خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) فرشاد شیرزادی: احمد نوری زاده متولد آبان ماه سال 1330 از شاعران و مترجمان خوش قریحه روزگار ماست. این مترجم، پژوهشگر و ارمنی شناس فارسی تاکنون بیش از هفده جلد کتاب منتشر کرده است که از این میان می توان به «پتر اول» اثر آلکسی تولستوی «آمالیا» اثر نار دوس «پاییز در پرواز» و «سلام بر شما ارمنی ها» اشاره کرد. کتاب «تاریخ و فرهنگ ارمنستان» اخیراً به چاپ سوم رسید که به همین مناسبت با نوری زاده به بحث نشستیم.
- به تازگی نشر چشمه کتاب «تاریخ و فرهنگ ارمنستان» را به چاپ سوم رساند. برای تألیف این کتاب چه مشقتهایی را متحمل شدید؟
برای تألیف این کتاب ناگزیر بودم دهها هزار صفحه متن تاریخی، پژوهشی، اساطیر و افسانه شناسی را به دقت و به طور جدی مطالعه کنم تا این کتاب را که اکنون به عنوان کتاب کمک درسی در دانشگاه ارمنی شناسی تهران تدریس می شود به رشته نگارش در آورم. بخش اول کتاب به تاریخ ارمنستان اختصاص دارد که از هزاره های پیش از میلاد آغاز می شود و بررسی قوم شناسی درباره تشکیل ملت ارمنی به صورت یک قوم اولیه در تاریخ به نام «هایاسا»
(hayasa) بود که از قبایل و طوایف ابتدایی ساکن در کوهستانهای هزار شاخه ارمنستان به صورتهای گله ای زندگی می کردند و ویژگی های اتنیک و اتیک خاص خود را داشتند شروع می شود و به تشکیل اولین دولت ارمنی ارمنستان می انجامد و حتی یکی از شاهان نامدار یرواندی آن به نام تیگران کبیر-tigran- بخش مهمی از آسیای صغیر و قسمتی از ترکیه را به تصرفات خود اضافه می کند. بعدها متصرفات او با حمله مغولها و سلجوقیها رنگ می بازد و به مناطق قطعه قطعه شده تقسیم می شود. ارمنستان در دوره ای از تاریخ هم به ایران می پیوندد و به صورت بخشی از کشور پهناور ایران باستان در می آید.
- برای ما از سابقه زبان ارمنی بگویید و اینکه منشا این زبان چیست؟
منشا زبان ارمنی زبان اولیه یکی از اقوام تشکیل دهنده ملت ارمنی «هایاسا»ها بوده است. این قوم که زبان هند و اروپایی ویژه خود را داشته است به مرور در روند کند ادغام و اختلاط طوایف ساکن در کوهستانهای هزار شاخه ارمنستان آن را به زبان رایج ملت ارمنی تبدیل کرده است. ملت ارمنی از ادغام و اختلاط اقوام و طوایف اولیه ای چون ختها، هایاساها، خوریریها و دیگران تشکیل شده است. این اقوام و طوایف در هزاره های پیش از میلاد در این نقطه از دنیا در کنار هم می زیستند و در روند کند ادغام و اختلاط ملی ویژگیهای اتنیک و اتیک خود را به یکدیگر انتقال داده اند و ملت یکپارچه ارمن را به وجود آورده اند. یکی از این اقوام ارمنی ها بودند که به مرور ذخیره واژگانی غنی هایاساها و خورریها و دیگران را در زبان خود جذب و هضم و زبان خود را به زبان ملی تبدیل کردند. زبان برای غنای بیشتر و ماندگاری نیازمند خط و کتابت است. یکی از دلایل اصلی پایداری و ماندگاری زبان ارمنی نیز همانا داشتن خط و کتابت است که در دهه های آغازین قرن پنجم میلادی با مجاهدتهای یک روحانی عالی مقام به نام مسروب ماشتوتس(Mesrob Mashtots) به وجود آمد و زمینه ای ایجاد کرد که ملت ارمنی با اتکا به فرهنگ معنوی و نوشتاری خود در کوران تاریخی بتواند استقلال ملی و هویت فرهنگی مستقل خود را حفظ و تثبیت کند.
- روند تشکیل ملت ارمنی به گونه ای رسمی از سده های آغازین هزاره های دوم و سده های آغازین هزاره اول پیش از میلاد آغاز می شود. بهتر است به ما بگویید ارمنی ها در سپیده دم تاریخ و پیش از میلاد مسیح دارای چه باورهای دینی بوده اند؟
ملت ارمنی هم مانند همه ملل جهان در دورانهای مختلف تاریخی دارای باورهای خاص خود بوده است. از توتمیسم گرفته تا اساطیر و بعدها هم باور یکتاپرستانه. پیش از مسیحیت در ارمنستان باورهای اساطیری و میترائیستی و پرستش ایزد مهر متداول بوده است.
- آیا به دلیل همسایگی ایران و ارمنستان ایزدستان های اساطیری این دو کشور تشابهی به یکدیگر داشته اند؟
ملت ارمنی یکی از ملتهای کهن تاریخ است و در طول حیات خود با بسیاری از ملل جهان به ویژه ایرانیان باستان، آشوریها و یونانیها دارای روابط تنگاتنگ معنوی و فرهنگی بوده است و به واسطه همین روابط نیز در بسیاری از زمینه های فرهنگی از جمله در زمینه باورهای ملی بسیار تأثیرپذیری ها داشته است. ایزدستان اساطیری ارمنستان باستان نیز برخی از ایزدان ایزدستان های ملل کهن جهان به ویژه یونانیها، ایرانیها و آشوریها را به عاریت گرفته است و آنها را با برخی اعمال سلیقه ها به مثابه ایزد خود پرستیده است. هر چند که به دلیل مبارزه آشتی ناپذیر پرچمداران مسیحیت در ارمنستان باورهای پیش از مسیحیت و پرستشگاه ها و بتکده ها نابود شده اند و امروز پژوهشگران ارمنی قادر نیستند نمای کاملی ار ایزدستان اساطیری ارمنی ترسیم کنند و تنها یک ایزد کوچک با هشت نه ایزد معرفی کرده اند. حال آنکه ایزدستان اساطیری ارمنی وارث ایزدستان اساطیری پرایزدخت ها و اوراتوها نیز بوده است. در ایزدستان اساطیری ارمنی «خت»ها بر اساس آثار به دست آمده در «یازیلی کایا» واقع در حدود دو کیلومتری ویرانه های «ختوسا» (حتوسا) پایتخت باستانی امپراطوری ختها (هیتیها) چنین بر می آید که ختها در ایزدستان در ایزدستان پرایزد خود تنها دوازده ایزد برای جنگ و جنگاوری داشته اند. به گونه ای که همه پژوهشگران پرشمار بودن ایزدان اساطیری ختها را یکصدا پذیرفته اند و به ایزدان آنان «هزار ایزد ایزد بانو» نام نهاده اند. علاوه بر این ارمنی ها بسیاری از ایزدان اساطیری غیر ارمنی را نیز در ایزدستان خود به عاریت گرفته بودند. مثلاً «اهورا مزدا»ی ایرانی در ایزدستان ارمنستان باستان با نام «آرامازد» پدر ایزدان شناخته شده بود و «آناهیتا»ی ایران باستان با برخی تغییرها به صورت ایزد بانو «آناهید» ارمنی در آمده بود که ایزد بانوی محبوب و مقتدر بوده است.
- در تاریخ نشانه های فراوانی وجود دارد که حکایت از دوستی ایرانیان و ارمنیان می کند. این دوستی در چه حد بوده است؟
علاوه بر هزاره ها دوستی و همجواری اقوام و طوایف ساکن در دو واحد جغرافیایی ایران و ارمنستان، ملت ارمنی بیش از 2700 سال پیشینه مکتوب دوستی با ایرانیان دارد. یعنی از سالهای بعد از 612 پیش از میلاد. در این دوران امپراطوری «ماد» و «بابل» با همپیمانی یکدیگر بر ضد آشور وارد جنگ شدند و شهر «نینوا» پایتخت آشور را تسخیر و طعمه حریق کردند. ارمنی ها در این جنگ به سرکردگی رهبر خود که در تاریخ از او «بارویر» (Barouyr) نام برده شده است به ایرانیها یاری رساندند و به همین دلیل پادشاه ماد «بارویر» سرکرده ارمنی ها و رهبر سرزمین «ارمه» یا «اورمه» در عرصه تاریخ ظاهر گردید. بدینگونه تاریخ مکتوب دوستی ملل ساکن در ایران و ارمنستان از همان زمان آغاز می شود و این همسایگی و دوستی علاوه بر مناسبات سیاسی شامل روابط فرهنگی نیز بوده است و ملت ارمنی در بسیاری از زمینه های فرهنگی از ایرانیان وام گیریهایی داشته است و این وام گیریها عرصه های گوناگونی را شامل می شود که می توان از آن جمله به وام گیریهایی در زمینه آداب و سنن، اسامی خاص و عام، اعیاد ملی و جنبه های دیگر فرهنگی اشاره کرد.
- زبان فارسی و ارمنی چه خویشاوندیهایی باهم دارند؟
تا همین چندی پیش زبان شناسان نامدار جهان زبان ارمنی را جزو خانواده زبانهای ایرانی قلمداد می کردند و این به دلیل آن بود که یک ذخیره واژگانی بسیار غنی از زبان پارتی یا پهلوی اشکانی در زبان ارمنی محفوظ مانده است که همه این واژه ها نیز با ضبط حرکات به روزگار ما رسیده اند. حتی زنده یاد محمد معین معتقد بود اگر زبان شناسان می خواهند در زمینه زبان پارتی پژوهش کنند حتماً باید زبان قدیم و جدید ارمنی یعنی گرابار و آشخارهابار را یاد بگیرند. چرا که در آن صورت می توانند به یک ذخیره واژگانی غنی از زبان پارتی دسترسی پیدا کنند. تا آن که در اواخر قرن نوزدهم زبان شناس معروفی به نام هیوبشمن اعلام کرد که زبان ارمنی جزو خانواده زبانهای ایرانی نیست و خودش زبان مستقلی در زمره زبانهای هند و اروپایی است. امروز بر اساس آخرین دستاوردهای علم زبان شناسی خط ارمنی در جدول خط ها در شاخه بیزانسی خط یونانی شرقی که از یونانی کهن منشعب شده است جای می گیرد.
- حالا که وارد عرصه زبان شناسی شدید به ما بگویید زبان ارمنی چه ویژگی هایی دارد؟
زبان ارمنی جزو زبانهایی است که زبان گفتاری و نوشتاری آنها در یک هماهنگی قانونمند با هم قرار دارند و علت این امر نیز آن است که زبان نوشتاری ارمنی دارای حروف کافی برای ثبت و ضبط همه واکهای واژگانی زبان شفاهی است. مثلاً ما در فارسی واژگانی را با چند واک ادا می کنیم که در ضبط و ثبت حروف زبان نوشتاری به اندازه صوتهای ادا شده نیست و به جای برخی از حروف از حرکات استفاده می کنیم، مثل ضمه و فتحه و کسره. منباب مثال وقتی واژه «سر» را ادا می کنیم ناچار سه واک مصوت می شود اما در نگارش تنها دو حرف به کار برده می شود و به جای حرف دوم از حرکت استفاده می شود. حال آنکه در زبان ارمنی به هنگام ثبت هر واژه به اندازه هر یک از واکهای ادا شده حرف به کار برده می شود و این کار قرائت را خیلی آسان و بی غلط می کند.
- به نظر شما ادبیات ارمنی توانایی آن را دارد که در عرصه جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد؟
به عقیده من ادبیات ارمنی هم به مثابه عرقریزان روحی فرهیخته ترین فرزندان ملت ارمنی شایستگی آن را دارد که در کنار فرهنگهای همه ملل جهان حرف خود را بزند، منتها دشواری کار در این است که مترجمانی بتوانند این فرهنگ ارزشمند را به گونه ای شایسته به دیگر زبانها ترجمه کنند. البته هستند کسانی که به اتکای آشنایی اندک خود به زبان ملی و زبان ترجمه کارهایی کرده اند اما این کارها به دلیل ضعفهای بسیار با موفقیت همراه نبوده اند و از سوی خوانندگان مورد استقبال واقع نشده اند. من بارها گفته ام آشنایی اندک با یک زبان برای ترجمه به هیچ وجه کافی نیست. برای ترجمه یک اثر ادبی مترجم الزاماً باید با پیشینه تاریخی صاحب آن اثر کاملاً آشنا باشد. در ثانی برای ترجمه یک شعر مترجم خودش هم حتماً باید شاعر باشد تا بتواند ظرایف و دقایق شعری شاعر اصلی را درک و سپس در زبان ترجمه اثر بازآفرینی کند. در هر حال خواننده فرهیخته و صاحب تفکر را نمی توان فریب داد.
- چرا زبان ارمنی را انتخاب کردید؟
در واقع این انتخاب ارادی نبود. من در بندر انزلی به دنیا آمدم و در دوران کودکی ام این شهر یک شهر ساحلی توریستی بود و از سراسر ایران برای استفاده از آن دریا به این شهر می آمدند. شمار زیادی از ارمنی های ایرانی هم جزو کسانی بودند که برای استفاده از آب دریا به این شهر می آمدند و من با آنها در تماس نزدیک بودم. علاوه بر این محله زادگاهی من نیز یک محله کثیرالمله یا انترناسیونالیستی بود. هم ارمنی ها بودند و هم گیلکها و آذریها و فارسها و روسها و آشوریها و افراد وابسته به دیگر ملیتها. مهم تر از همه اینکه همسایه های دیوار به دیوار ما ارمنی بودند و من با ارمنی ها به ویژه بچه های هم سن و سال ارمنی بیشتر از دیگران در تماس بودم و با آنها مراوده داشتم. این شد که به مرور زبان شفاهی ارمنی را آموختم البته در همان حد و حدودی که معمولاً بچه های ارمنی تبار تکلم می کنند که زیاد هم سلیس و ادبی نیست. بعدها که به گونه حرفه ای وارد دنیای ادبیات شدم و سرودن شعر را به زبان فارسی آغاز کردم و آنها را در مطبوعات ادبی ایران به چاپ رساندم به مثابه یک روزنامه نگار وارد عرصه روزنامه نگاری شدم و خودم فکر کردم حالا که با زبان شفاهی ارمنی آشنا هستم بهتر است که زبان نوشتاری ارمنی را نیز فرابگیرم و در صورت امکان در حد توان از طریق ترجمه آثار نویسندگان و شاعران ارمنی و چاپ و انتشار آنها به ادبیات و فرهنگ ارمنی خدمت کنم. لذا در مدت چهار پنج ماه نزد مرحوم «آرشی بابایان» شاعره معروف ارمنی الفبای ارمنی را آموختم و سپس با پیگیری و جدیت از طریق خودآموزی زبان نوشتاری ادبی ارمنی را نیز فراگرفتم و به طور جدی به ترجمه و معرفی ادبیات ارمنی در مطبوعات فارسی زبان ایران پرداختم. بعدها نیز وقتی در این عرصه بیشتر فعال و به بررسی متون کهن ارمنی مشغول شدم نیاز به دانستن زبان کهن ارمنی یعنی «گرابار» (Grabar) را هم احساس کردم و به همین دلیل به اصفهان رفتم و در دانشگاه اصفهان نزد آقای خاژاک درگریگوریان که در آن سالها رییس دانشکده ارمنی شناسی بود و زبان کهن ارمنی را خیلی خوب می دانست مدتی را به آموختن این زبان گذراندم که بعدها در کارهای ادبی و پژوهشی ام بسیار سودمند واقع شد.
نظر شما