چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۸
دين ناب، ديني است كه با اخلاق همراه باشد

معاون پژوهشي انجمن حكمت و فلسفه در جلسه نقد و بررسي كتاب «امر اخلاقي، امر متعالي» در شهر كتاب مركزي، درباره فلسفه اخلاق از ديدگاه كانت گفت: از نظر كانت، اخلاق اعم از دين و ديني ناب است كه با اخلاق همراه باشد./

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، در ادامه سلسله نشست‌هاي هفتگي شهر كتاب مركزي، نقد و بررسي كتاب «امر اخلاقي، امر متعالي» نوشته سروش دباغ انجام شد. سخنرانان اين جلسه علاوه بر مؤلف اثر،‌ شهين اعواني، معاون پژوهشي انجمن حكمت و فلسفه و محمد منصور هاشمي، نويسنده حوزه فلسفه، بودند.

«امر اخلاقي، امر متعالي» شامل 14 بخش و دربردارنده تاملات فلسفي نويسنده در حوزه اخلاق و دين است. اين اثر بهار سال جاري توسط نشر پارسه منتشر شده و در انتهاي اثر هم نمايه، منابع فارسي و منابع انگليسي آمده است.

سروش دباغ در ابتداي جلسه با اشاره به اين كه اثرش در حوزه فلسفه تحليلي قرار دارد، گفت: فلسفه تحليلي از 130 سال پيش آغاز شده و چهار دوره را هم از سر گذرانده است. فرگه، راسل و ويتگنشتاين از سردمداران و بنيانگذاران اين سنت‌اند. هرگاه بخواهيم درباره هنر، دين و... تعاملي فلسفي داشته باشيم، بايد بدانيم كه كارمان را از كجا آغاز مي‌كنيم. اگر آغاز تعاملات ما در دستگاه فلسفه تحليلي باشد، در اين صورت مي‌توانيم به شاخه‌هاي ديگر اين فلسفه يعني، فلسفه ذهن تحليلي، فلسفه زبان تحليلي و... دست بيابيم.

وي گفت: «امر اخلاقي، امر متعالي» متعلق به اخلاق تحليلي و با كمي تسامح متعلق به فلسفه دين تحليلي است. مباني فلسفه اخلاق تحليلي با «مور» شروع شد. از نظر او فلسفه اخلاقي داراي شاخه‌هاي فرااخلاقي، اخلاق هنجاري و اخلاق توصيفي است. كتاب من نيز به شاخه فرااخلاقي تعلق دارد.

دباغ افزود: اين كتاب به نوعي به اخلاق ديني مهم مي‌پردازد و چهار مقاله آن به ايمان شورمندانه و آرزومندانه و زيست معنوي مؤمنان اشاره دارد. در بخش پاياني كتاب هم بحثي مبني بر تدين و مدرنيته مطرح است. در واقع كتاب «امر اخلاقي، امر متعالي» با مدد گرفتن از مباحثي كه در فلسفه تحليلي مطرح مي‌شوند، به بحث دين و اخلاق مي‌پردازد.

وي همچنين درباره انتخاب عنوان كتاب، گفت: ابتدا قصد داشتم عنوان يكي از مقالات موجود در كتاب را براي نام اثر انتخاب كنم، اما هيچ كدام از آن‌ها از لحاظ آوايي مناسب نبود. در نهايت تصميم گرفتم عنواني انتخاب كنم كه با محتواي اثر متناسب باشد و از آن‌جايي كه «امر اخلاقي» اساس كتاب و «امر متعالي» يكي ديگر از بخش‌‌هاي اين اثرند، اين عنوان را انتخاب كردم.

دومين سخنران اين جلسه، شهين اعواني، معاون پژوهشي انجمن حكمت و فلسفه بود كه بحث خود را درباره اخلاق از ديدگاه كانت آغاز كرد. وي گفت: كانت اعتقاد دارد اخلاق اعم از اديان است. از نظر او اديان نسبتشان را با خداي خودشان تعيين مي‌كنند و در چنين صورتي، غايت رستگاري نزد خداست و دين مي‌تواند ابزاري براي رستگاري باشد و در چنين حالتي نهادهاي مقدس ارتباط انسان‌ها را تعيين مي‌كنند،‌ در صورتي كه چنين ديني ناب نيست.

اعواني دامه داد: از نظر كانت دين توصيف شده،‌ دين تفسير شده است نه ناب. دين ناب، ديني است كه با اخلاق همراه باشد، در واقع در آراي كانت، اصالت با انسان است تا جايي كه مي‌گويد خداوند همه دنيا را براي انسان و انسان را براي خدا آفريده است، پس چنين انساني نبايد از خداي خودش غافل شود.

معاون پژوهشي حكمت و فلسفه افزود: آنچه فلاسفه ما درباره اخلاق گفته‌اند، يك نوع ديدگاه از بالا به پائين مثل مدينه فاضله است، در حالي كه اگر بخواهيم يك جامعه اخلاقي داشته باشيم، نظر بدون عمل و عمل بدون نظر مقبول نيست. ‌به عبارت ديگر، بايد نظر را در عمل به كار بگيريم.در چنين حالتي تك‌تك افراد مي‌توانند مكتب اخلاقي داشته و بنيانگذار يك مكتب اخلاقي باشند و اخلاق از چنين جامعه‌اي با افراد آن دور نيست.

وي در پايان گفت: البته نقد بسياري بر كانت وارد است و به نظر مي‌رسد آنچه كانت مطرح مي‌كند، براي افراد خاصي است و در كليت هيچ وقت تحقق پيدا نمي‌كند.

محمد منصور هاشمي، آخرين سخنران اين جلسه، درباره بخش تطور امر متعالي در شعر سهراب سپهري صحبت كرد و گفت: همه متفكران نامدار معاصر ايران به عرفان علاقه‌مندند و به آن توجه دارند. گروه‌هاي هويت‌انديشان و سنت‌گرايان هم انديشه‌هاي خود را دارند و هم تمايل به عرفان، اما در روشنفكران ديني معمولاً نوعي عدم انسجام و ناسازگاري به وجود مي‌آيد. دليلش هم اين است كه روشنفكري ديني با عرفان سازگار نيست.

وي گفت: نگاه عرفاني، يك نگاه سلسله مراتبي و شهودي است. عرفان در رويكرد سنتي، تلقي‌هاي متفاوتي از خدا، انسان و نسبت ميان آن‌ها دارد. در چنين سنتي، رابطه خدا و انسان، عابد و معبودي است در حالي كه عرفاي جديد اين رابطه را به عاشق و معشوقي تغيير دادند.

هاشمي افزود: با وجود گرفتاري‌هاي اجتماعي، تفكر متفكران امروز ما از خدا تغيير كرده  و در واقع از خدا به صورت غير مستقيم سخن مي‌گويند، در حالي ‌كه شاعران امروز ما درك‌هاي جديدتر و بهتري از خدا عرضه كرده اند. سهراب سپهري،‌ اخوان ثالث و فروغ فرخزاد از نمونه اين شاعران‌اند.

هاشمي پس از خواندن يكي از شعرهاي سهراب سپهري گفت: سپهري، مواجهه جديدي را با خدا تجربه كرده كه در اكثر آثارش هم آورده و دباغ اين مبحث را به خوبي در بخش‌هاي عرفان و روشنفكري ديني و تطور متعالي در شعر سهراب سپهري توضيح داده است.

هاشمي با خواندن چند شعر از فروغ و سپهري و تطابق آن با گفته‌هايش بحثش را به پايان رساند. 

اين جلسه با پرسش و پاسخ ميان سخنرانان و حاضران تمام شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها