سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- هومن هنرمند؛ کتاب «مغز ایدئولوژیک» نوید گسترش مطالعات مغز در رشتهای تازه به عنوان علوم اعصاب سیاسی را میدهد. رشتهای که بر حسب مطالعات عصبشناختی و آنچه نحوهی عملکرد و ساختارهای مرتبط با مغز را میسنجد، شکل گرفته است. لئور زمیگراد در کتابش به کمک آزمایشات مختلف خود و دانشمندان پیشین پیوند متقابل میان مغز و ایدئولوژی را نشان میدهد: «برای درک رابطه علت و معلولی باید دریابیم چه چیزی مقدم است و چه چیزی مؤخر: مغزهای ما یا سیاستهایمان؟» او در ابتدای کتاب دو درک اشتباه از مغز را نشانهگیری میکند؛ یکی اینکه مغزها ظروفی هستند که میتوان آنها را با معانی ایدئولوژیک انباشته کرد. دوم این که ذهن چیزی جدای از مغز است و در جایی بیرون از بدن انسان قرار گرفته است.

آنچه نویسنده بر آن تأکید دارد این است که مغزهای افراد مختلف پتانسیلهای متفاوتی دارند که از بدو تولد در آنها قابل مشاهده است. این پتانسیلها برخی را متمایل به انعطافپذیری و برخی را مستعد پذیرش باورهای ایدئولوژیک میکند، درعینحال ایدئولوژیها نیز کارکرد مغز را تغییر میدهند: «مغز ما سیاستهای فردیمان را میسازد و همزمان، ایدئولوژیهای ما بر کارکرد مغز اثر میگذارند.» زمیگراد همچنین نقش انتخاب فردی را با اهمیت میداند و از ارائهی نگرشی جبرگرایانه دور میشود. برخی چه به لحاظ ژنتیکی و چه محیطی مستعد پذیرش باورهای متعصبانه و ایدئولوژیک هستند اما به مرور انعطافپذیری فکری پیش میگیرند و برخی بالعکس. اما علم مطالعه مغز دروازهای به روی امکانهای متفاوت پیش روی انسانها میگشاید و علت به وجود آمدن نگرشهای ایدئولوژیک را توضیح میدهد.
مغز انسان بهطور کلی در پی دو چیز است: یکی پیشبینی و دیگری ارتباط. مغز با یادگیری الگوها و شواهد میخواهد بتواند اتفاقات بعدی را پیشبینی کند. بهعلاوه ذاتاً اجتماعی و ارتباطگراست. مغز خواهان ارتباطی دو طرفه و حضور در اجتماع است و همچنین خواستار توجه و تأیید گرفتن. ایدئولوژی به این دو ویژگی مغز پاسخی محرّک و روشن میدهد. جهان برای فرد پذیرای ایدئولوژی قابل فهم میشود و میتواند علتهای وقایع را بفهمد و حتی نقشهای پیش چشم خود از آینده داشته باشد. و حضور در میان کسانی که با او همنظر هستند بُعد پذیرش تعلق اجتماعی را به او پیشکش میکند. البته مسئله به همین سادگی تمام نمیشود. مغز تشنهی حقیقت است.
ممکن است با تعارضاتی مواجه شود که او را از دیدگاه ایدئولوژیک خود دور کند. تفکر ایدئولوژیک نیز دو ویژگی دارد: اولی دکترین سختگیرانه، مبتنی بر باید و نبایدها و باورهایی مطلقگرا، و دومی هویتی سختگیرانه که مرزبندی روشنی میان باورمندان به یک ایدئولوژی و دیگران ترسیم میکند. در نظر لئور زمیگراد نگرش ایدئولوژیک سرسختانه و به دور از انعطافپذیری و فروتنی فکری است. گرچه برخی گرایشات و تعلقات سیاسی مثل میانهروی یا لیبرالیسم از رادیکالیسم و افراطگرایی دورتر هستند اما حتی آنها هم میتوانند به دگماتیسم منتهی شوند، چنانچه فرد از پذیرش شواهد معتبر و توانایی بازاندیشی در تفکر خود دور شود. مثلاً راست افراطی و چپ افراطی بیشترین همخانوادگی را در پذیرش تعصبات ایدئولوژیک دارند و واجد کمترین میزان انعطافپذیری فکری هستند.
لئور زمیگراد با آزمایشات گوناگون نشان میدهد پذیرش انعطافپذیری یا باور به دگماتیسم در واکنشهای بدن انسان قابل رؤیت است. مثلاً «یافتهها نشان میدهند افرادی که گرایش سیاسی محافظهکارانهتری دارند، در واکنش به صداهای تهدیدآمیز، پلکهایشان را محکمتر به هم میزنند. در مقابل، لیبرالها واکنشی ضعیفتر نشان میدادند؛ پلک زدنهایشان ملایمتر بود و نشانههای کمتری از وحشت یا ترس غریزی در آنها مشاهده میشد.» باوری معروف به «حساسیت به انزجار» توضیحدهندهی نوعی تصور اخلاقیات مبتنی بر پاکی است که افراد را به اتخاذ گرایش محافظهکارانه سوق میدهد و موجب انزجار آنها از موضوعات مرتبط با مضامین ناپاکی جسمانی یا جنسی است. همین انزجار توضیحدهندهی مخالفت محافظهکاران با پذیرش مهاجران در کشور خود است. زمیگراد با نقل از مارتا نوسباوم مینویسد: «در طول تاریخ، از احساس انزجار برای کنار گذاشتن و به حاشیه راندن گروهها یا افراد استفاده شده است؛ کسانی که نماد ترس و بیزاریِ گروههای غالب از حیوانیت و مرگپذیری خودشان بودهاند.»
علاوه بر آشکارگی نقش بدن و کارکرد متفاوت مغز، محیط یا به تعبیر نویسنده «آشیانه» بر نحوهی اتخاذ نگرشهای گوناگون اثرگذار است. بهطور مثال طرد اجتماعی و کمبود منابع نیز انسانها را به پذیرش باورهای متعصبانه و افراطی متمایل میکند. همچنین ترس از مرگ و استرس از عوامل دیگر گرایش به ایدئولوژیهای متفاوت هستند. در نهایت «تفکر ایدئولوژیک با نگرش علمی پرسشگر و موقتی، ناسازگار است - نگرشی که به گفتوگو و بازنگری علاقهمند است. آزاد بودن و رهایی از ایدئولوژی، یعنی درگیر شدن با صداهای گوناگون، بازی کردن و کنار گذاشتن جدیت افراطی. یعنی جرئت خروج از سناریوی از پیش نوشتهشده.»
نظر شما