيست كه هنوز در ايران انحطاط فكري و شكست فلسفه آغاز نشده بود و يا اگر هم چنين چيزي وجود داشت، به كمال نرسيده بود. از اين رو، زبان نظامي باشكوه و زيباست. 

زمينه‌هاي تقليد در ادبيات فارسي
وي افزود: زمينه‌ها و پيدايش آثار تقليدي را از دو وجه مي‌توان بررسي كرد، زمينه‌هاي فردي و زمينه‌هاي اجتماعي. در زمينه تقليدسرايي از آثار نظامي، اين موارد در خور يادآوري است، ميل به آساني در بسياري از مقلدان، ارزنده بودن آثار هنري، گسترش نفوذ و مقام برخي از شاعران، مفاخره و عجز در آفرينش ادبي، ضعف نقد و نقادي در گذشته ادبي ايران و نيز لزوم برانگيختن جامعه با تقليد از آثاري كه چنين كاركردي داشته‌اند. 

قربان‌پور يادآور شد: يكي از زمينه‌هاي فردي تقليد، به كشش آدمي به تقليد و دوري از ابداع بازمي‌گردد. به همين دليل تعداد آثار تقليدي بيشتر از آثار ابداعي است. هر چند تقليد براي انسان امري فطري و طبيعي است اما تقليد صرف، شيوه ناتوانان و روش كساني است كه از ابداع و ابتكار عاجزند. 

از سويي ديگر، آنچه زمينه تقليد از آثار نظامي را گسترش داده است، ارزنده بودن و جاذبه آثار اوست. نظامي چنان كاخ بلند و استواري را پايه گذاشته است كه باعث تقليد ديگران شده است. چون شاهكارهاي ادبي، انگيزه‌هاي متفاوتي به افراد مي‌دهند تا دست به كار تقليد بزنند. بگذريم از اين كه تقليد از نظامي مُد زمانه هم بوده است. 

وي افزود: شهرت و قبول عام و عظمت جايگاه نظامي هم در تقليد از آثار او مؤثر بوده است. مفاخره و معارضه جويي نيز يك دليل ديگر آن است. بسياري از شاعران در كار تقليد با هم مسابقه و رقابت داشته‌اند. در دوره تيموري، صفوي و قاجار اين نوع رقابت، رو به گسترش بوده است. دوره بازگشت ادبي نيز موجي از تقليد پديد آورده است. 

استاد دانشگاه كاشان يادآور شد: در شعر سبك هندي هم با آن كه تازگي‌هايي ديده مي‌شود، ولي باز در منظومه‌سرايي تقليد ادامه مي‌يابد. اما اوج تقليد از نظامي، متعلق به دوره صفويه است. اين را نيز بايد در نظر گرفت كه رويدادهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي از ديگر زمينه‌هاي پديد آمدن آثار تقليدي بوده‌اند. 

وي افزود: با آن كه تمام آنهايي كه پس از نظامي دست به داستان‌سرايي زده‌اند، از شيوه او تقليد كرده‌اند اما كساني هم بوده‌اند كه كوشيدهظ اند تا تغييراتي در داستان‌هاي او بدهند؛ مثل منظومه «گل و نوروز» خواجوي كرماني يا «مهر و وفا»ها و «يوسف و زليخا»هايي كه سروده شده و كوششي براي يافتن راهي تازه در منظومه‌سرايي بوده است. فيضي دكني هم طرحي تازه براي سرودن خمسه داشت و ترجمه منظومي از «مهابهارات» و «رامايانا» عرضه كرد. حكيم ركناي مسيح نيز منظومه «رام و سينا» را سرود. اينها نمونه‌هايي از تغييرات در داستان‌سرايي فارسي، پس از نظامي، است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها