کتاب «امامت و امامان(ع)» نوشته آيتالله ابراهيم اميني از سوی موسسه بوستان كتاب به چاپ سوم رسيد.\
مساله امامت يكي از مهمترين و حياتيترين مسائل اسلامي است و در اين زمان و همه زمانها حضور مستمر داشته و خواهد داشت و در مراتب مختلف زندگي كاملا تاثير دارد و مسووليتآفرين است. از همين رهگذر در احاديث فراواني، شناخت امام در هر زمان به عنوان يك وظيفه مهم اسلامي و از نشانههاي ايمان بهشمار رفته و ترك آن در حد ضلال و گمراهي معرفي شده است.
رسول خدا(ص) فرمود: «هر كس بدون امام بميرد به مرگ جاهليت مرده است.» و نيز فرمود: «هر كس بميرد در حالي كه امام خود را نشناخته باشد به مرگ جاهليت مرده است». ابن ابييعفور گفت: «از امام صادق(ع) درباره حديث پيامبر(ص) كه فرموده: "من مات و ليس له امام فميتة ميتة جاهليه" سوالي كردم، كه آيا مراد مرگ در حال كفر است؟ فرمود: منظور مرگ در حال ضلالت و گمراهي است. عرض كردم: پس هركس در اين زمان بميرد در حالي كه امام نداشته باشد به مرگ جاهليت مرده است؟ فرمود: آري.»
فضيلبن يسار از امام صادق(ع) روايت كرده كه رسول خدا(ص) فرمود: «هركس بميرد در حالي كه امامي نداشته است مرگ او مرگ جاهليت خواهد بود. فضيل به امام عرض كرد: آيا رسول خدا اين مطلب را فرموده است؟ امام فرمود: آري، به خدا سوگند. راوي عرض كرد: پس اگر كسي بميرد در حالي كه امامي ندارد به مرگ جاهليت خواهد مرد؟ فرمود: آري چنين است».
از اين احاديث استفاده ميشود كه شناخت امام بر هر مسلماني از اوجب واجبات است. اكنون دو سوال مهم مطرح ميشود؛ يكي اين كه مقصود از شناخت امام چيست؟ آيا شناخت شناسنامهاي است؟ يا چيز ديگري مراد است؟ سوال دوم اين كه: شناخت امام، آن هم با آن همه تاكيداتي كه در احاديث آمده، چه سودي دارد؟ مخصوصا با توجه به اين كه دوران امامت به حسب ظاهر سپري شده است، و در زمان حاضر شخص يا اشخاصي وجود ندارند كه احتمال امامت دربارهشان برود تا مامور به تحقيق و شناسايي امام واقعي باشيم؟ با توجه به وضع موجود آيا بهتر نيست مساله امامت و بحث و جدال درباره آن را رها سازيم و به مسائل مهمتر اسلامي بپردازيم؟
در پاسخ به سوال اول ميتوان گفت؛ چنانكه در مباحث همين كتاب به اثبات ميرسد، امامت و پيشوايي در اسلام از جايگاه بسيار رفيع و بلندي برخوردار است و انسانهاي عادي صلاحيت تصدي چنين مقام بلندي را ندارند، بلكه تنها كساني صلاحيت رسيدن به چنين مقام والايي را دارند كه از ويژگيهايي برخوردار باشند كه مهمترين آنها عبارت است از:
1. علم به همه علوم و معارف و احكام و قوانين شريعت كه از جانب خدا بر پيامبر(ص) وحي شده است. يعني امام خزينهدار علوم نبوت است و بايد چنين باشد.
2. امام بايد در اخذ علوم و معارف دين و ضبط و نگهداري و نشر آنها، از خطا و اشتباه و نسيان مصون و معصوم باشد.
3. از ارتكاب گناه و تخلف از دستورهاي شريعت نيز بايد معصوم و پاك باشد. خود به احكام دين عمل كند تا مردم از گفتار و رفتار و اخلاقش درس دينداري بياموزند.
بنابراين، شناختي كه در احاديث بر آن تاكيد شده تنها شناخت شناسنامهاي نيست، بلكه شناخت و احراز شخصيت ممتاز علمي، عملي، اخلاقي، فضائل و كمالات ذاتي، منظور است.
با توجه به آن چه در پاسخ به سوال اول گفته شد، پاسخ به سوال دوم نيز روشن ميشود، چون اگر امام را خزينهدار همه علوم و معارف و احكام و قوانين شريعت دانستيم، هر مسلماني وظيفه دارد در فراگرفتن علوم و وظايف ديني خود، به امام مراجعه كند و از آن منبع اصيل و معتبر استفاده كند. بنابراين، تحقيق و كنجكاوي در شناخت امام واقعي، به منظور اخذ علوم دين از او، يكي از ضروريترين مسائل هر انسان مسلماني است كه به سعادت دنيوي و اخروي خويش ميانديشد، معلوم است كه چنين وظيفه مهمي اختصاص به زمان خاصي ندارد بلكه در همه زمانها مورد نياز است. مگر مردم اين زمان وظيفه ندارند احكام اصيل و واقعي اسلام را بياموزند و بدانها عمل كنند؟ مگر پيامبر اسلام قرآن و عترت را به عنوان دو منبع و مرجع معتبر علمي معرفي نكرده است؟ پس مسلمانها در همه زمانها وظيفه دارند در شناخت مصاديق عترت معصوم تلاش و كنجكاوي كنند، آنان را بيابند و از گفتار، رفتار، و اخلاقشان استفاده كنند. به علاوه با توجه به اين كه تنها امام معصوم است كه از جانب خداي متعال براي زمامداري امت اسلام تعيين و معرفي شده و خليفه راستين پيامبر است و حق حاكميت دارد، و با وجود او ديگري حق حاكميت ندارد. بنابراين، مردم، در همه زمان وظيفه دارند در پيدا كردن امام و حاكم راستين و زمينهسازي در جهت تاسيس حاكميت او كنجكاوي و تلاش كنند، تا حق به حقدار واقعي برسد. معلوم است كه اين مساله نيز اختصاص به زمان ومكان و انسانهاي زماني دون زماني ندارد. چون نياز به حكومت مشروع اسلامي، از نيازهاي اوليه امت اسلام بوده است.
كتاب حاضر نيز به همين منظور و در سطح جوانان نگارش يافته و ميتواند در اين باره به آنان كمك كند. كتاب در چهار بخش تنظيم شده است. تعريف امامت و امتيازهاي امامان، عترت و اهلبيت(عليهمالسلام) در قرآن و احاديث، معرفي امامان و ادله امامت و همچنين نصوص بر هريك از امامان، فضائل و مكارم اخلاق، علم و دانش، عبادت و سير و سلوك معنوي آن بندگان برگزيده الهي، بخشهاي مختلف اين کتاب را تشکيبل ميدهند.
اين اثر جزو مجموعه عقيدتي «جوان و باورها» با عنوانهاي خداشناسي، معاد، پيامبري و پيامبر اسلام، آشنايي با وظايف و حقوق زن، امامت و امامان(ع)، جوان و همسرگزيني است. همه اين مجلدات به قلم آيةالله اميني نوشته شده كه با سالها انديشهورزي در منابع و متون ديني و ارتباط دائمي با جوانان و تفكر در مسائل عقيدتي و تربيتي، چنين مجموعهاي را سامان داده است.
استاد آيةالله ابراهيم اميني در 1304 شمسي در نجفآباد ديده به جهان گشود. وي پس از گذراندن تحصيلات كلاسي در 1321 وارد حوزه علميه اصفهان شد و ادبيات و مقداري از سطح فقه و اصول را در آنجا گذراند. آنگاه در حوزه علميه قم به تحصيل ادامه داد و ضمن تكميل دروس سطح نزد اساتيد معروف آن زمان، خارج فقه و اصول را از محضر امام خميني(ره) و آيات عظام: بروجردي، گلپايگاني و محقق داماد(ره) بهره برد.
وي علاوه بر تدريس فقه و اصول و فلسفه، از سال 1342 به تاليف و تحقيق پرداخت و آثار زيادي منتشر ساخت. از جمله آثاري كه موسسه بوستان كتاب آنها را منتشر كرده عبارتند از: همه بايد بدانند؛ بررسي مسائل كلي امامت؛ وحي در اديان آسماني؛ همسرداري؛ تربيت؛ اسلام و تعليم و تربيت؛ آشنايي با وظايف و حقوق زن؛ پيامبري و پيامبر اسلام؛ آشنايي با اسلام؛ خداشناسي؛ معاد در قرآن؛ جوان و همسرگزيني؛ امامت و امامان(ع). لازم به ذكر است كه اكثر كتابهاي ايشان به يك يا چند زبان ديگر ترجمه شدهاند.
چاپ سوم كتاب «امامت و امامان(عليهمالسلام)» در شمارگان 1500 نسخه، 412 صفحه و بهای 56000 ریال راهی بازار نشر شد.
نظر شما