سه‌شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۰
بررسي آرا و نظريات گادامر  در كتاب ماه فلسفه

چهلمين شماره ماهنامه تخصصي اطلاع‌رساني و نقد و بررسي كتاب با عنوان «كتاب ماه فلسفه» ويژه‌ «گادامر پژوهي» به سردبيري علي‌اوجبي از سوي خانه كتاب منتشر و روانه بازار نشر شد.\

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين مجله، با هدف رونق بازار نقد، بالا بردن سطح كيفي كتاب‌هاي فلسفي، پيشبرد فرهنگ كتابخواني و ايجاد پيوند خلاق ميان ناشران، پديدآورندگان و خوانندگان حوزه فلسفه منتشر مي‌شود و با تحليل وضعيت نشر آثار فلسفي، دست‌اندركاران اين حوزه را ياري مي‌كند.

سخن سردبیر این شماره به موضوع «فلسفه و ساحت زبان» پرداخته است. علی اوجبی می‌نویسد: «زبان، معنا و انديشه، ساحت‌هاي در هم تنيده‌اي هستند كه ورود به جهان بي‌كرانه هريك بدون دو ديگري امكان‌پذير نيست. از اين‌رو گاه زبان به عنوان فصل مميز آدمي طرح مي‌شود و انسان موجودي «سخنگو» تعريف مي‌شود و گاه انديشه‌ورزي ملاك انسان بودن است و او حيواني «انديشمند» به شمار مي‌آيد.
شگفت‌آور اين كه عليرغم نزديكي و قرابت شديد اين سه به وجود آدمي، ماهيت و نحوه ارتباطشان با يكديگر در پس پرده ابهام قرار دارد. تا مدت‌ها اين زبان‌شناسان بودند كه تلاش مي‌كردند راز چگونگي ارتباط تنگاتنگ واژه‌ها و معاني را دريابند. جان‌ هاسپرس، مانفرد بي يرويش، فرانگ. ر. پالمر، ريچارد، فردينان دو سوسور، آگدن و ده‌ها پژوهشگر ديگر از جمله زبان‌شناساني بودند كه به نظريه‌پردازي در اين موضوع پرداختند، اما ره به جايي نبردند. در ميان انديمشندان مسلمان نيز اين بحث مطرح بود. به ويژه اصوليون در مطلع مبحث الفاظ، بسيار بدان پرداختند. شايد منسجم‌ترين نظريه اصولي، مربوط به متفكر نابغه دوران، شهيد صدر باشد. او با ارائه تئوري "قرن اكيد" كه بي‌شباهت به نظريه "شرطي شدن" پاولف، روان‌شناس روسي نيست، گام جدي و بلندي برداشت.
فيلسوفان مسلمان نيز با نگاه وجودشناسانه در قالب وجودهاي چهارگانه وجود لفظي، وجود كتبي، وجود ذهني و وجود عيني رابطه آنها را در يك نظام طولي دلالي و محاكاتي تفسير كردند. "فرگه" يكي از فيلسوفان تحليلي بزرگ معاصر نيز با ارائه نظريه مشابه، قائل به تمايز سه وجهي بود. او بر اين باور بود كه هر واژه‌اي مي‌تواند داراي سه لايه باشد: بيان زباني، معنا، و مرجع / مصداق بيروني. بدين ترتيب ارتباط زبان با معاني و مصاديق را به بياني نزديك به آن چه فلاسفه مسلمان در پي آن بودند تبيين كرد... .
سرانجام اين گئورگ گادامر بود كه نظريه منسجم و منحصر به فردي را ارائه كرد كه امروزه با عنوان هرمنوتيك يا تاويل متن همراه است، به گونه‌اي كه هرگاه اصطلاح هرمنوتيك به گوش مي‌رسد، ناخودآگاه نام گادامر در ذهن تداعي مي‌شود.
او هم از انديشمندان يونان باستان چون افلاطون و ارسطو متاثر بود و هم از فلاسفه معاصر غربي چون هگل و نيز از استادش ‌هايدگر؛ و در عين حال تئوري وي از تمامي رويكردهاي زباني و هرمنوتيكي در طول تاريخ متفاوت و ممتاز است.
هرمنوتيك گادامر متاثر از آموزه‌ها و نگره‌هاي هگلي است. زيرا هگل نيز در تاملات خويش در پديدارشناسي روح بر اين نكته اذعان داشت كه فهم ماهيتي زبان‌شناختي دارد. گادامر بارها در نوشته‌هايش خود را وامدار هگل مي‌داند.
گادامر زبان لاتين و باستان را به خوبي مي‌دانست. از اين‌رو براحتي مي‌توانست از متون دست اول براي درك آموزه‌هاي فيلسوفان يونان باستان بهره برد. او همان گونه كه استادش ‌هايدگر سرچشمه اصيل تفكر را فلسفه يونان مي‌دانست، بر آن بود كه براي كشف آغاز فلسفه بايد به سراغ آثار افلاطون و ارسطو رفت، اما روش نوكانتي براي مطالعه آثار آنها مناسب نيست.
گرچه‌ هاديگر در آغاز معتقد بود كه گادامر استعداد پژوهش‌هاي عميق و جدي فلسفي ندارد، اما پس از مدتي همكاري اعتراف كرد كه احاطه گادامر بر متون و آموزه‌هاي فلسفي يونان باستان بيش از خود وي بوده و ستودني است.
بدين ترتيب گادامر با استفاده از تمامي انديشه‌هاي هرمنوتيكال پيش از خود و با تكيه حداكثري بر انديشه‌هاي فلسفي ‌هايدگر، هرمنوتيكي را طراحي كرد كه تنها تلاشي علمي براي كشف معناي متون نبود، بلكه اساس فلسفه و نوعي هرمنوتيك فلسفي به شمار مي‌آمد. براساس نگره گادامر، بهترين شكل تفسير، محاوره و ديالوگ پيوسته و جاري ميان مفسر و متن است. متن پرسشي را فراروي مفسر قرار مي‌دهد و او مي‌كوشد به ژرفاي آن دست يابد. براساس اين ديالوگ، پيوسته مفسر و متن، به نقطه‌اي به نام ادغام افق‌ها مي‌رسند و مفسر به فهم متن دست مي‌يازد. از اين‌رو امكان دارد در زماني ديگر و از سوي مفسري ديگر، افقي جديد گشوده شود و معنايي جديد رخ نمايد.
گادامر در شاهكارش "حقيقت و روش" به پيروي از‌هايدگر، زبان را سراچه وجود مي‌داند و سپس مي‌افزايد كه هرگاه هستي موضوع فهم قرار گيرد، زبان ناميده مي‌شود. او معتقد بود فهم در هيچ‌يك از ساحت‌ها و فهم عيني منجر نمي‌شود و ما هيچ روشي براي رسيدن به حقيقت مطلق نداريم. زيرا محدوديت‌هاي تاريخي و محدوديت‌هاي ذهني (=پيش فرض‌ها) ما را احاطه كرده‌اند.
نكته پاياني اين كه همان گونه كه خود گادامر تصريح دارد ـ‌برخلاف پندار برخي‌ـ هرمنوتيك گادامري با نظريه بازي زباني ويتگنشتاين بسيار متفاوت است. زيرا از منظر گادامر وراي دنياي زبان، دنياي عيني نيز وجود دارد. دنياي عيني در عوض زبان قرار داد و بايد به عنوان واقعيتي موجود همانند دنياي زبان پذيرفته شود. او مي‌گويد: "ما در دنياي زبان، گير افتاده‌ايم، اما اسيران اين دنيا نيستيم. آزاديم تا اختراع كنيم و بيافرينيم. خالق زيبايي‌ها باشيم. دست به پيشرفت بزنيم. زيرا دنياي زبان بسيار انعطاف‌پذير است".
مجله كتاب ماه فلسفه اميدوار است در برگ‌هايي كه در برابر ديدگان مشتاق دانشجويان و پژوهشگران فلسفه گشوده بتواند همراه با آنها حجاب واژه‌ها را كنار زند و در جهان وصف‌ناپذير و شورانگيز انديشه‌هاي‌ هانس گئورگ گادامر گام نهد».

زندگينامه
گادامر در ماربورك به دنيا آمد و در براسلاو بزرگ شد. چهار سال بيشتر نداشت كه مادرش چشم از جهان فروبست. پدرش يكي از محققان برجسته دانشگاهي در زمينه شيمي دارويي بود. در سال 1919، از پدرش دعوت شد تا براي احراز يك كرسي تحقيقي در دانشگاه ماربورك به آن شهر برود. گادامر كه يك سال در دانشگاه براسلاو درس خوانده بود و به ادبيات، تاريخ هنر، و فقه‌اللغه باستان علاقه داشت، در دانشگاه ماربورك مشغول به تحصيل و خيلي زود مجذوب پل ناتروپ، فيلسوف بزرگ نوكانتي و افلاطوني شد.

گادامر در سال 1922 رساله دكترايش را با موضوع لذت در محاورات افلاطوني با راهنمايي ناتروپ به پايان رساند. در تابستان 1923، براي شركت در كلاس‌هاي‌ هايدگر كه تعبير و تفسير جسورانه و تازه‌اي از آراي ارسطو و فلاسفه ديگر ارائه مي‌داد به دانشگاه فرايبورك رفت.‌ هايدگر در پاييز همان سال به دانشگاه ماربورك آمد و گادامر دستيارش شد. اين همكاري تا سال 1928 ادامه يافت. گادامر در طول اين مدت از محضر نيكلاي ‌هارتمان نيز استفاده مي‌كرد، و نزد پل فريدلاندر و ديگران فقه‌اللغه باستان مي‌خواند، و در سال 1927 مدرك خود را در رشته فقه‌اللغه باستان دريافت كرد. در سال 1928 رساله استادي‌اش را با عنوان «اخلاق ديالكتيكي افلاطون» براساس فيلبوس زيرنظر‌ هايدگر به پايان رساند.

گادامر10 سال ديگر نيز در ماربورك ماند تا براي احراز كرسي استادي تمام وقت از او دعوت شود. پس از سال 1933، از آنجايي كه با نازي‌ها رابطه خوبي نداشت؛ بخت و اقبال خود را براي احراز كرسي استادي عملا از دست داد. با وجود اين، فعاليتش را در حيات آكادميك دانشگاه ماربورك، كه در آن زمان برخي از بزرگترين روشنفكران آلمان نظير رودلف بولتمان در الهيات، ‌هارتمان، اشتفان گئورگه شاعر پرجذبه، فريدلاندر، نماينده سنت اولريش فن ويلاموويتس ـ مولندورف، در آنجا تدريس مي‌كردند، حفظ كرد.

در سال 1938، بالاخره از گادامر دعوت شد تا براي احراز كرسي فلسفه به دانشگاه لايپزيك برود. او كه تصور مي‌شد يك اومانيست كلاسيك است و براي حكومت نازي‌ها تهديدي به حساب نمي‌آيد توانست سال‌هاي جنگ را بدون مزاحمت به فعاليت‌هاي دانشگاهي‌اش ادامه بدهد. پس از جنگ، به دليل پاكدامني سياسي‌اش، به مقام رياست دانشگاه انتخاب شد. در سال 1947 با قبول دعوتي كه براي احراز كرسي استادي در دانشگاه فرانكفورت از او شد توانست از فضاي ملال‌آوري كه رژيم كمونيستي جديد ايجاد كرده بود بگريزد. دو سال بيشتر در فرانكفورت نمانده بود كه در سال 1949 از او دعوت شد تا كرسي خالي كارل ياسپرس را در دانشگاه‌ هايدلبرگ پر كند.

گادامر تا زمان بازنشستگي‌اش در سال 1968 در كرسي استادي فلسفه ‌هايدلبرگ باقي ماند. او استاد با نبوغي بود، در دهه 1950 ميلادي در كلاس‌هاي درسش به بحث درباره موضوعاتي پرداخت كه بعدها بخشي از كتاب «حقيقت و روش» را تشكيل داد. در عين حال، او هگل‌پژوهي را در آلمان احيا كرد، و گروه فلسفه دانشگاه‌ هايدلبرگ را كه در زمان جنگ لطمه فراواني ديده بود به يكي از قوي‌ترين گروه‌هاي فلسفه در كشور مبدل ساخت. در سال 1952، با همراهي هلموت كوهن، نشريه فيلوزوفيش روندشاو را به راه انداخت كه به نقد كتاب‌هاي تازه منتشر شده و بحث درباره مسايل اصلي فلسفه اختصاص داشت.

گادامر پس از بازنشستگي‌اش نيز به تدريس و برگزاري سمينار در دانشگاه‌ هايدلبرگ ادامه داد، ولي حالا دعوت به سخنراني در ساير كشورها را نيز مي‌پذيرفت و براي مدتي به عنوان استاد مدعو در دانشگاه‌هاي متعدد، به ويژه دانشگاه‌هاي آمريكا و كانادا مشغول به تدريس شد. همين باعث شد كه علاقه زيادي به هرمنوتيك در ايالات متحده ايجاد شود، و رساله‌هاي دكترا و كتاب‌هاي زيادي در آمريكا درباره اين موضوع نوشته، و آثار گادامر به زبان انگليسي ترجمه شد، كه كتاب‌هاي حقيقت و روش (1975)، هرمنوتيك فلسفي (1976)، و ديالكتيك هگل (1976) از جمله اولين آثاري بودند كه از گادامر به زبان انگليسي ترجمه شدند.

آنچه در این شماره ماهنامه می‌خوانیم:
زندگي‌نامه اجمالي گادامر (عمران عسگري)، تاملات خودنوشت (مصطفي اميري)، هرمنوتيك ديالكتيك گادامر (هما محمدي)، درنگي در: واقعيت، دين و دلبستگي نزد گادامر (جهان پورآقايي)، سده گادامر: مقالاتي در باب بزرگداشت ‌هانس گئورگ گادامر (مونا خسروئي)، عقل در عصر علم و ديدگاه‌هاي انتقادي (رضا محمدي‌نسب)، ديالكتيك هگل به قلم‌ هانس گئورگ گادامر (محمود زراعت پيشه)، تاملي در گادامر و نخستين فيلسوفان يونان (زهرا قزلباش)، مروري بر كتاب ادبيات و فلسفه در گفتگو (مرتضي كربلايي‌لو)، بدايةالحكمة از ديدگاه گادامر (گزارمان كتاب آغاز فلسفه) (مهدي فردوسي مشهدي)، نگاهي انتقادي به كتاب مثال خير گادامر (محسن نريماني)، در بند تاريخ (بهناز دهكردي)، نقدي بر هرمنوتيك فلسفي و نظريه ادبي (عاطفه سادات قريشي)، بازگشت متن به ريشه‌هاي متافيزيكي (حسنا سادات بني‌طباء)، روح فلسفه گادامر در آموزه قرن (وهاب مشهديان عطاش)، اسطوره و خرد (فريده فرنودفر)، فلسفه يونان از نگاه گادامر (محمد ضميران)، فهم از منظر هرمنوتيك فلسفي گادامر (اصغر واعظي)، همايش گادامر در دانشگاه سياتل (مالك شجاعي جشوقاني)، همايش روز جهاني فلسفه (زينب كريمي قدوسي)، ماجراي من و اشتراوس (ترجمه امير يوسفي)، هرمنوتيك، منظومه فكري همه شمول (گفت‌وگو با دكتر محمدرضا بهشتي) (مالك شجاعي جشوقاني)، نمايه برخي از مهم‌ترين مقالات حوزه گادامر‌پژوهي (معصومه سادات پوربخش)، نقدهاي فلسفي در ايستگاه هفتم (مژگان حقاني) و فلسفه در سالي كه گذشت (سيدمسعود اسماعيلي).

چهلمين شماره ماهنامه «كتاب ماه فلسفه» در 136 صفحه و بهاي 12000 ريال راهي بازار نشر شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها