پنجشنبه ۲ دی ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۹
تفكيك معنويت و مذهب در «روان‌درماني و معنويت»

مترجم كتاب «روان‌درماني و معنويت» گفت: «ويليام وست»،‌ نويسنده كتاب، مقوله معنويت و مذهب را به عنوان دو مبحث متفاوت از يكديگر جدا كرده است، اما توضيحي درباره ميزان تمايز آنها نداده است._

نشست نقد و بررسي كتاب «روان‌درماني و معنويت» عصر ديروز، يكم آبان ماه با حضور دكتر شهريار شهيدي،‌ مترجم كتاب، اشرف اكبري و منصوره ابوالحسني، كارشناسان حوزه روان‌شناسي در سراي اهل قلم برگزار شد.

در ابتداي نشست دكتر شهريار شهيدي، ‌مترجم كتاب «روان‌درماني و معنويت» با تاكيد بر دشوار بودن ترجمه كتاب،‌ گفت: متن كتاب دشوار و حاوي لغات تخصصي زبان انگليسي است. اين نوشتار از ديدگاه «ويليام وست»، يك روان‌درمانگر مسيحي نگاشته شده است، وي در رشته الهيات دانشگاه منچستر انگلستان تحصيل و مدت زيادي نيز در كليسا به عنوان كشيش مسيحي فعاليت كرده است.

وي با تاكيد بر تجربه سي ‌ساله «وست» در حوزه روان‌درمانگري در بريتانيا يادآور شد: به دليل جدايي روان‌درمانگران و متخصصان روانشناسي از معنويت و گرايش عامه مردم به سمت مذهب، هدف اصلي نويسنده از نگارش اين كتاب نزديكي و آشتي دادن روان‌درمانگران با معنويت معرفي شده است.

دكتر شهيدي با بيان اينكه سراسر مطالب نويسنده در تلاش براي يافتن نقش معنويت در فرآيند روان‌درماني است، اظهار داشت: پروفسور وست معتقد است كه مقوله معنويت و مذهب به عنوان دو مقوله متفاوت از يكديگر تفكيك شده‌اند، اما ميزان اين تمايز در كتاب مشخص نشده است.

اين مترجم حوزه روان‌شناسي با تاكيد بر قرابت ديدگاهش با نويسنده كتاب گفت: مبحث معنويت و مذهب با وجود هم‌پوشي‌هاي گسترده از يكديگر قابل تفكيك هستند. در ايران بسياري از افراد علاقه‌مند به معنويت، روحاني‌اند يا داراي تحصيلات مذهبي هستند.

شهيدي، جستجوي انسان را براي يافتن معنا در زندگي دانست و اظهار داشت: اين مفهوم از معنويت از ديدگاه دانشمندان به خداپرستي تعبير مي‌شود. معنويت به معناي، به سمت خدا رفتن، خداجويي و در جستجوي معناي خدايي است، اما مذهب ابزار خداپرستي است.

در ادامه نشست، اشرف اكبري اين كتاب را داراي 9 فصل معرفي كرد و گفت: مباحث اين كتاب به ترتيب به كليات، برخي درمان‌ها و معنويت، برخي مسايل در درمان امروزي، معنويت در بريتانياي امروز، فضاي معنوي اروپايي با نخستين و دومين چالش و پاسخ به منتقدان و آينده درمان به عنوان فعاليت معنوي نام دارد.

وي با اشاره به اينكه در پيشگفتار مترجمان بيان شده است كه روان‌درماني در كتاب كمرنگ مطرح است و مترجمان اميدوارند كه اين ترجمه نقطه عطفي در پژوهش‌هاي بعدي حوزه روان‌درماني باشد، افزود: نويسنده كتاب توضيح داده كه روند رشدش با رويكرد مذهبي آغاز شده و در اين كتاب نيز معنويت در مقياس‌هاي مختلف را مورد توجه قرار داده است.

اكبري با تاكيد بر اينكه پژوهش‌هاي كتاب عامل تفكيك مذهب و معنويت است، يادآور شد: در فصل نخست، نويسنده كتاب كليات و مباحثي درباره معنويت گفته‌ و البته خود تعريف ويژه‌اي از معنويت ارايه نكرده است. تجربه‌هاي مذهبي، عرفاني و معنوي نيز بدون تفكيك تشريح شده است.

اين سخنران نشست، يكي از ويژگي‌هاي مثبت مطالعه كتاب را آشنايي با فضاي كلي بريتانيا، تعاريف مذهبي و معنوي به ويژه در دهه‌هاي اخير دانست و گفت: در كشورهاي غربي اين مطلب كه چقدر درآمد شخصي داري و يا ميزان معنويتت چقدر است، افراد را دچار سوگيري مي‌كند.

وي يكي از نكات منفي اين اثر را نامشخص بودن تعاريف برخي از مفاهيم دانست و اظهار داشت: در صورتي كه خواننده‌اي از فرهنگ بيگانه به مطالعه كتاب بپردازد، نمي‌تواند با بسياري از مفاهيم نا آشنا ارتباط برقرار كند و تعاريفي چون معنويت و عرفان به صورت كوتاه و بدون توضيح رها شده است.

اكبري در ادامه گفت: به عنوان يك روان‌درمانگر معنوي وقتي فردي كتاب را مشاهده مي‌كند، فكر مي‌كند همان كتاب مورد نيازش است، اما مطالب كتاب اين تفكر را اثبات نمي‌كند، البته در زمينه چگونگي مذهب در بريتانيا گزارش‌هاي جذابي ارايه شده و انواع رويكردهاي تحليلي، انسان‌گرا و رفتاري ـ شناختي در كتاب تشريح شده است.

وي با اشاره به درمان چند فرهنگي مورد تاكيد نويسنده كتاب گفت: بريتانيا كشوري مهاجرپذير با فرهنگ‌هاي متفاوت است و نويسنده در ارتباط با اين افراد بدون در نظر گرفتن تفاوت‌هايشان به ارزيابي آنها پرداخته و توضيحي درباره عقايد مراجعان ارايه نداده است. 

سپس منصوره ابوالحسني توضيح داد: نيمه دوم كتاب به مداخلات نويسنده در مواجه با رويكرد درماني پرداخته و حتي انتقاداتي نيز به رويكردهاي مختلف روان‌درماني داشته است. اين نوشتار، رويكرد روان‌درماني را وابسته به فرهنگ و معنويت را جدا از مذهب مي‌داند.

وي معنويت را به عنوان نوعي درمان مقارن با رويكرد معنادرماني دانست و اظهار داشت: هر انساني براي ادامه زندگي خود نيازمند معنا است. پايه و اساس مشكلات زندگي انسان‌ها نيز ناشي از بي‌معنايي است. بسياري از تجربه‌هاي معنوي مشابه تجربياتي چون مصرف مواد مخدر، بيماري رواني يا سايكوز هستند.

ابوالحسني يكي از مفاهيم مشترك فرهنگ بريتانيا با ديگر كشورها را تشويق به دعا كردن، بخشايش و آموزش شيوه‌هاي بخشايشي دانست و توضيح داد: درمانگري كه مي‌خواهد از روش‌هاي مطرخ شده در اين كتاب استفاده كند، بايد مجموعه‌اي تجربيات معنوي داشته باشد.

نشست نقد و بررسي كتاب «روان‌درماني و معنويت» عصر چهارشنبه، يكم آبان ماه در سراي اهل قلم برگزار شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها