به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، ارديبهشت ماه، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي با همكاري مركز دايرهالمعارف بزرگ اسلامي، مجلس بزرگداشتي براي يادكرد از خدمات علمي و فرهنگي استاد دكتر محمدامين رياحي، شاهنامهشناس و استاد زبان و ادبيات فارسي، در سالن گردهماييهاي مركز دايرهالمعارف بزرگ اسلامي و با حضور شمار زيادي از استادان و علاقهمندان استاد رياحي، برگزار كرد.
همزمان با آن صد و پنجاهمين «مجموعه زندگي نامهها» انجمن آثار و مفاخر فرهنگي با عنوان «زندگينامه و خدمات علمي و فرهنگي مرحوم استاد دكتر محمدامين رياحي، فردوسيشناس نامور و مصحح تواناي مرصاد العباد» چاپ و پخش شد. اين كتاب شامل سه مقاله كوتاه از تحقيقات دكتر رياحي و شماري مقالات ديگر درباره جايگاه علمي و فضيلتهاي والاي انساني، به همراه سالشمار زندگي و عكسهايي از آن استاد كم مانند است.
پيشگفتار كتاب ياد شده به قلم دكتر توفيق سبحاني، مدير انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، است. سبحاني در آغاز به نخستين سالهاي آشنايي با دكتر رياحي اشاره ميكند. سپس به خدمت گرانبهاي او در يكسانسازي كتابهاي درسي ميپردازد و اين نكته را با اهميت ميداند كه هنگامي كه استاد رياحي مقام رايزني فرهنگي ايران در تركيه را بر عهده داشت، دانشمندان آن كشور ستايشگر دانش و فضيلت او بودند. سبحاني آنگاه دلبستگي استاد رياحي به زبان فارسي را برميشمارد و از تاليفات و تصحيحات او ياد ميكند. پيدا كردن خاكجاي شمس تبريزي نيز از خدمات ارزشمند استاد رياحي بود كه نويسنده از يادآوري آن غفلت نميورزد.
پس از پيشگفتار، چهار مقاله كوتاه از دكتر رياحي، در اين مجموعه تجديد چاپ شده است. نخست نوشتهاي است با نام «تربت شمس تبريزي كجاست؟». رياحي منابع تاريخي را براي يافتن نشانهاي از آرامگاه شمس تبريزي جستوجو ميكند و با دلايل تاريخي روشن ميسازد كه مدفن اين عارف ايراني در شهر خوي است. رياحي در مقاله دوم «بزرگداشت مولوي در قونيه»، به بحث در اين باره ميپردازد كه در تركيه، مولوي را با دلايلي واهي و نادرست، داراي تبار ترك ميدانند و حاضر نيستند بپذيرند كه او شاعر و عارفي ايراني بوده است.
آن گاه ماجرایی خواندني را بازگو ميكند كه هنگام سخنراني او در مزار مولانا پديد آمده بود. در پايان نيز متن سخنراني كوتاه خود را كه در قونيه ايراد شده است، ميآورد. مقاله سوم دكتر رياحي نيز «ماجراي كتابهاي درسي» نام دارد و تاريخچه مختصر، اما بسيار دقيقي از يكسانسازي كتابهاي درسي در سال 1330 است. در اين زمان دكتر رياحي، سمت مديريت نگارش وزارت فرهنگ را بر عهده داشته است. چهارمين نوشته تجديد چاپ شده استاد رياحي «چهره ممتاز حافظ» نام دارد و مروري تاريخي به اوضاع سياسي و فرهنگي ايران در دوران پيش از حافظ و روزگار اوست. اين بررسي زمينهاي براي شناخت محيط زندگي و انديشه و شعر حافظ فراهم ميكند.
دكتر سجاد آيدنلو در نوشتاري با عنوان «شاهنامهشناسي كه در روز فردوسي درگذشت» به يادكرد از مقام علمي استاد رياحي ميپردازد و مينويسد كه او در روزي جهان ما را وداع گفت كه روز بزرگداشت فردوسي و شاهنامه است. آيدنلو، رياحي را از نسل بي همتا و تكرار ناپذيري ميداند كه دلبسته زبان و ادبيات ايران بودند و آثار گرانبهايي آفريدند. آنگاه به پژوهشهاي شاهنامهشناسي او توجه ميدهد و آثار رياحي را در اين زمينه بهترين و جامعترين و دقيقترين كاري ميداند كه درباره زندگينامه انتقادي فردوسي و سرگذشت شاهنامه تاليف شده است.
در گفتاري ديگر، علياصغر سعيدي نكتههاي تازهاي را از رويدادهاي زندگي استاد رياحي نقل ميكند و دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن در يادداشتي كوتاه، به ستايش سزاوارانه استاد رياحي ميپردازد و مينويسد: «رياحي از كساني نبود كه با ادب فارسي بهعنوان يك شغل، يك مقام يا يك وظيفه روبهرو ميشوند، بلكه از كساني بود كه جان و دل در راه آن مي نهند»
محمدتقي امامي چاپ نوشتهاي را كه به توصيه استاد رياحي و در زمان دانشجويياش در تركيه نوشته است، مناسب انتشار در اين مجموعه دانسته و در ابتداي آن درباره شخصيت و منش عالمانه آن استاد نامدار مطلب كوتاهي را آورده است. نوشته امامي «شخصيت حسين بن منصور حلاج در طريقت هاي قلمرو عثماني» نام دارد.
استاد ايرج افشار در نوشتهاي جامع و تاثيرگزار، از «ضايعه درگذشت محمدامين رياحي» ياد كرده و خاطراتي خواندني از هم صحبتي و همراهي با او را برشمرده است. آن خاطرات و يادمانها از دوران دانشجويي آن دو آغاز ميشود و به سالهاي همكاري علمي و فرهنگي ميانجامد. در پايان نيز چند نامه دكتر رياحي به ايرج افشار، كه در سالهاي دور نگاشته شده، آورده شده است.
«بزرگمردي كه انساني والا بود» عنوان يادكرد منوچهر پارسادوست از دكتر رياحي است. پارسادوست در ابتدا، قدرشناسي خود را از كمكهاي استاد رياحي براي يافتن مآخذ تاريخ صفويان، بازگو ميكند و مينويسد كه استاد رياحي مشوق او براي تاليف تاريخ صفويان بود. آنگاه پارهاي از ديدگاههاي دكتر رياحي را درباره صفويان و خاستگاه آنان ذكر ميكند و از دلبستگي فراوان استاد به ايران و شاهنامه فردوسي، مطالبي را ميآورد. پارسادوست مينويسد كه «رياحي در همه عمر پربار خود به ايران و ايراني انديشيد و در راه سربلندي آن همه توان خود را به كار برد»
الوند بهاري نيز در نوشتهاي با عنوان «محمدامين رياحي و ماجراي كتابهاي درسي» به كوشش توانفرساي رياحي در يكسانسازي و ساماندهي كتابهاي درسي ميپردازد و اشاره ميكند كه چه موانع دشواري بر سر راه رياحي قرار داشت. اما او با همت و تلاشي خستگيناپذير، سرانجام توانست كاري را كه آغاز كرده بود به سرانجام برساند.
مراحل زندگي و فعاليتهاي علمي و فرهنگي استاد دكتر رياحي را در نوشته پاياني اين مجموعه ميتوان يافت. ابوالفضل خطيبي در جستاري با نام «مردي از تبار عشق، نگاهي به زندگي و آثار زنده ياد محمدامين رياحي»، مقام برجسته اين استاد فرهيخته را يادآوري ميكند. نوشته خطيبي در دو بخش زندگينامه و آثار علمي، فراهم آمده است. او به سه حوزه تحقيقات دكتر رياحي اشاره ميكند.
اين سه حوزه شامل تصحيح متون، حافظشناسي و شاهنامهشناسي است. سالشمار زندگي استاد رياحي و بخش عكسها نيز پايانبخش اين مجموعه خواندني و پر بار پژوهشي است. بيگمان كساني كه درباره مراحل زندگي، شخصيت ممتاز و فضايل اخلاقي استاد دكتر محمدامين رياحي بخواهند جستوجو و تحقيق كنند، از ديدن و خواندن اين كتاب بي نياز نخواهند بود.
كتاب «زندگينامه و خدمات علمي و فرهنگي مرحوم استاد دكتر محمد امين رياحي، فردوسيشناس نامور و مصحح تواناي مرصاد العباد»، صد و پنجاهمين مجموعه زندگينامههاي انجمن آثار و مفاخر فرهنگي در ۲۲۴ صفحه با شمارگان ۱۵۰۰ نسخه و با بهای ۲ هزار و ۵۰۰ تومان چاپ و منتشر شده است. اين كتاب با همكاري مركز دايرهالمعارف بزرگ اسلامی فراهم آمده است.
نظر شما