«آموزش فلسفه مشايي و اشراقي» عنوان كتابي است كه ابتدا ريشههاي فلسفه مشايي و اشراق را در فلاسفه يونان بررسي ميکند و سپس به تحليل آراي پيروان و گسترش دهندگان اين دو مكتب در ايران ميپردازد./
وي افزود: قسمت دوم اين اثر به فلسفه اشراقي ميپردازد و آراي طلايهداران اين مكتب نظير «سهروردي» را از نظر ميگذراند. با خواندن اين اثر ميتوان جانمايه فلسفه اسلامي را دريافت، زيرا فلسفه مشايي و اشراقي شاخههاي اصلي اين نوع از فلسفهاند. البته ملاصدرا سالها بعد فلسفه «حكمت متعاليه» را بنيان نهاد كه از آن در اين كتاب سخني به ميان نيامده است.
نويسنده كتاب «نظام فلسفي دكارت» ادامه داد: مكاتب مشايي و اشراقي با وجود شباهتهاي بسيار و غايت مشتركشان كه همانا اثبات وجود خداوند است، در بسياري از مسايل دچار اختلاف نظرند. به عنوان مثال، انديشمندان هر دو مكتب از منطق سود ميجويند، اما روشهاي بهرهگيري آنان با يكديگر متفاوت است، به اين معنا كه برخي راههاي منطقي براي رسيدن به مقصود در نظر آنان كوتاهتر يا بلندمدتتر به حساب ميآيند.
وي افزود: سهروردي معتقد است ميتوان با انجام اثبات و شهود در كنار هم و با پيمودن راهي كوتاه به مقصود رسيد، اما انديشمندان مكتب مشايي تنها با اثبات وجود خداوند و نه شهود، به اين روش معتقدند. ابن سينا نيز در اواخر عمرش به مكتب اشراق پيوست، اما همواره سهروردي به پيروي از افلاطون، طلايهدار اين طرز فكر در دنياي فلسفه اسلام به شمار آمده است.
رحماني با بيان اين كه اگر فلسفه از حيطه اسلامي خارج شود، رنگ دنيايي به خود ميگيرد، گفت: فلسفه اسلامي در كنار الهيات رشد كرده است و به همين دليل به مقصدي جز اثبات وجود خداوند و معاد نميانجامد. فلسفه غرب بهويژه پس از قرون وسطي به مسايل دنيوي پرداخت و در پي نجات انسان در اين دنياست و به همين دليل تناقضگويي در ميان سخنان فيلسوفان مختلف غربي مشهود است.
اين نويسنده ادامه داد: مسلمانان فلسفه را در مكاتب مشايي و اشراقي و متعاليه گسترش دادند و از آن محملي براي هدايت انسانها ساختند. اگر فلسفه اسلامي در ذهن و روح زندگي افراد نفوذ يابد، جامعه از گناه دور خواهد ماند و الهي خواهد شد، زيرا اين فلسفه در پي اثبات چيزي جز وجود خداوند و معاد نيست.
رحماني در پايان گفت: اين اثر بهزودي از سوي موسسه بوستان كتاب منتشر ميشود.
نظر شما