شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۴:۰۲

محمدعلي علومي با اشاره به وجوه نامكشوف ادبيات مردم‌پسند، به ابعادي از ادبيات پوپوليستي اشاره کرد و گفت: اين دسته از آثار در جهت برتري نژادي، مخاطبان ِ ساده‌پسند خود را با شيفتگي نسبت به قدرت برتر استعمار كه در اشخاصي مانند جيمز باند تجلي مي‌يافت، راضي نگه مي‌داشتند.\

علومي به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) گفت: بهتر است براي عامه‌پسند عبارت مردم‌پسند را به كار ببريم؛‌ چرا كه اين آثار ظرفيت‌هاي نامكشوفي دارند. ضمن آنكه وجوه روانكاوي، تعليق، فضاسازي و همذات‌پنداري و بسياري ابعاد ديگر در ساختار اين‌گونه آثار گنجانده مي‌شود.

وي افزود: ادبيات ما سير طبيعي نداشته است و در مقاطعي به طور مصنوعي دچار تورم شده و در بخش‌هايي نيز مورد غفلت واقع شده است. 

اين داستان‌نويس با توضيح درباره اينكه در تاريخچه ادبيات برخي رمان‌هاي معروف از نويسندگان معتبر، مردم‌پسند بوده و جايگاه و كاركردهايي جدي يافته‌اند، گفت: در تاريخچه ادبيات جهان، رمان‌هايي مانند «باباگوريو» و «گوژپشت نتردام» يا «مردي كه مي‌خنديد» ويكتور هوگو و خيلي از آثار الكساندر دوما مانند «سه تفنگدار» و يا حتي برخي از آثار داستايفسكي يا چارلز ديكنز شاخصه‌هاي رمان‌هاي مردم‌پسند را به خوبي دارا هستند؛ ‌ضمن آنكه در زمره آثار جهاني نیز قرار دارند.
 
نويسنده «شاهنشا در كوچه دلگشا» درباره ديگر كاركردهاي رمان‌هاي مردم‌پسند توضيح داد: در زماني كه سينما و تلويزيون وجود نداشت يا در مراحل ابتدايي بود، يكي از كاركردهاي اصلی رمان‌ها ايجاد جذابيت براي مخاطب بود. نويسنده عناصر عاطفي را از زندگي مردم كوچه و بازار مي‌گرفت؛ ضمن آنكه جهان‌نگري و روانكاوي نيز در لابه‌لاي آثارشان محفوظ بود. ‌به عبارتي دستگاه هستي‌شناسي داشتند و آثارشان انعكاسي آيينه‌وار از ماجراهاي طبقات متوسط نبود. 

وي به پيشينه ادبيات كهن فارسي در پرداختن به اين‌گونه داستان‌سرايي‌ها اشاره كرد و توضيح داد: در خود ايران نيز برخي داستان‌هاي منظوم مولانا، سعدي و يا سنايي، حكايت‌هايي مورد پسند مردم كوچه و بازار را در خودشان دارند. آنان اين حكايت‌ها را با تاويل و دريافت هستي‌شناسي بيان مي‌كردند. 

اين داستان‌نويس در پاسخ به اين سوال كه "آیا آثار نازل مردم‌پسند را مي‌توان آثاري تجاري ناميد"، به خط‌كشي ميان هنر پوپوليستي يا هنر مردم‌پسند اشاره کرد و گفت: در ادبيات پوپوليستي مانند آثار جيمز باندي،‌ ميان پوپوليسم و تجارت رابطه عرضه و تقاضا وجود دارد و تقاضا براساس منابع دولت‌هاي قدرتمند شكل مي‌گیرد. به اين تعبير كه براي آدم‌هاي ساده و اسير روزمرگي‌ها، قهرماناني استعماري خلق مي‌كردند كه قدرت‌هاي عجيب و غريب داشتند. 

وي افزود: اين دسته از آثار دقيقا در جهت برتري نژادي و قدرت‌هاي مافوق طبيعي، مخاطبان ِ ساده‌پسند خود را با شيفتگي، نسبت به قدرت برتر استعمار كه در اشخاصي مانند جيمز باند تجلي مي‌يافت، راضي نگه مي‌داشتند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها