نويسنده كتاب «تفرج فلسفي» معتقد است: فيلسوفان متقدم مسلمان در مباحث فلسفه محض، بسيار توانا و الگويي براي انديشمندان غرب به شمار ميآيند، اما اين متفكران در شاخههاي فلسفه مضاف چندان ندرخشيدند، امري كه سبب عدم پويايي فلسفه و نرسيدن آن به مقام عمل شد.\
وي افزود: عقلانيت تاريخ از ديدگاه هگل، پديدارشناسي او و تأثير آن بر آموزش و پرورش، سيطره تجربهگرايي در غرب، روششناسي زبان عرفان در غرب، ريشههاي نوافلاطوني، صوفيگري و مقولاتي از اين دست، ديگر موضوعات اين اثر را تشكيل ميدهند كه به طور كلي مخاطب را با آن چه كه در سير انديشه مغرب زمين رخ داده است، آشنا ميكنند.
فلاحرفيع كتابش را آغازي براي اثر مفصلتري درباره فلسفه غرب برشمرد كه مقدمات آن را از سالها پيش آماده كرده است و گفت: اين نوشتار به مهمترين تحولات فلسفه غرب نظير فلسفه سياسي، فلسفه تاريخ، فلسفه روح و عرفان پرداخته است، به همين دليل عنوان «تفرج فلسفي» را براي آن برگزيدم. مطالب بيشتري را براي اين موضوع در نظر داشتم كه در كتاب بعدي به آنها اشاره خواهم كرد.
وي در پاسخ به اين سوال كه چرا تاريخ فلسفه اسلامي به رشته تحرير درنميآيد و اين كه چرا فيلسوفان مسلمان در ميان كتابهاي تاريخ فلسفه جايي ندارند، گفت: بايد به دو بخش توجه داشت. نخست اين كه آيا چيزي با عنوان فلسفه اسلامي وجود دارد يا اين فلسفه، ادامه فلسفه يوناني است. اين مبحث در يكي از مقالات اين اثر نيز بررسي شده است كه در آن فلاسفه يونان و نخستين فيلسوفان مسلمان به نقد كشيده شدهاند. اين نقد بيانگر جنبههاي مثبت نيز هست، زيرا نقد به معناي انتقاد در عرف نيست و بيان ويژگيهاي مثبت و منفي در كنار يكديگر را دربر ميگيرد.
فلاحرفيع ادامه داد: درباره فلسفه اسلامي ابتدا بايد به امكان وجود چنين عنواني پرداخت. بايد دريافت كه «كندي»، «فارابي» و «ابن سينا» به عنوان نخستين فيلسوفان مسلمان از مقلدان و شاگردان ارسطو بودند يا به فلسفه او افزودند. بديهي است كه اين افراد با وجود وامگيري از فلسفه يونان به آن افزودند و ابتكارات زيادي نيز در آن به خرج دادند. بهگونهاي كه آغازگر باب تازهاي در فلسفه به شمار ميآيند.
وي افزود: فلاسفه اسلامينقادند و تنها به شرح نپرداختند. بهويژه ابنسينا كه در دو رشته فلسفه و منطق نوآوريهايي داشته است، امري كه از او انديشمندي مبتكر و مستقل ميسازد. ميتوان ادعا كرد كه مطالعه آثار فلاسفه اسلامي راه را براي شناختن انديشههاي يوناني هموار ميسازد، زيرا بسياري از غربيان نيز براي شناخت و تعمق در فلسفه يوناني به مطالعه آثار انديشمندان مسلمان متأثر از يونان روي ميآورند.
فلاحرفيع با اشاره به بررسي عدم امكان تفكيك فلسفه غرب و اسلامي در اين كتاب گفت: فلسفه اسلامي در بخش مباحث محض نظير مباحث علت و معلول از غناي بسياري برخوردار است، به گونهاي كه فيلسوفان مغربزمين نيز از اين مباحث سود جستند، اما نقص اين فلسفه وارد نشدن آن به شاخههاي مضاف است. به هيمن دليل در سير انديشه اسلامي كمتر به عنوانهايي نظير فلسفه سياست، اخلاق، اقتصاد، جامعهشناسي، روانشناسي، مديريت و عرفان برميخوريم.
وي افزود: اما فيلسوفان غربي آثار زيادي در فلسفه مضاف از خود به جاي گذاشته و بسيار قلمفرسايي كردهاند، امري كه متأسفانه در سرزمينهاي اسلامي چندان جامه عمل به خود نپوشيده است و اين موضوعي بود كه سبب شد فلسفه در ميان اين ملل به مقام عمل نرسد و اين علم را در نظر بسياري افراد بيفايده و گزافهگويي به نظر برساند. البته به فلسفه مضاف شكلگرفته در غرب نيز انتقادات زيادي وارد آمد، اما به هر حال بديهي است كه اين امر، امر مباركي بود.
وي به رويآوردن انديشمندان مسلمان به فلسفه مضاف در چند دهه اخير اشاره كرد و گفت: خوشبختانه در اين زمينه شاهد رشد قابل قبولي هستيم كه آيندهاي روشن را به ما نويد ميدهد. متفكران مسلمان قادر خواهند بود با به نقد كشيدن فلسفه مضاف غرب، افقهاي تازهاي را در اين حوزه بگشايند.
نويسنده كتاب «كرانههاي اختيار آدمي» اثرش را در حوزه تاريخ فلسفه برشمرد و گفت: ذكر اين نكته ضروري است كه تاريخ فلسفه تنها تاريخنويسي نيست و عنوان تاريخ نبايد مخاطب را به اشتباه افكند، بلكه اينگونه آثار بيانگر سيري از مباحث فلسفياند كه هر انديشمندي ضمن بهرهگيري از فيلسوف پيشين، بر آن افزود. با مطالعه اين آثار تصويري كلي از مباحث فلسفي و چگونگي شكلگيري آنها در طول تاريخ به دست ميآوريم. به عنوان مثال، هگل خود را جامع فيلسفان پيشينش ميداند كه بر دستاوردهاي ذهنيشان افزود.
وي ادامه داد: تاريخ فلسفه را بايد دوره آموزشي فلسفه نيز به شمار آورد. اگر خواننده بهخوبي به عمق مطالب اين آثار راه پيدا كند و با افكار فلسفي آشنا شود، با كمي نقادي و اظهار نظر قادر خواهد بود به مرز فيلسوف شدن نزديك شود. اين آثار تنها ذكر زندگينامه فلاسفه نيست، بلكه فراز و فرودهاي تفكرات آنها درباره هستيشناسي و معرفتشناسي را بازنمايانده و ما را به نحوه شناخت و برداشت آنان از دنياي پيرامونشان آگاه ميكند.
چاپ نخست كتاب «تفرج فلسفي در برخي مقولات فلسف غرب» بهتازگي از سوي انتشارات ساحل انديشه تهران منتشر شده است.
نظر شما