چاپ نخست کتاب «حضرت بقيةالله(صلواتالله و سلامه عليه)» نوشته آيتالله محمد شجاعي از سوي انتشارات سروش منتشر و روانه بازار نشر شد. اين اثر زندگاني، اخبار غيبت، شخصيت و جايگاه حضرت مهدي(عج) را از ميان روايات بررسي کرده و سپس به ظهور آن بزرگوار(عج) و رجعت از نگاه قرآن پرداخته است.\
در روايات متعدد تاکيد شده است که با لقب «بقيةالله» به امام دوازدهم(عج) سلام دهيد. از جمله در اين حديث، مردي از امام جعفر صادق(ع) درباره قائم پرسيد: که آيا ميتوان او را به هنگام سلام دادن «يا اميرالمومنين» خطاب کرد؟ امام صادق(ع) فرمود: نه، اين اسمي است که خداوند به «اميرالمومنين علي(ع)» داده است. پرسيد: فدايت شوم، به هنگام سلام دادن به او، چه بگويم؟ امام صادق(ع) فرمود: همه بايد بگويند: «السلام عليک يا بقيةالله»! سپس امام اين آيه را تلاوت كرد: «بقيةالله خير لکم ان کنتم مومنين (هود، آيه 86).
معني بقيةالله
ميتوان «بقية» را به معني «آن چيزي که نگه داشته شده است» و «بقيةالله» را به معني «چيزي که خدا نگه داشته است» تلقي کرد؛ آنگاه با توجه به نکات ذکر شده ميشود گفت كه «حضرات معصومين(عليهمالسلام) که از ولايت مطلقه برخوردار بوده و مخلوق اول و فاني در وجه حق و مستغرق عبوديت و عشق به خداوند متعال هستند، در ابدان مادي تجلي و ظهور يافته و به مشيت و اذن و خواست حق در ترکيب ارضي براي مدت زماني نگه داشته شدهاند. و براساس همه آنها بقيةالله هستند، ولي اين مساله در خصوص امام زمان(عج) شديدتر و طولانيتر است، زيرا عمر شريف آن حضرت بيشتر و از اينرو، محبوس بودن روح متعالياش در بدن مادي دراز مدتتر از سيزده معصوم ديگر ميباشد.»
بنابراين يکي از اسرار اطلاق «بقيةالله» بر حضرت صاحب آن است که خداوند متعال تجلي روح اعظم آن امام معصوم را در اين بدن مادي و ترکيب ارضي از مدتها پيش نگه داشته، نگه ميدارد و خود ميداند تا چه زماني نگه خواهد داشت.
برخي علائم ظهور
اشارات آيات قرآن و نيز تصريحات احاديث در خصوص نشانههاي ظهور فراوان بوده و تبيين و تحليل آنها خود رسالهاي مستقل ميخواهد، اما در حد نوشتار حاضر به بعضي از علائم اشاره ميشود.
نشانههاي حتمي و غير حتمي
علائم ظهور امام زمان(عج) در يک تقسيمبندي کلي به نشانههاي حتمي و غير حتمي ـيا محتوم و غير محتومـ تقسيم ميشود. مقصود از علائم حتمي، نشانههايي است که به يقين تحقق پيدا ميکنند و مراد از علائم غير حتمي، نشانههايياند که ممکن است تحقق پيدا کنند يا تحقق نيابند. پارهاي از روايات به صراحت به اين دو نوع نشانه اشاره کردهاند.
عبداللهبن سنان از امام صادق(ع) نقل کرده که حضرت فرمود: «نداي آسماني از (نشانههاي) حتمي است، خروج سفياني از (علائم) حتمي است، کشته شدن نفس پاک از (آيات) حتمي است، دستي که (ظهور قدرت خداست و) از آسمان طلوع ميکند از (نشانههاي) حتمي است، (سپس) امام در (ادامه) فرمود: و از نشانههاي حتمي است امر فزعآور تکان دهنده در ماه رمضان که خوابيده را بيدار ميکند و بيدارها را به تکان (توام با ترس و وحشت و تحير) مياندازد و دختر با عفت را از خانه خود بيرون ميآورد.»
در اين روايات علاوه بر آنکه حتمي بودن بعضي علائم به صراحت بيان شده، برخي از آنها نيز شمارش شدهاند:
1ـ فريادي آسماني که نام امام زمان(عج) را ندا ميکند.
2ـ ظهور شخصي که چون ابوسفيان و فرزندان او عمل ميکند، يعني انسانها را به ضلالت و گمراهي فراخوانده و با حق و حقيقت به جنگ برميخيزد و قيام و دعوتش در منطقه خاورميانه است، البته احتمال اين معنا نيز هست که او از نسل ابوسفيان هم باشد.
3ـ کشته شدن نفس زکيه، يعني به شهادت رسيدن شخصيت پاک و مهذب و مورد نظر حضرت حق (که براساس پارهاي از روايات 15 روز يا زماني کم پس از کشته شدن او، حضرت قيام ميکند).
4ـ ظاهر شدن دستي از آسمان که به نظر ميرسد مقصود ظهور الهي باشد يا جريانات و حوادثي در کرات ديگر رخ دهد، يا واقعا دستي به صورت يک امر خارقالعاده و غير عادي در آسمان نمايان شود يا حکايتهاي مرموز.
5ـ امري تکان دهنده که بر اثر آن، تحير، دهشت و وحشت همه را فراگيرد.
زندگاني حضرت مهدي(عج)
نحوه زندگي حضرت ولي عصر(عج) از چگونگي تولد گرفته تا غيبت، از غيبت گرفته تا ظهور و پس از آن متفاوت و به يک نظر غير عادي است؛ از اينرو تعمق و تدبير در جوانب و محورهاي اين موضوع، امري ضروري و بايسته است. يکي از ابعاد قابل تامل در اين باب آن است که قيام امام زمان(عج) يکي از روزها يا يکي از مواقع ظهور حق ميباشد و به اين لحاظ صورت پايينتري از «قيامت» تلقي ميشود.
حق و باطل در اين دنيا همواره با يکديگر بودهاند ولي غلبه، ظهور و بروز حق، آن چنان که بايد باشد، تاکنون در اين عالم رخ نداده است. از طرفي باطل هم آن چنان که بايد، در اين نظام خاکي عيان نشده است. براساس آيات و روايات، در همين نظام دنيوي روزي خواهد آمد که حق غالب شده و رسوائي باطل آشکار شود. آن روز، مقطع و موقع قيام حضرت بقيةالله(عج) است که حق ظهور كرده و روشن و حاکم خواهد شد و بطلان باطل نيز واضح ميشود. هرچند قيام حضرت، قيامت صغري تلقي ميشود و از اينرو مانند قيامت ـاز جهت ظهور و حاکميت حقـ نخواهد بود، ولي اصل مساله آن است که با قيام امام(عج)، حق در حد نظام دنيوي آشکار و حاکم ميشود.
به جهت همين نکته ظريف است که قيام قائم در کنار رجعت و قيام قيامت يکي از ايامالله شمرده شده است؛ زيرا در اين سه هنگام، حق و باطل روشن و تفکيک خواهد شد.
از «مثني حناط» نقل شده که گفت: شنيدم امام باقر(ع) ميفرمود: روزهاي خداوند عزوجل سه روز است، روزي که قائم قيام کند، روز رجعت و روز قيامت».
عصر ظهور
يکي از پرمخاطرهترين مراحل براي علاقهمندان و شيعيان آيت عظمي، زمان و عصر ظهور حضرت است، زيرا عدم آشنايي به روش خاص و جديد حضرت ولي عصر(عج) در ارايه اسلام از سويي و نيز نوع برخورد با باطل و شدت و سختگيري امام از سوي ديگر؛ آزمايش بزرگي است که اگر کسي در آن دچار تزلزل شود؛ ممکن است اصل مساله را نفي و انکار كند. به نظر ميرسد اين که ائمه(عليهمالسلام) در احاديث از برگشت برخي از مؤمنان و اقبال و رويآوري غير مومنان به ايشان در عصر ظهور خبر دادهاند ـدر بعضي موارد آنـ ريشه در همين تحير و تزلزل و ترديد ـکه منشا آن عدم اطلاع و آگاهي از روش حضرت مهدي(عج) در زمان ظهور استـ دارد، از جمله احاديث كه قابل تدبر است اين روايت است: «ابراهيمبن عبدالحميد گويد کسي که از امام صادق(ع) شنيده بود به من خبر داد که حضرت فرمود: هنگامي که قائم(عج) خروج ميکند، خارج ميشود از اين امر کسي است که خويش را از اهل آن ميديد (و فکر ميکرد از ياران و از معتقدان راسخ به امام زمان"عج" است) و داخل ميشود در اين امر (يعني در تبيعت از امام زمان و ولايت او) کسي که مانند آفتابپرست و ماهپرست است.»
به بيان ديگر، در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) عدهاي با او موافق و گروهي با او مخالفاند. در ميان مخالفان، برخي پيش از ظهور با او دشمن بوده و بعضي پس از خروج و قيام او، در برابرش ميايستند؛ اين دسته در زمان غيبت حضرت جزء موافقان و دوستداران و شيعيان او به شمار ميآيند، ولي پس از آن که ولي عصر(عج) نقاب غيبت کبري از رخ کشيد، به علل و عواملي او را نپذيرفته و در مقابل او صف آرايي ميکنند.
رجعت
در اين اثر به موضوع رجعت هم پرداخته شده است. «رجعت (بازگشت نيكان امت به دنيا)» يکي از معتقدات و مشخصههاي شيعه به شمار ميرود. به بيان ديگر، در ميان فرقههاي مختلف اسلام، تنها شيعيان هستند که به رجعت اعتقاد دارند. از آنجا که زمان رجعت پس از ظهور حضرت مهدي(عج) ميباشد؛ اين مساله به عنوان يکي از فروعات «مهدويت» تلقي شده و در کنار مباحث مرتبط با «بقيةالله»(عج) مطرح ميشود.
کتاب حاضر در شش فصل سامان يافته است. شناخت حضرت مهدي(ع)، غيبت کبري، امام مهدي از منظر اهل سنت، عصر ظهور، رجعت و عرض اخلاص، اطاعت و عشق، عناوين فصول ششگانه اين اثرند.
چاپ نخست کتاب «حضرت بقيةالله(صلواتالله و سلامه عليه)» در شمارگان 2000 نسخه، 216 صفحه و بهاي 35000 ريال راهي بازار نشر شد.
نظر شما