چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۹
نگارش «شرح معاصرانه مثنوی» با رویکردی پدیدارشناسانه و هرمنوتیکی

این استاد دانشگاه با تشریح رویکرد خود در این شرح گفت: معمولاً مثنوی را به‌عنوان متنی ادبی، فلسفی یا عرفانی بررسی کرده‌اند؛ اما به نظر من، مثنوی را نمی‌توان صرفاً در هیچ‌یک از این قالب‌ها محدود کرد. این اثر اساساً در ساحت خیال جریان دارد و حکایت، عنصر اصلی آن است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ ان‌شاءالله رحمتی، استاد دانشگاه، محقق و مترجم، از آغاز نگارش شرحی بر مثنوی مولانا خبر داد و گفت: در این اثر تلاش می‌کنم با رویکردی پدیدارشناسانه و هرمنوتیکی، ظرفیت‌های فکری و معنایی مثنوی را در گفت‌وگو با دستاوردهای امروز بشر و مباحث زنده فلسفی و فکری جهان معاصر بازخوانی کنم.

نگارش «شرح معاصرانه مثنوی» با رویکردی پدیدارشناسانه و هرمنوتیکی

رحمتی با بیان اینکه این پروژه در آغاز راه قرار دارد، اظهار کرد: عنوانی که برای این اثر در نظر دارم «شرح معاصرانه مثنوی» است. برآورد اولیه‌ام این است که این شرح در نهایت بین ۱۲ تا ۱۴ جلد باشد؛ البته هنوز کار تازه آغاز شده و تاکنون حدود یک‌چهارم دفتر اول مثنوی پیش رفته است.

وی با اشاره به اینکه نگارش این اثر را از یکی دو ماه اخیر آغاز کرده است، افزود: چند سال درباره امکان انجام چنین کاری فکر کرده‌ام، آن را در کلاس‌ها و گفت‌وگو با استادان و دوستان مطرح کرده‌ام و به‌تدریج به این نتیجه رسیده‌ام که می‌توان درباره مثنوی کاری انجام داد که با خوانش‌های متداول آن تفاوت داشته باشد.

این استاد دانشگاه با تشریح رویکرد خود در این شرح گفت: معمولاً مثنوی را به‌عنوان متنی ادبی، فلسفی یا عرفانی بررسی کرده‌اند؛ اما به نظر من، مثنوی را نمی‌توان صرفاً در هیچ‌یک از این قالب‌ها محدود کرد. این اثر اساساً در ساحت خیال جریان دارد و حکایت، عنصر اصلی آن است؛ البته حکایت نه به معنای داستان اخلاقی صرف، بلکه به معنای روایت واقعه‌ای که در عالمی فراتر از جهان محسوس جریان دارد.

رحمتی با تأکید بر نقش خیال در فهم حکایت‌های مثنوی توضیح داد: تفاوت تخیل و تعقل در این است که تعقل با کلیات و مفاهیم کلی سروکار دارد، در حالی که تخیل با جزئیات و ادراک جزئی عمل می‌کند. شخصیت‌هایی مانند پادشاه، کنیزک، حکیم و زرگر در حکایت‌های مثنوی، صرفاً شخصیت‌های یک داستان معمولی نیستند، بلکه از طریق خیال خلاق می‌توان به ساحت و معنای دیگری که این حکایت‌ها در آن جریان دارند، راه یافت.

وی دو اثر هانری کربن، «تخیل خلاق در عرفان ابن‌عربی» و «ابن‌سینا و تمثیل عرفانی» را از منابع مؤثر در شکل‌گیری این برداشت دانست و گفت: این آثار که آن‌ها را ترجمه، شرح و تدریس کرده‌ام، به من کمک کردند تا حکایت‌های مثنوی را از منظر خیال و تمثیل بهتر بفهمم. در این نگاه، بیان مولانا بیش از آنکه بیان نظام‌مند فلسفی یا عرفانی باشد، حکایت است؛ حکایتی که در آن حکمت به تجربه‌ای شخصی و زیسته تبدیل می‌شود.

رحمتی با اشاره به تعبیر مولانا از مثنوی به‌عنوان «نقد حال ما» افزود: این تعبیر را می‌توان هم نقد حال خود مولانا و هم نقد حال مخاطبی دانست که مثنوی را می‌خواند. به این معنا، حکایت‌های مثنوی صرفاً روایت تجربه‌ای متعلق به گذشته نیستند، بلکه می‌توانند به تجربه و وضعیت امروز خواننده نیز پیوند بخورند.

این محقق با بیان اینکه در شرح پیشنهادی خود می‌خواهد از دستاوردهای رشته‌ها و حوزه‌های مختلف علوم انسانی بهره بگیرد، گفت: فلسفه دین، فلسفه اخلاق، معرفت‌شناسی، فلسفه هنر و زیبایی‌شناسی از جمله حوزه‌هایی هستند که می‌توانند در خوانش معاصر مثنوی به کار گرفته شوند. در عین حال، هدف فقط استفاده از نظریه‌های امروز برای توضیح مثنوی نیست؛ بلکه می‌خواهم نشان دهم خود مثنوی نیز چه ظرفیتی برای کمک به مباحث فکری زنده در جهان امروز دارد.

وی برای توضیح این رویکرد به داستان کنیزک و پادشاه اشاره کرد و گفت: در این داستان می‌توان از منظر اخلاق پزشکی به رابطه حکیم و بیمار پرداخت. یکی از مباحث مهم اخلاق پزشکی امروز، الگوهای رابطه پزشک و بیمار است؛ از جمله اینکه پزشک صرفاً درمانگری مکانیکی باشد یا نقش مشاور داشته باشد و درمان را به‌عنوان فرایندی دوسویه دنبال کند. در مثنوی، حکیم پیش از درمان، به روایت بیمار گوش می‌دهد و تلاش می‌کند درد او را از خلال داستانی که بیان می‌کند، بشناسد. این شیوه مواجهه با بیمار، ظرفیت قابل‌توجهی برای گفت‌وگو با مباحث معاصر اخلاق پزشکی دارد.

رحمتی افزود: در این داستان، بیماری صرفاً به مسئله‌ای جسمانی محدود نمی‌شود و مولانا ارتباط میان جسم و روان را نیز در نظر می‌گیرد. از این منظر، می‌توان لایه‌های مختلفی از مباحث اخلاق پزشکی و رابطه پزشک و بیمار را در روایت او بررسی کرد.

وی همچنین به ظرفیت مثنوی در حوزه فلسفه موسیقی اشاره کرد و گفت: مولانا در مثنوی درباره موسیقی بحث‌هایی دارد که می‌توان آن‌ها را در پیوند با نظریه‌های فلسفه موسیقی بررسی کرد. گاهی مفاهیم دشوار و پیچیده نظری در چند بیت مولانا به شکلی روشن و قابل‌فهم بیان شده‌اند؛ بنابراین شرح معاصرانه باید بتواند ارتباط این ابیات را با مباحث نظری امروز توضیح دهد.

این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت حفظ وحدت روش در این اثر اظهار کرد: قرار نیست صرفاً مجموعه‌ای از بحث‌های پراکنده درباره موضوعات مختلف ارائه شود. باید رویکرد مشخص و منسجمی وجود داشته باشد و در عین حال، هرجا مثنوی ظرفیت طرح یک مسئله معاصر را دارد، آن ظرفیت به‌درستی آشکار شود. در این مسیر نیز تلاش می‌کنم از مشورت و همراهی استادان حوزه‌های مختلف بهره بگیرم.

رحمتی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به جایگاه مثنوی در فرهنگ ایرانی و اسلامی گفت: به نظر من مثنوی یکی از گویاترین متن‌های اسلام ایرانی است و ظرفیت آن بسیار فراتر از آن چیزی است که تاکنون در پژوهش‌ها و شرح‌های مربوط به آن مورد توجه قرار گرفته است. اگر بخواهیم متنی را پیدا کنیم که بتواند با مخاطبان مختلف و در سطوح گوناگون ارتباط برقرار کند، مثنوی از مهم‌ترین گزینه‌هاست.

وی افزود: در بسیاری از خوانش‌های موجود، مثنوی یا به ادبیات و زبان‌شناسی محدود شده یا از منظر فلسفه و عرفان سنتی بررسی شده است. در نتیجه، گاهی ارتباط آن با متن زندگی و مسائل واقعی انسان امروز کم‌رنگ شده است. در این شرح می‌خواهم نشان دهم که مثنوی علاوه بر ظرفیت‌های ادبی و عرفانی، می‌تواند با مسائل و پرسش‌های فلسفی و اخلاقی معاصر نیز وارد گفت‌وگو شود.

رحمتی با بیان اینکه شرح مثنوی پروژه‌ای زمان‌بر است، ابراز امیدواری کرد بتواند با استمرار کار، در سال‌های آینده این اثر را به سرانجام برساند و گفت: به نظرم یکی از راه‌های زنده نگه داشتن مفاخر فکری و فرهنگی، نگاه معاصرانه به آثار آن‌ها و پیوند دادن این آثار با مسائل روزگار خودمان است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها