به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیا زنان در شاهنشاهی هخامنشی عمدتاً در پستوی خانهها و حرمسراها زندگی میکردند و از حضور در عرصههای اجتماعی و اقتصادی محروم بودند، یا شواهد تاریخی و باستانشناختی تصویر متفاوتی از جایگاه آنان به دست میدهد؟ آیا روایتهای مورخان یونانی درباره زنان دربار هخامنشی را میتوان تصویری دقیق از واقعیت زندگی زنان در این دوره دانست؟ و مهمتر از همه، آیا میتوان از خلال الواح گلی، مهرها، نقشبرجستهها و آثار بهجامانده از قلمرو گسترده هخامنشی، به شناختی دقیقتر از موقعیت زنان در این جامعه دست یافت؟
این پرسشها محور اصلی پنجمین نشست از مجموعه برنامههای «زن در تاریخ» بود که به همت شهر کتاب بهار، با همکاری انجمن ایرانی تاریخ، شعبه اصفهان، و بنیاد فرهنگی ایران و ایرانباستان برگزار شد. در این نشست، علیاصغر سلحشور، دکتری باستانشناسی تاریخی از دانشگاه تهران و استادیار دانشگاه هنر اصفهان، با عنوان «زنان شاهنشاهی هخامنشی: زنانی در پستوی خانهها و حرمسراها یا مشارکتکنندگان پویا و فعال اجتماعی؟» به بررسی شواهد مربوط به حضور و فعالیت زنان در دوره هخامنشی پرداخت. دبیری این نشست را دکتر اسماعیل سنگاری، دانشیار دانشگاه اصفهان و پژوهشگر تاریخ، زبانها و تمدنهای دنیای باستان، بر عهده داشت.
از روایت یونانیان تا شواهد باستانشناختی
سلحشور در آغاز سخنان خود به پیشینه مطالعات زنان در جهان باستان و ایران باستان اشاره کرد و توضیح داد که یکی از نخستین بحثهای جدی درباره جایگاه زنان در ایران باستان در سال ۱۹۱۲، در سخنرانی پروفسور بارتولومه در هایدلبرگ، مطرح شد. بارتولومه با تکیه بر خوانش متون تاریخی، زنان ایران باستان را در موقعیتی شبیه به کالا توصیف کرده بود؛ دیدگاهی که بعدها با نقد پژوهشگران دیگری روبهرو شد. یکی از واکنشهای مهم به این برداشت را کریستنسن در کتاب «ایران در زمان ساسانیان» در سال ۱۹۳۶ مطرح کرد. او تأکید داشت که برای شناخت جایگاه زنان نمیتوان تنها به متون ادبی و تاریخی بسنده کرد و باید شواهد دیگری، از جمله مهرها و آثار مادی، را نیز در نظر گرفت.
به گفته سلحشور، مطالعات مربوط به زنان هخامنشی در دهههای بعد گسترش یافت و با شکلگیری مجموعه پژوهشهای هخامنشی در دانشگاه خرونینگن هلند، در فاصله دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، وارد مرحله تازهای شد. پژوهشگرانی چون هلن سانسیسی-وردنبورگ، ماری کخ، هایدماری کخ و پیر بریان در توسعه این حوزه نقش مهمی داشتند. این مطالعات بهتدریج زمینه را برای بازخوانی جایگاه زنان بر اساس اسناد اداری و اقتصادی دوره هخامنشی فراهم کرد. یکی از نقاط عطف این تحول، انتشار پژوهشی درباره زنان در شاهنشاهی هخامنشی در سال ۱۹۹۴ بود که توجه ویژهای به اسناد و مدارک بهدستآمده از تخت جمشید داشت. این اسناد نشان میدادند که زنان در جامعه هخامنشی، برخلاف تصویری که برخی منابع یونانی ارائه میکنند، صرفاً در محیط خصوصی و دربار محصور نبودند و در فعالیتهای اقتصادی، مدیریتی و اجتماعی نیز نقش داشتند.
سلحشور در همین زمینه بر ضرورت نقد منابع یونانی تأکید کرد. به اعتقاد او، بسیاری از نویسندگان یونانی در توصیف جوامع شرقی از کلیشهها و پیشداوریهایی استفاده کردهاند که بعدها در شکلگیری نوعی نگاه شرقشناسانه مؤثر بوده است؛ نگاهی که شرق را با مفاهیمی چون فساد، انحطاط، تجمل و شهوترانی و غرب را با مفاهیمی چون آزادی، عقلانیت و مردمسالاری تعریف میکرد.

در این روایتها، زنان دربار هخامنشی اغلب بهصورت زنانی توطئهگر تصویر شدهاند که در عزل و نصب پادشاهان دخالت میکنند و بر تصمیمهای سیاسی تأثیر میگذارند. اما به گفته سخنران، بخشی از این روایتها حاصل فرافکنی ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی یونانیان به جامعه هخامنشی است. حتی در برخی موارد، داستانهایی که در منابع یونانی درباره زنان شرقی آمده، به نظر میرسد با هدف جذابتر کردن روایت برای مخاطب یونانی ساخته یا بازپردازی شده باشند.
با این حال، سلحشور تأکید کرد که نباید همه اطلاعات منابع یونانی را کنار گذاشت. در لابهلای همین متون نیز میتوان شواهدی یافت که با تصویر زنان کاملاً منزوی و محصور در حرمسرا سازگار نیست.
زنان دربار؛ قدرت، نفوذ و حضور اجتماعی
یکی از نمونههایی که در این زمینه مطرح شد، روایت پلوتارک درباره استاتیرا، همسر اردشیر دوم، بود. بر اساس این روایت، استاتیرا در کالسکهای با پردههای کنارزده در میان مردم ظاهر میشد و زنان میتوانستند به او نزدیک شوند و با وی دیدار کنند. پلوتارک حتی اشاره میکند که اردشیر دوم همسرش را به چنین حضوری تشویق میکرد. این روایت، دستکم نشان میدهد که تصویر زنان سلطنتی بهعنوان افرادی که هیچ ارتباطی با جامعه بیرون از فضای خصوصی نداشتند، قابل تعمیم نیست.
سلحشور همچنین به نمونههایی از زنان صاحب قدرت در قلمرو هخامنشی اشاره کرد؛ از جمله مانیا، فرماندار زن در آسیای صغیر، که بنا بر روایت گزنفون، در اداره امور نظامی و سیاسی نقش داشت و حتی از درون ارابه پردهدار خود نبردها را دنبال و هدایت میکرد. نمونههایی چون آرتمیس نیز نشان میدهند که فعالیت نظامی و سیاسی در قلمرو هخامنشی الزاماً به مردان محدود نبوده است.
در ادامه، به مقایسه موقعیت زنان در ایران و یونان نیز پرداخته شد. در یکی از روایتهای هرودوت، نمایندگان داریوش در دیدار با آمینتاس مقدونی از رسم پارسیان برای حضور زنان در بزم و مهمانی سخن میگویند؛ رسمی که طرف مقدونی آن را نمیپذیرد و تأکید میکند که زنان در چنین مجالسی حضور ندارند. این روایت، از تفاوتهایی در مناسبات اجتماعی و میزان حضور زنان در محافل عمومی حکایت دارد.
مهرها و نقشبرجستهها؛ شواهدی فراتر از متون تاریخی
بخش مهمی از سخنرانی به شواهد تصویری اختصاص داشت. سلحشور با نمایش نمونههایی از مهرها، نقشبرجستهها و آثار هنری بهدستآمده از مناطق مختلف قلمرو هخامنشی، نشان داد که زنان در صحنههایی مانند بارعام، شرفیابی، پذیرایی، سوگواری، موسیقی و رقص حضور داشتهاند.
یکی از نمونههای مورد بررسی، مهری متعلق به مجموعه کلرک در موزه لوور بود که صحنهای شبیه به مجالس بارعام هخامنشی را نشان میدهد. در این اثر، زنی با پوششی بلند و در موقعیتی ممتاز دیده میشود. زنی دیگر نیز در کنار او حضور دارد و احتمالاً از ملازمان یا خدمتکاران اوست. گل نیلوفر یا شکوفهای که در دست یکی از زنان دیده میشود، از جمله عناصر شاخص بازنمایی منزلت اجتماعی در هنر هخامنشی معرفی شد.
نمونه دیگری از مهرهای بهدستآمده از تخت جمشید نیز صحنهای مشابه را نشان میدهد. در یکی از این مهرها، نام زنی به نام «شوروش» ثبت شده است. وجود نام زنان بر مهرها، از جمله شواهدی است که میتواند به شناخت مالکیت، هویت و فعالیتهای اداری و اقتصادی آنان کمک کند.
در این بخش، سنگاری نیز درباره کارکرد مهرها توضیح داد. مهرها در جهان باستان ابزارهایی برای تأیید اسناد، معاملات، مکاتبات و فعالیتهای اداری بودند. افراد با استفاده از مهر شخصی خود، اعتبار یک سند یا معامله را تأیید میکردند. همچنین برای مهروموم کردن کالاها، انبارها، ظروف و بستههای تجاری از آنها استفاده میشد تا امکان دستکاری یا باز شدن محمولهها مشخص باشد. بنابراین، وجود مهرهای متعلق به زنان را نمیتوان صرفاً یک ویژگی تزئینی دانست؛ این مهرها میتوانند نشانه مشارکت آنان در فعالیتهای اقتصادی، تجاری و مدیریتی باشند.
سلحشور در ادامه به نقشبرجستهها و آثار تصویری بهدستآمده از آناتولی اشاره کرد؛ مناطقی که در دوره هخامنشی بخشی از قلمرو شاهنشاهی بودند. در برخی از این آثار، زنان در صحنههای شرفیابی و ملاقات رسمی حضور دارند. این آثار اهمیت ویژهای دارند، زیرا بسیاری از آنها در بافتهای غیرسلطنتی به دست آمدهاند و صرفاً بازتابدهنده تبلیغات رسمی دربار نیستند. در نمونههایی از آرامگاهها و یادمانهای تدفینی آسیای صغیر نیز زنان در کنار مردان، در صحنههای پذیرایی، مشایعت و مراسم سوگواری به تصویر کشیده شدهاند. در آرامگاه تاتارلی، برای مثال، زنان در صحنه تشییع و سوگواری حضور دارند. در برخی تصاویر، آنها موهای خود را میکنند یا بر سر و صورت میزنند؛ آیینهایی که نمونههایی از آنها همچنان در سنتهای سوگواری برخی اقوام ایرانی دیده میشود.
از نوازندگی و پذیرایی تا مدیریت مجالس
یکی دیگر از محورهای سخنرانی، حضور زنان در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی بود. نمونههایی از مهرها و نقشبرجستههای دوره هخامنشی، زنان نوازندهای را نشان میدهند که سازهایی مانند نی و انواع چنگ مینوازند. در برخی آثار نیز صحنههای رقص زنان به تصویر کشیده شده است.
همچنین زنان در مجالس بزم و پذیرایی نقش داشتند. در برخی آثار، زنانی دیده میشوند که در حال ارائه نوشیدنی به مهمانان هستند یا ظروف را با مهارت خاصی حمل میکنند. به گفته سخنران، این فعالیتها تنها کارهای ساده خدماتی نبودند، بلکه در فضای دربار و مجالس رسمی میتوانستند مستلزم اعتماد و مسئولیتپذیری بالایی باشند.
در همین زمینه، استلهای تدفینی نیز اهمیت دارند. این یادمانهای سنگی که معمولاً برای ثبت وقایع مهم زندگی افراد، موقعیت اجتماعی و فعالیتهای آنان ساخته میشدند، تصاویری از زنان در حال پذیرایی، همراهی با همسران و حضور در مجالس خانوادگی را در خود جای دادهاند.
شاید مهمترین بخش سخنرانی سلحشور به الواح گلی تخت جمشید اختصاص داشت؛ اسنادی که به گفته او، امکان شناختی دقیقتر از زندگی روزمره زنان، بهویژه زنان خارج از خاندان سلطنتی، را فراهم میکنند. این الواح در جریان کاوشهای باستانشناختی ارنست هرتسفلد در تخت جمشید کشف شدند. بخش مهمی از آنها به دو مجموعه اصلی تعلق دارند: بایگانی باروی تخت جمشید و بایگانی خزانه. این اسناد که عمدتاً به زبان ایلامی باستان نوشته شدهاند، اطلاعاتی درباره پرداخت جیره، دستمزد، تولید، مبادلات اقتصادی، مدیریت نیروی کار و فعالیتهای اداری ارائه میکنند. اهمیت این اسناد در آن است که برخلاف روایتهای ادبی و تاریخی، با گزارشهایی روزمره و اداری مواجهیم که برای ثبت فعالیتهای واقعی اقتصادی و سازمانی تهیه شدهاند.
سلحشور با استناد به این الواح توضیح داد که زنان در جامعه هخامنشی در مشاغل متنوعی فعالیت میکردند. برخی از آنان در تولید شراب و آبجو مشارکت داشتند، برخی دوزنده و خیاط بودند و گروهی نیز در کشاورزی، دامداری، حسابداری، انبارداری و تجارت فعالیت میکردند. نکته قابل توجه، حضور زنانی بود که مسئولیت سرپرستی گروهی از کارگران مرد را بر عهده داشتند. در واقع، در برخی اسناد نام زنانی دیده میشود که در جایگاه سرپرست یا مسئول نیروی کار فعالیت میکردند. همچنین شواهدی از زنان مالیاتگیر، حسابرس، انباردار و بازرگان وجود دارد.
در میان این اسناد، نام زنی به نام «ایندو» بهعنوان یک تاجر نیز مطرح شد. چنین نمونههایی نشان میدهد که فعالیت اقتصادی زنان به مشاغل خانگی یا کارهای وابسته به مردان محدود نبوده است.
از سوی دیگر، شواهد مربوط به زنان شاغل در تولید شراب و آبجو نشان میدهد که آنان در نظام اقتصادی و تولیدی تخت جمشید حضور مؤثری داشتهاند و در کنار مردان در چرخه تولید و توزیع فعالیت میکردهاند.
حمایت از زنان باردار؛ نشانهای از نظام حمایتی در دوره هخامنشی
یکی از بخشهای نشست، بررسی وضعیت زنان باردار و مادران در اسناد تخت جمشید بود. بر اساس توضیح سخنران و پژوهشهای انجامشده بر روی این الواح، زنان شاغل در برخی موقعیتها از حمایتهای مشخصی برخوردار بودند. به استناد این اسناد، جیره غذایی و نوشیدنی زنان در دوران بارداری افزایش مییافت. پس از تولد فرزند نیز مدتی از استراحت برخوردار میشدند و دریافت جیره آنها در این دوره ادامه پیدا میکرد.
با این حال، در میزان جیره میان تولد فرزند پسر و دختر تفاوت وجود داشت. بر اساس نمونههای مطرحشده، جیره مربوط به تولد فرزند پسر بیشتر از جیره فرزند دختر بود؛ تفاوتی که میتواند بازتابدهنده ارزشگذاری جنسیتی در آن جامعه باشد. این موضوع از یک سو نشاندهنده وجود سازوکارهای حمایتی برای زنان شاغل و مادران است و از سوی دیگر یادآور میشود که نباید جامعه هخامنشی را بدون تبعیض و نابرابری تصور کرد.
زنان خاندان سلطنتی؛ مالکیت، املاک و استقلال اقتصادی
بخش دیگری از سخنرانی به زنان خاندان سلطنتی اختصاص داشت. بر اساس الواح تخت جمشید، زنانی چون آتوسا، همسر داریوش و دختر کوروش، و دیگر زنان خاندان سلطنتی، از املاک و زمینهای گستردهای برخوردار بودند.
این زنان دارای نیروی کار، خدمتکاران و ملازمان متعدد بودند و املاک آنان در مناطقی مانند فارس، خوزستان و میانرودان قرار داشت. برخی از آنان امکان انجام معاملات و اداره املاک خود را داشتند و برای رسیدگی به داراییهایشان سفر میکردند.
در این میان، به روایت استرابون درباره نامگذاری برخی زمینها در آسیای صغیر اشاره شد؛ زمینهایی که نامهایی مانند «گردنبند ملکه»، «کفش ملکه» و «زیورآلات ملکه» داشتند. این نامها نشان میدهد که درآمد حاصل از زمینهای مشخصی به تأمین هزینههای شخصی و نیازهای زنان خاندان سلطنتی اختصاص داشته است.
این شواهد، در کنار اسناد مربوط به مالکیت و مدیریت املاک، تصویر زنان سلطنتی را از افرادی منزوی در حرمسرا به صاحبان دارایی و کنشگرانی اقتصادی تغییر میدهد.
حرمسرا؛ فضایی برای انزوا یا بخشی از ساختار دربار؟
در بخش پایانی، بار دیگر مسئله حرمسرا و روایتهای مربوط به انزوای زنان مطرح شد. سخنران با اشاره به پژوهشهای جدید، از جمله مطالعات مربوط به ساختار دربار هخامنشی، تأکید کرد که حتی اگر نهاد حرمسرا را در این دوره بپذیریم، نباید آن را با تصورات امروزی از فضایی کاملاً بسته و دور از جامعه یکسان بدانیم. وجود حرمسرا لزوماً به معنای محرومیت زنان از مالکیت، سفر، فعالیت اقتصادی و ارتباطات اجتماعی نبوده است. شواهد مربوط به زنان خاندان سلطنتی نشان میدهد که برخی از آنان در عین برخورداری از جایگاه درباری، در اداره املاک و فعالیتهای اقتصادی نیز نقش داشتهاند.
سلحشور در جمعبندی سخنان خود بر ضرورت بررسی ترکیبی منابع تأکید کرد. به اعتقاد او، برای شناخت جایگاه زنان در دوره هخامنشی نمیتوان تنها به روایتهای مورخان یونانی تکیه کرد؛ بلکه باید متون تاریخی را در کنار مهرها، نقشبرجستهها، یادمانهای تدفینی و بهویژه الواح اداری تخت جمشید قرار داد.
او همچنین یادآور شد که شواهد بهدستآمده از بافتهای غیرسلطنتی اهمیت خاصی دارند؛ زیرا اطلاعاتی درباره زندگی روزمره و فعالیت زنان طبقات مختلف جامعه ارائه میکنند، نه صرفاً بازتابی از جهانبینی رسمی حکومت.
بازخوانی تاریخ زنان با تکیه بر شواهد
آنچه از مجموعه شواهد مطرحشده در این نشست برمیآید، تصویری چندلایه از زنان در شاهنشاهی هخامنشی است. در این جامعه، زنان در موقعیتهای متفاوتی زندگی میکردند: از زنان خاندان سلطنتی و صاحبان املاک و داراییهای گسترده گرفته تا زنان کارگر، صنعتگر، حسابدار، بازرگان و سرپرست گروههای کاری.
این تصویر نه با روایت سادهانگارانه انزوای کامل زنان سازگار است و نه مجوزی برای ترسیم جامعهای عاری از تبعیض و محدودیت. شواهد موجود، هم از امکان مشارکت اقتصادی و اجتماعی زنان حکایت دارند و هم از تفاوتهای طبقاتی و جنسیتی در برخورداری از منابع و فرصتها.
اهمیت این پژوهشها در آن است که تاریخ زنان را از حاشیه روایتهای سیاسی و نظامی بیرون میآورند و به زندگی واقعی انسانها، کار، مالکیت، تولید، خانواده و مناسبات اجتماعی پیوند میزنند.
پنجمین نشست «زن در تاریخ» در شهر کتاب بهار اصفهان، با طرح این شواهد، فرصتی برای بازاندیشی در یکی از کلیشههای رایج درباره ایران باستان فراهم کرد: اینکه زنان در جامعه هخامنشی صرفاً در فضای بسته خانهها و حرمسراها حضور داشتهاند. اسناد و آثار باستانشناختی نشان میدهند که واقعیت تاریخی، پیچیدهتر و متنوعتر از این تصویر بوده است.
نظر شما