عرفان مولانا يك عرفان كاملا شرقي است كه توام با شريعت است.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران، مفتون اميني، شاعر معاصر ضمن بيان اين مطلب در گفتوگو با ستاد خبري كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا، گفت: منظورم از عرفان شرقي، عرفان خاور دور نيست. مولانا به واقع عارفي است متشرع كه موازي با شريعت پيش ميرود. بعضيها مثنوي را همان تفسير قرآن مي دانند و برخي نيز معتقدند تمام رنگها و راهها و سلوك عرفاني را يكي دانستن، از ويژگيهاي شعر و نگاه شاعر قرن هفتم هجري است.
اميني افزود: شش جلد مثنوي معنوي شرح كامل شريعت و طريقت، همراه با يك حالت عرفاني خوشبينانه است. از ديگر سو بايد عرفان مولوي را از عرفان غرب نيز جدا كرد؛ چرا كه اين عرفان بر اثر شاعران بزرگي چون دانته و حتي شكسپير غلبه دارد.
اين شاعر پيشكسوت همچنين خاطرنشان كرد: فسلفه و عرفان يونان در آثار شاعران غرب كاملا ديده ميشود. فلسفهاي كه از يونان به روم رفت و از روم به كشورهاي امريكاي لاتين و سپس دوباره به اروپاي غربي و اين بار به فرانسه بازگشت. عرفان غربي اما، عرفان تلخي است و اين نوع عرفان به گونهاي شبيه آثار حافظ خودمان است. پس عرفان غرب با عرفان مولانا دوگونه و دو ژانر متفاوتند كه با يكديگر تشكيل زاويه ميدهند.
سراينده مجموعه «كولاك» تصريح كرد: حتي خيام هم خيلي به عرفان غربي نزديك است، ولي در هر حال عرفان مثنوي معنوي، نگاهي است كه در آن زشتي ديده نميشود و همه چيز خير مطلق است.
به فرض حافظ با توجه به نوع نگاه و زاويه ديدش ميگويد پشت پرده معلوم نيست چه چيزي نهفه است؛ تاريك خواهد بود يا روشن! و نهايتا حافظ ما بر اين موضوع ترديد دارد. ولي مولانا خوشبينانه معتقد است كه همه چيز روشن خواهد بود. از ديگر سو، مولوي، شريعت و طريقت را دوش به دوش هم پيش برده و شريعت وي هم شريعت محمدي است.
خالق مجموعه شعر درياچه يادآور شد: مولانا نوعي پيوند را نيز ميان مذهبهاي مختلف اسلامي ايجاد ميكند و تلاش اين شاعر هم بيشتر كم رنگ كردن اختلافات ميان معتزله و اشاعره است. مولوي البته خودش در قونيه ميزيسته و زماني كه تشيع قوت و استحكام خود را يافت به همان سمت گرايش يافت، ولي تا پيش از آن، از باب مصلحت، احتياط اختيار ميكرده. مولانا در جايي ميگويد: «چون كه بيرنگي اسير رنگ شد/ موسوي با موسوي در جنگ شد» و اين خود شاهد مثال حرفم است.
مفتون اميني گفت: بسياري از شاعران، غرق در شريعت محمدي ميشوند كه مولوي هم از اين قاعده مستثني نيست و سعدي و حافظ و نظامي هم در اين ميان از همين شريعت سود جستهاند.
اين شاعر معاصر در پاسخ به پرسش خبرنگار ستاد خبري كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا، مبني بر اين كه براي خوانش چندين و چند باره آثار مولانا و همچنين توجه بيش از پيش جهانيان به آثار او، چه كارهايي ميتوان انجام داد، گفت: ابتداي امر بايد بودجهاي براي تدوين همه سويه زندگي و آثار اين شاعر و نيز ترجمه كارش در نظر گرفته شود. امروز فقط به اين خاطر كه مولوي در قونيه درگذشته است، تركيهايها روي دست ما زدهاند و براي اين شاعر كلاسيك فارسي زبان و ايراني، هزينههايي متقبل شدهاند. البته دولت آنها هيچ گاه مستقيما وارد عمل نميشود و اغلب كارهاي تعاوني انجام ميدهند. به فرض وزارتخانه فرهنگ با همياري و همكاري دانشگاهها و ميراث فرهنگي تركيه دعوتهايي را انجام ميدهند و از هر سمت با يكديگر همكاري و همفكري دارند. متاسفانه ما اكنون آن همكاري و هم فكري را نداريم.
اميني همچنين در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اين كه گاه، به مراتب تاكيد ميشود دولتها هيچگاه براي اشاعه فرهنگ كشور خود نبايد مستقيما وارد عرصه بشوند، متذكر شد: يونسكو اعلام داشته كه از 10 شاعر بزرگ جهان، پنج شاعر متعلق به ايران است. پس همين دليلي ميشود تا دولت ايران نيز در اين مورد دخالت كند. شما نگاه كنيد، هر كشوري چيزي براي خود دارد مثلا يونان را با تاريخ و فلسفهاش ميشناسند. ايتالياييها در عرضه موزيك فعاليتهاي بيشتري دارند و معمولا فرانسويها را هم با فلسفه تمدن جديدش ميشناسيم. ايران هم طبيعتا شعر دارد و دخالت دولت هم لازم خواهد بود. ما، نمونه ما به ازاي همين موضوع را هم سراغ داريم. به فرض انگليسها با دخالت مثبت دولتشان، آثار شكسپير را به جهانيان عرضه كردند. ولي متاسفانه در گذر ساليان و به مرور زمان، در هندوستان، زبان فارسي جاي خود را به انگليسي و زبان اردو داد. به واقع ادبيات ايران حصار استقلال كشور است و اگر تشيع نبود، امروز هم نشاني از اسلام در كشور ما باقي نميماند.
شاعر «انارستان» اذعان داشت: قبول كنيم كه اگر تشيعي نبود، ايراني هم در كار نميبود. كشوري مثل آلمان صنعت دارد و آلمانيها هم با صنعتشان خود را به جهانيان ميشناسانند از قرن 18 و 19 تمام اساس نظاميگري در دستان آلمانها بود. پس ادبيات ما هم نيازمند حمايت است.
اميني گفت: ادبيات است كه باعث ميشود كشوري عقب مانده بماند و يا كشوري را به انحطاط و زوال بكشاند. همچنين، ادبيات خوب و شكوفا، در تمامي زمينهها حتي سياسي و اقتصادي هم تاثير دارد. براي تحقق چنين كارهايي نيز ميبايد دارالترجمهاي تشكيل شده و ادارهاي بزرگ براي شناساندن ادبيات در دهكده جهاني ايجاد شود؛ چنين تشكلي بايد، شكلي جداي از وزارتخانهها يابد و سازماني مستقل ميطلبد كه از همكاري تمام همين سازمانها متولد شده بشد. بايد بودجهاي به اين سازمانها تعلق بگيرد و در سوي ديگر معادله نيز افراد دلسوز و علاقهمند به فرهنگ ايران را بر كار مورد نظر بگمارند. اگر روزي فرهنگ جهاني شود، به تبع آن، از لحاظ سياسي و علمي نيز پيشرفتهايي در خور تحسين حاصل ميشود. آثار مولوي را هم بايد به همين شكل احيا كرد و به شهروندان جهان شناساند. در گام دوم هم بايد سعي داشت كه زبان فارسي در كشورهايي مثل تاجيكستان و افغانستان حفظ و گسترش يابد.
كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از ششم تا دهم آبان ماه امسال در تهران، تبريز و خوي برگزار خواهد شد.
نظر شما